اندازه مریستم : 

اتحاد بین تعداد برگها و انتقال فاز ممکن است با دیگر کاراکترهای اندام شناسی مانند اندازه مریستم رابطه دارد. یک اتحاد بین اندازه مریستم و انتقال خارج از مرحله نونهالی جایی که گیاه ممکن است از نونهالی به بلوغ ترقی یابد بعد از افزایش مریستم ماوراء یک اندازه کوجک مریستم به همان اندازه تعداد برگها افزایش می یابد. برای مثال در داوودی گل دهی آغاز نمی شود تا اندازه جوانه انتهایی به نیم برسد به همین نحو مینگر و مک دانل نشان دادند که گیاهان تنباکو 37 برگ از جوانه انتهایی را قبل از گل دهی تولید می کنند. بعد از تعدادی تجربیات پیوند زنی آمیزش تنباکوهای متنوع، آنها نتیجه می گیرند که تعداد گره های تولید یک مریستم قبل از گل دهی فرآیند تحریک بخش گل بوده و صلاحیت مریستم که نشان گل دهی داشت.

علم باغداری همچنین روشن می کند که عبور درخت از دوره نونهالی ممکن است متحد شود با به کمال رسیدن اندازه گونه است. در هر حال کارهای اخیر نشان می دهد که تغییر فاز H.helix وابسته به اندازه مریستم است. اگرجه در این پیش فرض از انحاد، بین اندازه مریستم و انتقال فاز خارج می کند هر درگیری کربوهیدرات ها را ما می دانیم. کربو هیدرات روی تعداد برگها قبل از دوره نونهالی یا گل دهی تأثیر می گذارد.

شرایط محیطی:  

شریط محیطی که رشد را عقب می اندازد می تواند انتقال از دوره نونهالی به بلوغ را نیز به تأخیر اندازد. برای مثال همان طور که قبلا" گفته شد قرار گرفتن در معرض پرتوافکنی پایین می تواند انتقال از نونهالی به بلوغ را یا بازگشت از بلوغ به نونهالی را به تأخیر اندازد. این چنین اتحادی می تواند نقش کربوهیدرات در دسترس موجود در انتقال از نونهالی به بلوغ را زیر سوال ببرد. این فرض تاب آورده اند در افزایش پرتوافکنی می تواند توسعه ، طول مدت نونهالی را کاهش دهد. تعدادی از علف های یک ساله توسط کاهش در تعداد برگها قبل از اولین گل دهی معین شده اند. برای مثال دوره نونهالی می تواند به اندازه پرتوافکتی کاهش یابد. به همین نحو تعداد انواع دوره های نونهالی می تواند توسطاضافه کردن نور تکمیلی تولید شود یا شرایطی را فراهم کند که موجب رشد آن شود.

 اساس فیزیولوژیکی انتقال از مرحله نهالی به بلوغ

اساس فیزیولوژیکی انتقال از نونهالی به بلوغ به خوبی قابل فهم نیست. عملکرد تنظیم کننده رشد گیاهان می تواند انتقال از نونهالی به بلوغ را تسریع کند یا به تأخیر اندازد و یا سبب بازگشت از بلوغ به نونهالی گردد. برای نمونه تبدیل اسید جیبرلین به Cupressus arizonica باعث می شود میوه کاج فر، وقتی فقط 2 ماهه است رشد کند. به همین نحو دیگر معلجاتی که در اثر تراکم درون زایی اسید جیبرلین در درختان سوزنی برگ می تواند طول مدت نونهالی را کاهش دهد. درمقابل سوزنی برگها،عملکرد تبدیل اسید جیبرلین به H.helix می تواند سبب یک بازگشت از بزرگی به نونهالی شود. عملکرد Amo 1618 نتوانست سبب فاز تغییری از نونهالی به بلوغ در H.helix شود. اگرچه آسیی میدول بازگشت خودجوش به مرحله نونهالی در نور پایین در H.helix را فراهم می کند. کاهش یکسانی انتقال از نونهالی به بلوغ را در عملکرد اسید جیبرلین دنبال می کند که روی مرکبات توجه می کند.