ادامه فاکتورهای موثر در گل دهی گیاهان زینتی

اندازه مریستم : 

اتحاد بین تعداد برگها و انتقال فاز ممکن است با دیگر کاراکترهای اندام شناسی مانند اندازه مریستم رابطه دارد. یک اتحاد بین اندازه مریستم و انتقال خارج از مرحله نونهالی جایی که گیاه ممکن است از نونهالی به بلوغ ترقی یابد بعد از افزایش مریستم ماوراء یک اندازه کوجک مریستم به همان اندازه تعداد برگها افزایش می یابد. برای مثال در داوودی گل دهی آغاز نمی شود تا اندازه جوانه انتهایی به نیم برسد به همین نحو مینگر و مک دانل نشان دادند که گیاهان تنباکو 37 برگ از جوانه انتهایی را قبل از گل دهی تولید می کنند. بعد از تعدادی تجربیات پیوند زنی آمیزش تنباکوهای متنوع، آنها نتیجه می گیرند که تعداد گره های تولید یک مریستم قبل از گل دهی فرآیند تحریک بخش گل بوده و صلاحیت مریستم که نشان گل دهی داشت.

علم باغداری همچنین روشن می کند که عبور درخت از دوره نونهالی ممکن است متحد شود با به کمال رسیدن اندازه گونه است. در هر حال کارهای اخیر نشان می دهد که تغییر فاز H.helix وابسته به اندازه مریستم است. اگرجه در این پیش فرض از انحاد، بین اندازه مریستم و انتقال فاز خارج می کند هر درگیری کربوهیدرات ها را ما می دانیم. کربو هیدرات روی تعداد برگها قبل از دوره نونهالی یا گل دهی تأثیر می گذارد.

شرایط محیطی:  

شریط محیطی که رشد را عقب می اندازد می تواند انتقال از دوره نونهالی به بلوغ را نیز به تأخیر اندازد. برای مثال همان طور که قبلا" گفته شد قرار گرفتن در معرض پرتوافکنی پایین می تواند انتقال از نونهالی به بلوغ را یا بازگشت از بلوغ به نونهالی را به تأخیر اندازد. این چنین اتحادی می تواند نقش کربوهیدرات در دسترس موجود در انتقال از نونهالی به بلوغ را زیر سوال ببرد. این فرض تاب آورده اند در افزایش پرتوافکنی می تواند توسعه ، طول مدت نونهالی را کاهش دهد. تعدادی از علف های یک ساله توسط کاهش در تعداد برگها قبل از اولین گل دهی معین شده اند. برای مثال دوره نونهالی می تواند به اندازه پرتوافکتی کاهش یابد. به همین نحو تعداد انواع دوره های نونهالی می تواند توسطاضافه کردن نور تکمیلی تولید شود یا شرایطی را فراهم کند که موجب رشد آن شود.

 اساس فیزیولوژیکی انتقال از مرحله نهالی به بلوغ

اساس فیزیولوژیکی انتقال از نونهالی به بلوغ به خوبی قابل فهم نیست. عملکرد تنظیم کننده رشد گیاهان می تواند انتقال از نونهالی به بلوغ را تسریع کند یا به تأخیر اندازد و یا سبب بازگشت از بلوغ به نونهالی گردد. برای نمونه تبدیل اسید جیبرلین به Cupressus arizonica باعث می شود میوه کاج فر، وقتی فقط 2 ماهه است رشد کند. به همین نحو دیگر معلجاتی که در اثر تراکم درون زایی اسید جیبرلین در درختان سوزنی برگ می تواند طول مدت نونهالی را کاهش دهد. درمقابل سوزنی برگها،عملکرد تبدیل اسید جیبرلین به H.helix می تواند سبب یک بازگشت از بزرگی به نونهالی شود. عملکرد Amo 1618 نتوانست سبب فاز تغییری از نونهالی به بلوغ در H.helix شود. اگرچه آسیی میدول بازگشت خودجوش به مرحله نونهالی در نور پایین در H.helix را فراهم می کند. کاهش یکسانی انتقال از نونهالی به بلوغ را در عملکرد اسید جیبرلین دنبال می کند که روی مرکبات توجه می کند.

ادامه فاکتورهای موث در گل دهی گیاهان زینتی

 تنظیم خود مختار گل دهی

ارگانیسم ها حول یک سری از فازهای رشد در طول رشد و رسیدن انتقال می یابند. د ربین انواع حیوانات تغییرات فاز رشد در سراسر ارگانیسم ها حاضر است. در مقابل در بین گیاهان این تغییرات فاز ی فقط در رأس مریستم شاخه و گل دهی اتفاق می افتد آن هم اگر یک مریستم شایسته گل شدن باشدو آن به یک نشان تحریک آمیز دست یابد احتمال ددارد انجام شود. اینکه آیا یک مریستم شایسته گل شدن است به فازی که مریستم در آن است بستگی دارد. انتقال بین فازهای رشد با عنوان فاز تغییری مطرح است. به طور یکسان یک گیاه حول 3 فاز می گردد: نهال، سن رشد و سن تولید مثل. بحران تفاوت بین نهال ها و بلوغ در توانایی اینکه مریستم با موفقیت گل دهد ذاتی است که تنها در مراحل بلوغ مشاهده می شود.

تفاوت بحرانی بین سن رشد و سن تولید مثل یکسان است چه مریستم موجب گل دهی شود یا نه معین است خواه یک گیاه شایسته است یا معین (مصمم ) است. نسبت به گل دهی می تواند استفاده از تجربیات قلمه زنی را ارزیابی کند. اگر یک قلمه ی غیر گیل دهی با یک قلمه پایه و آن قلمه گل پیوند خورد سپس قلمه باید شایسته عکس العمل نشان دادن به محرک های گل شود. در مقابل اگر قلمه گل ندهد آن هنوز شایسته نیست. اگر یک قلمه به یک نهال پایه و قلمه ی بی اعتنا به گل دهی پیوند خوردآن نوید بخش این است که مشخص شده تا گل دهد. برای مثالBetula verracosa بافت گرفته شده از نهال پیوند خورده روی یک پایه نهال باقی می ماند یا رشد می کند یعنی قلمه شایسته گل شدن است. در مقابل بافت های جمع شده از درخت بالغ بعد از 2 سال شایسته گل دهی است باید تأکید کرد که انتقال از نهال به مراحل رشد یک فرآیند تناوبی است . به عنوان مثال توانایی گل دهی یک فرآیند بوده و قابل انتقال است. کلم بروکسل ها و چغندر ها حول یک انتقال واضح از نهالی به مرحله ی بلوغ به عنوان مدرکی توسط افزایش توانایی سرما درمانی برای ترغیب گل دهی به همان اندازه سن های گیاهان نسبت به یک انتقال ناگهانی می چرخد. وقتی یک گیاه به مرحله بلوغ می رسد یک افزایش مازاد بر احتیاج گل به همان مقدار سن آنها بی اعتنا به شرایط تحریک پذیر وجود دارد برای نمونه فرفیون پالچیریحا وحشی ، گیاهان  Klotzsch  پایه یا مادر تعداد موفقی از گونه های خودرو هرسی تبدیل می کنند یعنی می توانند فاز سن رشد طولانی داشته باشند در حالی که درصد گیاهان هرسی که خود به خود اندام گل را تولید می کنند با هر نسل موفق قلمه، افزایش می یابد. هرچه گیاهان مادر پیرترمی شوند قلمه گرفتن از آن ها بیشتر شبیه گل های هستند که تحت شرایط غیر تحرک پذیر اتفاق می افتد به همین نحو توانایی گل کرفس در عکس العمل به سرما در جای افزایش می یابد ، همان قدر که یک گیاه رشد می کند و بزرگ می شود معلوم می گردد توسط یک زمان کوتاه تر برای آغاز گل دهی و باز شدن گل بعد از کامل شدن سرما درمانی.

انتقال از نو نهالی به بلوغ در گونه های درختی و بعضی از انواع علفی می تواند با تغییرات در اندام شناسی، شناسایی وضع برگ، ترنینس،  ظرفیت ریشه دوانی و حفظ برگ ها مجزا شود یعنی یک تغغر فنوتیپی. برای مثال ترتیب برگها درmagus Antirrhinum . تغییرات متقابل در طول نونهالی به تناوب در طول مراحل رشد است. تغییرات برجسته تر اندام شناسی برگ ها در گیاهان آبزی vulgaris Hippuris به همان اندازه انتقال از نونهالی به سن بلوغ در گیاهان است. ریشه انگیزی از روی میل زمانی که بافت در دوره نونهالی است اما هنوز بطور کامل به دوره رشد نرسیده است اتفاق می افتد. بخاطر اینکه مراحل تغییرات در طی رشد گیاه زود گذر است آنجا می تواند یک شیب فضایی در فازهایی در امتداد یک پایه باشد. در بعضی نمونه های موجود که فاز نونهالی در رابطه ی کوتاه است آنجا که ممکن است بطور متشابه ساختارهای نونهالی پایه گذاری شده بر گیاهان موجود باشد. نواحی مریستمی سپس به مرحله بلوغ تغییر می یابد و در نتیجه ساختارهای بلوغ و تولید مثل اغلب در بخش های احاطه گر یک گیاه پیدا می شوند. این می تواند معمولا" در  Fagus  syivatica و spp  auercusمشاهده شود. جایی که نونهالی با حفظ برگها در طول زمستان همراه شود و می تواند روی پایه درخت مشاهده شود. بخاطر اینکه بیشترعلف ها یا گونه ها ی یک ساله شکل ظاهری یا تغییر فنوتپی بعد از انتقال از نونهالی به بلوغ را نشان نمی دهد. ما اغلب تغییر فاز از نونهالی را که پایه گذاری شده روی دیگر نشان های رشد می دانیم. تعداد برگهایی که آشکار شده اند از جوانه زدن به همان تعداد برگهایی است که مستقسم اندازه گیری می شود از رشد گیاهان و، وابسته به دما است. به این دلیل شناسایی گل شایسته پایه گذاری شده روی تعداد برگها معمولا" مورد استفاده قرار می گیرد. به عنوان یک تغییر فاز کلی معرفی شده در تولید تجاری گل است. اگر یک بار به سن بلوغ برسد برای نمونه نونهالی یا مرحله بلوغ مقاوم باقی مانده ، حول گیاهان خودرو و پیوند خورده است برای نمونهH.helix هرسی که از بافت نهال گرفته شده  بعد از رشد نهال باقی می ماند و بالعکس. هرچند در موارد کمیاب شرایط غیره بهینه و استرس زا می تواند سبب تجدید حیات یا برگشت به دوره نهالی گردد برای نمونه شرایط پرتوافکنی پایین می تواند سبب تجدید حیات از سن بلوغ به نونهالی شود. اگرچه شیوع جنین بازگشتی به اندازه طول زمان کاهش می یابد، از آنجایی که انتقال از نونهالی به بلوغ افزایش می یابد این هم قابل توجه است که تولید مثل جنسی یا نامیزه ای در جوانه زدن در مرحله نونهالی نتیجه می دهد. یک تعداد از فاکتورها برانتقال بین فازهای موجود در گیاهان اثر می گذارد. بعضی از فاکتورهلی اثر کننده بر انتقال از نونهالی به بلوغ در ادامه آورده شده است مخصوصا" تأثیر انواع اندازه مریستم و فاکتورهای محیطی بطور مختصر ذکر شده اند.

 انواع : 

در کل زندگی بلندتر یک نوع مرحله بلند،  نهالی است. برای مثال بعضی از درختان گردو می تواند یک دوره نهالی 25 ساله داشته باشد. در برابر یک دوره 4 ماهه نهالی در گونه های چند ساله ی علف ها یا دوره 2  هفتگی نهالی برای بعضی از گونه های یک ساله . در بعضی موارد مانند sativa Raphanus  در آغاز، مرحله ی  نهالی وجود ندارد همان قدر که دانه جذب شود می تواند بهاره شود. در برابر انواع گیاهان درختی پیش دوره فاز نونهالی گونه های علفی بر اساس تعداد برگها معرفی شده اند.

فاکتورهای موثر در گلدهی گیاهان زینتی

مقدمه :

گلدهی یا تغییر از برگ بوسیله یک مریستم می تواند توسط نشان های داخلی و خارجی بر انگیخته شوند. نشان های داخلی یا خود مختار شامل به گل نشستن از فاکتورهایی مانند سن و اندازه گیاه  می باشد. نشان های خارجی به گل نشستن از محرک های محیطی مانند طول روز شب، پایین بودن دما، میزان آب می باشد. توسعه نشان های داخلی به منظور کنترل توانایی های گل دهی گیاهان به منظور تنظیم گل دهی وقتی یک گیاه در اندازه یا سن بهینه است. توسعه نشان های خارجی اجازه برای زمان بندی بهینه گل دهی در طی یک سال به منظور فراهم کردن جوانه زدن و بهبود دانه قبل از شریط سخت به علاوه برای هماهنگ کردن گل دهی در یک گروه است . این هماهنگی برای اینکه گونه های دگر گشن موفقی داشته باشد ضروری است. دخالت کردن در فرایندهای گل دهی و نشان های خود مختار و خارجی که نتیجه آن گل دهی است و اینکه آنها چطور توسط پرورش دهندگان گل و فیزیولوژیست های گیاهان می تواند انجام شود. در این فصل به بحث درباره آن می پردازیم هم نوشته های اساسی و هم اجرایی تجدید نظرخواهد شد. فصل تمییز خواهد کرد بین فاکتورها که نتیجه آن گل دهی در نتیجه تحریک برانگیزی در مقابل خفتگی جوانه است. به علاوه، اطلاعات مفصل در شرایط خاص که موجب ترویج گل دهی گونه های زینتی علف ها می شود به منظور توانا کردن یک پرورش دهنده یا دانشمند تا اینکه در زمان مطلوب گل دهی گل را ترغیب کند. بیشتر این اطلاعات خاص جدید هستند به علاوه اطلاعات طبقه بندی شده گونه ها در گروه های بازتابنده اخیرا" معرفی شده اند.

 

فرآیندها و اصطلاح شناسی گل دهی

فرآیندهایی که به موجب آن اتفاقات موجود در یک شاخه مریستم در این روش با عنوان تولید گل ها دو برابر را نتیجه می شود اغلب با عنوان گل انگیزی نام برده می شود. از تشکیل شکوفه ها بعد از القا با عنوان گل دهی نام برده می شود. فرایند بعد از شکوفه زدن تا گل دادن را افزایش گل می نامند. از گل دادن با عنوان کارخانه گرده بوسله پرچم نام برده می شود. باید به این نکته که باز شدن گل می تواند پیش یا بعد از گل دادن اتفاق بیفتد توجه نمود. یک مریستم وقتی به شایستگی گل شدن می رسد که آن بتواند در روش مورد انتظار وقتی یک نشان توسعه یافته مناسب را می دهدعکس العمل نشان دهد. از یک مریستم با عنوان معین نام برده خواهد شد اگر آن برنامه ریزی توسعه یافته و یکسانی را دنبال کند حتی بعد از آن از یک منبع محیطی یا محرک بیوشیمی انتقال خواهد یافت. در بعضی نمونه ها گل دهی می تواند تا زمانی نشان توسعه یافته دوم به دست رسد به تأخیر بیفتد. برای مثال بعضی نوع ها نیازبه یک توالی از دو دوره نوری متفاوت برای تغییر عمده موفق دارند. به همین نحو بعضی از نوع ها نیاز دارنداز یک سرما درمانی توسط دوره نور خاص برای تغییر عمده موفق پیروی کنند. اغلب گل انگیزی اتفاق می افتد اما رشد گل قطع می گردد. این چنین توقف در رشد گل که موجود در بعضی نوع ها است مربوط به خواب بذر است. در بیشتر موارد یک اتفاق خاص محیطی یا یک رشته از نشان های محیطی بیشتر برای شکستن خفتگی بذر اتفاق می افتد خفتگی بذر در انواع نارون رایج است. پیچیدگی کنترل مکانیسم های تابعه گل دهی بسیار زیاد است. شگفت آور است که گل دهی به هیچ وجه نتواند اتفاق بیفتد با تاب نیاوردن حساسیت هر مرحله و امکان توقف گل دهی در طول فرآیند گل دهی که مهم هستند اگر تنها یک فاکتور تسریع کننده موجود باشد و دیگر شرایط مناسب نباشد احتمال دارد گل دهی صورت نگیرد.

با این وجود مازاد بر احتیاج در فرآیند گل دهی را میسازندکه فراهم کنند که تعداد نشان هایی که می تواند گل دهی را به منظور جبران نوسانات محیطی توانا سازد. وراثت مازاد بر احتیاج موجود در سیستم می تواند گل دهی و راههایی که جندین نشان محیطی که می تواند در گل انگیزی یکسان نتیجه شود در مدل های اخیر یافته است.

پایه های پسته

پایه های پسته ( Pistacia vera L. )

پسته درختی دو پایه از تیره پسته سانان (Anacardiaceae ) است. در جنس پسته، یازده گونه مختلف وجود دارد که بومی نواحی مختلف نیمکره شمالی می باشند. پسته معمولی، بومی نواحی شمال شرقی ایران است و سه تا چهار هزار سال است که زیر کشت در آمده است. در ایران دو گونه پسته به نام های بنه (P.mutica ) و خنجک( گلخونک P.khinjuk ) نیز به طور وحشی یافت می شوند که بیشتر برای پایه های پسته معمولی استفاده می شوند. در مراکش گونه ای از پسته به نام آتلانتیکا (P.atlantika ) وجود دارد که هم میوه اش خوراکی است و هم برای پایه ای برای پسته به کار می رود.

پسته هم در برابر سرمای زمستان و هم در برابر گرمای تابستان پایدار است و از -20 درجه تا +40 درجه را می پذیرد. مناسب ترین خاک برای پسته خاک لمونی شنی سبک است که چون این درخت دارای یک ریشه محوری ژرف است، خاک باید دست کم دو متر ژرفا داشتته باشد. به دلیل ژرف بودن ریشه، درخت پسته در برابر  کم آبی بسیار پایدار است. از ویژگی های دیگر این ، گیاه پایداری زیاد آن در برابر شوری زمین است براساس پژوهش ها، این گیاه برای رشد نیازی به نمک ندارد. رطوبت زیاد هوا و خیس بودن خاک هر در برای پسته مضرند و رشد و میزان محصول آن را به شدت کاهش می دهند.

افزیش پسته به دو روش کشت بذر و پیوند زدن روی دان نهال حاصله انجام می شود. در این مورد، دو نکته را باید رعایت کرد، یکی اینکه؛ چون ریشه این گیاه برای تولید ریشه فرعی قدرت کافی ندارد، نشأ کردن آن مقرون به صرفه نیست و باید بذر را، در محل اصلی در باغ ها کاشت و بر حسب رشد دان نهال ها پس از یک تا سه سال آن را پیوند کرد. دوم اینکه؛ چون پسته دو پایه است، در باغ باید حدود 1% از پایه ها را پیوندک نر پیوند زد.

درخت پسته معمولی را به روش های شلجمی یا جامی پا بلند پیرایش می کنند و درختان بارور، به دلیل رشد اندکی، جز برای حذف شاخه های خشک شان هرس نمی شوند. گرده افشانی آن توسط باد صورت می گیرد. شکوفه، به شکل خوشه های جانبی، روی شاخه های یکساله بوجود می آید و فاقد گلبرگ استو سن باروری برحسب رقم 5-8 سالگی است و گیاه در 15-40 سالگی بیشترین محصول را تولید می کند. فاصله کاشت پسته به طور معمول 6-8 متر است. از مسایل مهم پسته کاری سال آوری ( باردهی  متناوب ) است که به طور معمول امری است ارثی، ولی تا حدودی نیز مربوط به ضعف درخت بر اثر تولید بیش از حد میوه در یکی از دو سال که در این صورت می توان به وسیله تنک کردن با آن مبارزه کرد. برای پسته می توان از گونه های بنه، خنجک و پسته معملی استفاده کرد. بهترین نتیجه از پایه های پسته معمولی گرفته شده است. پیوند شکمی (معکوس ) و یا لوله ای در پیوند پسته نتیجه رضایت بخشی دارد.

برگ های پسته متناوب، خزان کننده، شانه ای، به ندرت سه برگچه ای یا منفرد، بدون گوشوارک است. گل ها روی خوشه ساده یا مرکب، تک جنسی ( گیاه دو پایه )؛ گل های نر معمولا" با 4-5 پرچم؛ میله پرچم کوتاه؛ بساک بزرگ؛ گل ماده با تخمدان یک خامه ای؛ خامه کوتاه و کلاله سه شاخه؛ شاخه های کلاله پهن و بر گشته، میوه آن از نوع شفت، کم و بیش مورب ، دارای یک دانه.

 انواع پایه پسته

۱- P.atlantica : محور برگ دارای بال باریک. میوه پخ، برگچه ها دارای نوک کند و نا مشخص .

نوع دیگر آن : محور برگ بدون بال، میوه پخ نیست، برگچه ها دارای نوک مشخص.

۲- P.khinjuk : میوه واژ تخم مرغی یا گرد به طول حداکثر 5 میلیمتر، برگچه ها تخم مرغی پهن با نوک باریک.

3- P.vera : میوه بیضی – تخم مرغی به طول 10-20 میلیمتر، برگچه ها بیضی- تخم مرغی با نوک تیز.

پایه های انگور

پایه های انگور (Vitis vinifera L. )

این گیاه از تیره انگور (Vitaceae ) و جنس ویتیس (Vitis ) ، دارای دو زیر جنس موسکادینیا (Muscadinia ) و ائووتیس (Euvitis ) می باشد. بیشترین گونه ای که از جنس Vitis کاشته می شود، V.vinifera می باشد. ارقام V.vinifera در تمام اقالیم به صورت کشت تجارتی یافت می شوند، و تقریبا" در همه موارد علی رغم اینکه ارقام گونه به آسانی ریشه می دهند، مو بر روی ریشه خود پرورش داده نمی شود. انگورهای V.vinifera تقریبا" همگی پیوند شاخه می خورند چون به حشره ای به نام فیلوکسرا(Phylloxera )، که خاکزی می باشد بسار حساس هستند.  

منشأ و تاریخچه پرورش انگور

برای قرن ها مو بر روی ریشه خود پرورش می نمود. شواهد مربوط به برداشت انگور و پرورش مو به ما قبل تاریخ بر می گردد، و موهای vinfera  احتمالا" از صحرایی در منطقه آسیای صغیر انتخاب و به دست آمده اند. 

کشت vitis در دنیا

در حال حاضر کشت مو در تمام مناطق انجام می گیرد، و سطح زیر کشت فعلی آن بیش از ده میلیون هکتار برآورد می شود. کشت مو عمدتا" بین دو حد دمای متوسط سالانه (10-20 در جه سانتنی گراد ) انجام می گیرد. تغییر ارتفاع، کشت آن را در مناطق گرمسیری ممکن می سازد، و کشت مو روی تپه های مشرف به خط استوا می تواند تا منتها درجه حرارت عرض جغرافیایی ادامه یابد.

تاک برای رسانیدن میوه خود به فصل رشد گرم و طولانی نیاز دارد. ریشه تاک به نسبت ژرف استو به این دلیل این گیاه در برابر کم آبی بسیار پایدار می باشد از نظر خاک حساسیت ویژه ای ندارد و حتی در خاک هایی که حاوی بیش از 50% آهک اند بخوبی رشد می کند. در انگور برای تبدیل شدن گل به میوه باید عمل گرده افشانی انجام گیرد. در انگورهای دانه دار علاوه بر گرده افشانی، انجام عمل تلقیح نیز ضروری است، ولی در اغلب انگورهای بی دانه نیازی به این کار نیست. تنک کردن خوشه ها در جلوگیری از ریزش دانه ها و بالا بردن کیفیت محصول موثر است. افزایش تاک بوسیله خوابانیدن و پیوند امکان پذیر است ولی روش مرسوم استفاده از قلمه است. فاصله کاشت تاک در باغ های سنتنی 3*3 متر و در سیستم داربستی 2/5 متر روی ردیف و 3 متر بین ردیف ها می باشد.  

مسایل خاک

اثر آهک زیاد در گونه های غیر متحمل، ظاهر شدن کلروز آهک است. در این صورت PH  بالا موجب کاهش آهن قابل استفاده در مو می شود؛ که نتیجه آن بروز علایم کمبود آهن می باشد. بدین ترتیب وقتی فیلوکسرا باعث خشک شدن موها می شود، پیوند ارقام V.vinifera با سلکسیوون های V.riparia یا V.rupestris مسئله دیگری را تحت عنوان کلروز آهن ایجاد می کند.  

مقاومت به نماتد

نماتدها کرم های گرد و کوچکی هستند که می توانند خسارت های مستقیمی وارد کرده یا از ریشه تغذیه نموده و یا حامل بیماری های ویروسی باشند. مهمترین نماتدهایی که مستقیما" از ریشه های انگور تغذیه می کنند شامل : نماتد غده ریشه (Meloidogyne incognita )، خنجری شکل ( Xiphinema Americana و X.index ) زخم ریشه، نماتد مرکبات و نماتد لقوی است.

Baco noir به عنوان هیبرید مقاوم به فیلوکسرا با باردهی مستقیم، پایه ای بسیار قوی است و در خاک های لومی شنی و لومی رسی میشیگان شاخ و برگ زیادی را تولید می کند. رقم Marechal به فیلوکسرا نسبت به Baco noir بسیار حساس تر است و در خاک های لومی رسی قدرت رویشی و ظرفیت شاخ و برگدهی آن کاسته می شود.  

 مقاوت به خشکی و تحمل به شوری

کشت مو در مناقی که آب یا نیست و یا در یک فصل کم است موجب می شود که عادات رشد و میزان نفوذ پایه ها در خاک در جستجوی آب، درد آن مناطق جغرافیایی مطلب قابل توجهی تلقی شود. مناطق زیر کشت انگور که فاقد بارندگی کافی  هستند، از طریق آبیاری، آب مورد نیازشان تکمیل می شود.

 

گونه های مختلف پایه های انگور

1- Vitis rupestris schull : عموما" آن را انگور شن زار یا انگور ساحل شنی می نامند. این گونه شدیدا" در مقابل فیلوکسرا، سفیدک سطحی و پوسیدگی سیاه مقاوم است، و کاملا" در برابر تنش یخبندان مقاوم می باشد. قلمه ها بزودی ریشه دار شده و موهای حاصله، وقتی در خاک های شنی با رطوبتی در عمق 2-3 پا از سطح خاک کشت شوند، رشد متوسط تا قوی خواهند داشت. 

2  -Vitis berlandieri planchon  : عموما" آن را انگور کوچک کوهی می نامند. شدیدا" مقاوم به فیلوکسرا، سفیدک سطحی و پوسیدگی سیاه و تنش خشکی است. قلمه های آن در موقع ریشه دهی با مشکلاتی روبه رو می شووند و فقط بطور متوسط در برابر تنش یخبندان مقاوم است. در خاک های شنی و آهک دار رشد قوی دارد.

3- Vitis champini planchon : عموما" آن را انگور زمین های رسی می نامند. در خاک های خشک رسی و آهکی گونه قابل قبولی است و خیلی در برابر فیلوکسرا مقاوم می باشد. این گونه به پوسیدگی سیاه نیز مقاوم بوده و مقاومت آن به سفیدک سطحی در حد متوسط می باشد. در خاک های شنی یا سنگین بح خوبی رشد می کند.

پیوند رومیزی (Bunch grafting ) : متداول ترین روش پیوند انگور، پیوند رومیزی می باشد.

1- پس از ریزش برگها و فرا رسیدن سرمای کافی برای رسیدن شاخه های خشبی، شاخه های مربوطه را از پایه و پیوندک انتخاب می کنند شاخه به طول 12-13 اینچ بریده شده و جوانه های شاخه پایه را جدا کرده و شاخه ها را بصورت دستجات 100-200 عددی بسته بندی می کنند.

2- نگهداری بسته های مذکور تا زمان انجام پیوند ادامه می یابد. عموما" مدت نگهداری 2-4 ماه طول می کشد، تا این که در حدود اواخر فصل یخبندان شدید، عمل تشکیل پینه یا کالوس بتواند کامل شود.

3- عمل پیوند به روش دستی و ماشینی صورت می گیرد. متداول ترین روش دستی پیوند کوتاه زبانه ای یا انگلیسی است. اما اغلب موها با ماشین پیوند از لحاظ تماس محل پیوند مطلوب خواهد بود.

4 – پش از انجام پیوند، محل پیوند و قسمت های پیوندک را بلافاصله در یک چسب مخصوص پیوند فرو می برند. بهتر است از چسب های مخصوصی که حاوی موادقارچ کش برای بیماری بوتری تیس می باشند، استفتده شود.

5- اکنون پیوندها آماده بسته بندی در جعبه کالوس می باشند. این جعبه از چهار جانب محکم بوده، یک سمت آن متحرک، و یک سمت آن باز است.

6- جعبه های پر شده را سپس یا در دمای یک درجه سانتیگراد نگهداری می کنند و یا در اطاق های تشکیل کالوس، که دارای نور کافی هستد، در رطبت نسبی96-98% و حرارت 30 درجه سانتیگراد برای 3-4 روز قرار داده و بعدا" دما به 26 درجه سانتیگراد کاهش می یابد. نور برای تولید شاخه های سبز به محض شروع رشد اهمیت دارد.

7- کاستن دمای اطاق به تدریج تا زمانی که درجه حرارت معدل دمای محیط باشد ادامه می یابد. پس از اینکه یک هفته در معرض هوای آزاد قرار گرفتند، شاخه ها را ممکن است به بیرون انتقال دهند. شاخه ها را باید به دقت آب داده و در مقابل یخبندان محافظت نمود.

8- به محض این که دوره یخبندان سپری شد، آن ها را در خزانه می مارند.

پیوند شاخه در مزرعه : پیوند شاخه در مزرعه، در ازدیاد مو به کار رفته است. این روش اصولا" برای تغییر ارقام به کار می رود. احداث تاکستان عموما" از طریق کشت موهایی که به روش رومیزی پیوند خورده اند صورت می گیرد.

بوته های انگور را بصورت داربستی و با روش های مختلف هدایتی از جمله روش کوردون، پا چراغی، چتری و سیلوز پرورش می دهند. فاصله کاشت بوته ها در روش خوابیده 3 متر و در روش داربستی در حدود2/5 متر می باشد. شاخه های یکساله انگور همه ساله نیاز به هرس دارند و شدت هرس با توجه به قدرت رشد بوته ها و نوع رقم انگور بصورت هرس کوتاه از روی 2-3، هرس متوسط از روی 4-5 جوانه و هرس طویل از روی 8-12 جوانه انجام می گیرد. دیر هرس کردن انگور موجب اشک مو یا گریه مو (Weeping)  می گردد.