سیب
سیب از تیره گلسرخیان (Rosaceae ) و زیر تیره پوموایده (Pomaidae ) می باشد. این گیاه از درختان مناطق معتدل سرد بشمار می آید و می تواند سرمای 35- الی 40 - درجه سانتی گراد را تحمل کند. نیاز سرمایی جوانه های سیب در حدود 1600_ 1000 ساعت زیر َ7 درجه سانتی گراد بوده و در مناطقی که دارای زمستان های گرم می باشند، خوب به عمل نمی آید. در مناطقی که پرورش سیب معمول است، بویژه در دو ماه آخر رسیدن میوه، شب های خنک برای این درخت مناسب بوده و در غیر این صورت در میوه ها طعم و مزه مطلوب حاصل نشده، میوه ها از رنگ کدر و بافت سست بر خوردار می شوند و در ضمن قدرت انبار داری آن ها کاهش می یابد. اکثر ارقام سیب خود نا بارور بوده و نیاز به ارقام گرده زا یا گرده دهنده دارند.
پایه های سیب (Malus domestica Borkh )
تاریخچه پیدایش سیب و بشر تقریبا" به هم وابسته است. سیب معمولی، درختی است بومی اروپای شرقی، آسیای غربی،و نواحی شمال غربی کوه های هیمالیا که از حدود 600 سال پیش از میلاد مسیح در یونان زیر کشت در آمده است. در جنس سیب بیش از 30 گونه و 60 زیر گونه وجود دارد که در سراسر نیمکره شمالی پراکنده هستند. جنس Malus ، یک جنس متنوع است و شناسایی گونه های آن مشکل می باشد. بشر بیش از چندین هزار ساال پیش، ارقام سیب را جمع آوی، جا بجا، دورگ گیری و انتخاب کرده است. برای اینکه، سیب معمولی به صورت یک گونه طبیعی تکامل نیافته است، بلکه شامل رژیم پلاسمایی از نتایج ارقام وحشی بسیاری است. انگیزه اصلی که باعث شد بشر به سیب علاقه مند شود این بوده که ، آن را نخست به عنوان منبع غذایی می دانسته، اما بعدها آن را به صورت یک گیاه زینتی نیز مورد توجه قرار داده است. با شروع قرن پانزدهم، تکنیک پیوند توسعه یافت و استفاده از پایه ها امکان پذیر شد. باغبان اروپایی ارقام سیب پا کوتاه انتخابی را به عنوان پایه برای تربیت درختان به بسیاری از اشکال ماهرانه مثل هرمی، پهن دار بستی و پهن افقی استفاده می کردند.
تاریخ نشان می دهد که نخستین پایه های پا کوتاه کننده سیب شامل دو دسته بودند :
دسته اول به عنوان پارادیس (Paradise) فرانسوی خیلی پا کوتاه کننده .
دسته دوم به عنوان پارادیس انگلیسی (دوسین Doucin) کمتر پا کوتاه کننده .
در سال 1917 نخستین برنامه اصلاحی پایه سیب در ایستگاه تحقیقات ایست مالینگ انگلستان شروع شد. بسیاری از باغ ها در کشورهای مستعمره انگلستان به ویژه در نیوزیلند و استرالیا به شته مومی سیب آلوده شده بودند، برای ایجاد پایه های مقاوم به این آفت، انستیتوی جون انیس و ایستگاه تحقیقات ایست مالینگ برنامه مشترکی را در این زمینه شروع کردند. سری های مرتون ایمیون (Merton immune) مثل 778. MI و 793.MI در دهه 1930 معرفی شدند و به دنبال آن سری های مالینگ مرتون (MM) مثل 115.MM و 101.MM در سال 1952 به بازار عرضه شدند. مقاومت پایه های سری های فوق الذکر به شته مومی سیب از والدیشان یعنی نورسرن اسپای (Northern spy) به آن ها منتقل شده است. پایه های مالینگ مرتون از دو رگیری پایه های مالینگ و نورسرن اسپای حاصل شده اند و مقاوم به شته مومی هستند. از میان این پایه ها 104.MM ، 106.MM، 109.MM و 111.MM سازگاری خوبی با ارقام مختلف سیب دارند. پایه 106.MM زود بارده بوده و استقرار خوبی ددارد و از پایه های نیمه پا کوتاه به شمار می آید. پایه هایی که از ایستگاه پژوهشی ایست مالینگ انگلستان به بازار ارایه شده اند با علامت اختصاری EM ( East malling) یا MM (Maling merton) همراه با شماره های ویژه ای مشخص شده اند. هر کدام از این پایه ها، که به روش خوابانیدن افزوده می گردند، رشد پیوندک را تا حدود معینی محدود می سازند، بنابراین فاصله کاشت درختان پیوند شده روی آن ها، بر حسب نوع پایه، متفاوت است. در حال حاضر در بیشتر نقاط دنیا به خاطر آسانی انجام عملیات داشت و برداشت، باغداران بیشتر به استفاده از درختان پا کوتاه ( حداکثر ارتفاع 3 متر ) و فواصل کشت کمتر گرایش دارند.
در ایالات متحده، از نظر تاریخی تولید اولیه محصول سیب از درختان بذری بود، که این ها از اروپا به آنجا وارد شده بودند. بعد ها ارقام مناسب بر روی پایه های بذری پیوند شدند، از گونه های مالوس بومی آمریکای شمالی کمتر استفاده می شد، چون میوه خیلی نامرغوبی تولید می کردند.
شپشک سن جوزه (San jose scale) به عنوان یک آفت، صنعت میوه کاری آمریکا را در دهه 1900 تهدید می کرد، و باغداران در ابتدا از پایه های کوتاه کننده به صورت تجارتی جهت سهولت در پوشاندن درخت برای ضد عفونی کردن با گاز سیانور استفاده می کردند. بعد از این که محلول سولفور آهک به طور موثر مشکل آفت شپشک سن جوزه را حل کرد، مجددا" علاقه مندی به استفاده از پایه های کوتاه کننده، کاهش یافت.
در اروپای غربی استفاده از پایه های بذری جای خود را به پایه های کلونی 2.M و 106.MM بستته به تراکم کشت داده است و در جنوب غربی اروپا پایه 4.M به طور گسترده استفاده می شود. سیستم های کشت خیلی متراکم به ویژه شکل پهن افقی در فرانسه و داربست هایی به اشکال متنوع مثل شکل بوته دوکی (Spindle bush) در هلند بر روی پایه 9.M توسعه فراوان یافته است. اکنون بسیاری از کشت های مدرن در سایر قسمت های اروپا بر اساس سیستم کشت هلندی (Dutch) می باشد.
موارد استفاده از پایه
برای استفاده از پایه ها و کلون های جدید در نواحی مختلف، قبل از عمومی شدن آن ها بایستی آزمایش هایی صورت گیرد. در سراسر دنیا بیشترین و معمولی ترین پایه مورد استفاده برای درختان سیب پایه های بذری هستند. در آمریکا از بذرور ارقام تجارتی، عمدتا" از بذر سیب دلشیز(Delicious)در کمپوت سازی ها و سایر فرآیندها به دست می آورند، و یا از بذور سیب های میوه ریز فرانسوی (French-crab)، آنتونوکاو ارقام دیگر به عنوان پایه استفاده می کنند. درختان سیب بر روی پایه های بذری تقریبا" یکنواختی ثابت با ویژگی های سازگاری خوب برخوردارند و درصد بالای درختان قابل فروش را به خود اختصاص داده اند.
تحقیقات پایه در رابطه با تنوع اندازه و کارآیی درختان بر روی پایه های بذری در اروپا شرقی تقریبا" از سالا 1900 برای تولید پایه با یکنواختی بیشتر تسریع شده است. امروزه بسیاری از باغ های مدرن در آمریکا و سایر نواحی پرورش سیب بر روی یک و یا چند نوع پایه کلونی پرورش داده می شوند.
در آمریکای شمالی بیشترین پایه های کلونی مورد استفاده 26.M ، 106.M ، 7.M،111.M وبه مقدار کمتر9.M میان پایه های 9.M و چندین پایه دیگر می باشد. در آمریکای جنوبی اکثر درختان بر روی پایه 793.MI و مقدار کمتری بر روی پایه 106.M یا 111.M قرار دارند. در اروپای غربی باغ هلی متراکم بیشتر بر روی 9.M و برخی از کشت های کم تراکم نیز بر روی 106.MM می باشد. در شمال اروپا ازپایه های 2.M، آلنارپ 2(2 Alnarp) بطور گسترده استفاده می شود. در اروپای شرقی هنوز هم درختان بر روی پایه آنتونوکا مسقر هستند، اما در بسیاری از کشت های جدید درختتان سیب بر روی پایه های جدیدی مثل بوداگوسکی (Budagovsky) پایه های لهستانی و 26.M قرار دارند. در خاور دور کشت های جدید درختان سیب بر روی پایه های 106.MM و 26.M می باشد. در استرالیا و نیوزیلند درختان را بر روی 793.MI پیوند می کنند، اما بشتر درختانشان بر روی پایه 106.MM می باشد.
یک آزمایش چهارده ساله نشان می دهد که پایه های پا کوتاه کلا" کار آمدتر از پایه های بذری بوده اند. در چند مورد، پایه های کلونی قوی تر (5.M، 2.M، 1.M، 16.M ) نیز در طول 5 سال آخر، کار آمد تر بودند.
رابرتس و ملنتین آزمایش اول را با آزمایش دیگری با دوازده پایه دنبال کردند. رشد درختان در حدی بود که انتظار می رفت، ولی کنترل رشد، شاخص خوبی برای پیش رسی نبود. فقط چهار پایه از سال پنجم به بعد موجب تحریک 50 درصد گلدهی یا بیشتر گردید. طبق معمول، 9.M کار آمدتر از درختان بزرگتر بود. ولی 7.M خیلی کار آمدتر از Malus sikkimensis به نظر می رسید، هر چند درختان تقریبا" به اندازه رشد کرده بودنند. به همین صورت درختان قوی پیوند شده روی ریشه 1.M کار آمدتر از درختان هم اندازه خودروی 16.M و 104.MM بودند. در حال حاضر به نظر می رسد که در شمال غرب آمریکا 9.M نسبت به اندازه خود، پایه های خوبی می باشند. 26.M تحت شرایط آبیاری، عملکرد خوبی داشته است، ولی حساس به خشکی گزارش شدده است. هر منطقه دارای عوامل محدود کننده مخصوص خود می باشد.
سازگاری پایه
خاک : آکبسینون در مطالعه اخیرش اشاره می کند که پایه ها بر روی اندازه سیستم ریشه، پراکنش آن در خاک و فاصله زمان ی رشد وفعال شدن آن موثرند. عمق ریشه دهی پایه های سیب به سهولت توسط زهکشی ناقص خاک، وجود لایه های متراکم و یا بالا بودن سطح آبهای زیر زمینی مشخص می شود.پا کوتاه ترین پایه های سیب (27.M، 9.M، 26.M، 7.M) معمولا" نیاز به قیم و یا سیم های نگهدارنده داربستی دارند، به خصوص در سال اول و جایی که محصول سالیایه سنگین، مطلوب می باشد. ضعف اسقرار آن ها به دلیل طبیعت شکننده ریشه ها است نه به دلیل سطحی بودن ریشه آن ها. آزمایشات نشان می دهد که در خاک های عمیق،عمق ریشه پایه های پا کوتاه، درست به اندازه عمق ریشه پایه های قوی می باشد. بعضی از پایه های قوی تر، مثل 2.M، 104.MM، 109.MM به اندازه پایه های بذری، دارای استقرار خوبی نیستند.
بافت خاک :خاک های مناسب برای پرورش سیب، لومی شنی و یا شنی لومی که نفوذ پذیر و با زهکش کامل باشند، مناسب است.
درخت سیب می تواند در هر خاکی که حاصل خیز و دارای دست کم 1-2 متر ژرفا باشد، رشد کند. ولی خاک های لمونی که دارای مواد آلی کافی باشند برای آن مناسب ترند. در خاک های شنی و لومی سیستم ریشه دارای همان شکل عمومی ( ریشه های سطحی با ریشه های مویین نفوذ کننده ) می باشد، در حالی که در خاک های رسی بیشتر ریشه ها به طرف پایین و خاک تحت الارض رشد می کنند. همین مقدار کل ریشه به درخت در خاک های لومی بیشترین حد خود را داشته و به ترتیب در خاک های رسی یا شنی کم می شود. به عنوان مثال، در خاک شنی بیشترین عمق ریشه دهی متعلق به پایه آزمایشی DF-5 بوده و کمترین عمق ریشه دهی برای پایه 1.M و 9.M گزارش شده است، در حالی که در خاک های لومی 9.M عمیق ترین ریشه را داشته است.
سازگاری پایه ها به آفات و بیماری ها :مهم ترین بیماری هایی که پایه هادرخت سیب می تواند گستره دمایی وسیعی را تحمل کند و کشت آن تنها در نقاطی اقتصادی نیست که یا زمستان آنقدر سرد باشد (40- درجه سانتی گراد) که شاخه ها خنک شوند و یا آنقدر گرم باشد که سرمای مورد لزوم درختان (1000 تا 1600 ساعت و دمای کمتر از 7 درجه ) تأمین نگردد. افزون بر این، درخت سیب برای تولید میوه هایی با کیفیت مطلوب، باید در نقاطی کشت شود که هوا در یکی دو ماه آخر فصل رشد، بویژه در شب ها، خنک باشد و گرنه میوه ها، طعم، مزه و قدرت انبار داری خود را تا حدودی زیادی از دست خواهند داد. در بین پایه های سیب از نظر مقاومت به سرما تفاوت های ژنتیکی وجود دارد. با وجود این در حالت کلی، در نواحی عمده توسط آمریکای شماالی که عموما" از پایه های مالینگ و مالینگ مرتون استفاده می شود، این پایه ها ثابت نموده اند که از نظر تجارتی به مقدار کافی سرما مقاوم می باشند. شرایط اولیه پایه ها ممکن است واکنش آن ها را به سرما تحت تأثیر قرار دهد. به عنوان مثال 26.M در بعضی از برسی ها خیلی مقاوم به سرما و در برخی از آزمایش های دیگر نسبتا" حساس به سرما شده است. از مناطق میوه خیز دنیا که دارای زمستان های بسیار سرد می باشند برای آزمایش های پایه ها از نظر ممقاومت به سرما استفاده می کنند. از ارقام مقاوم به سرما به عنوان پایه و تنه و همچنین شاخه های اصلی استفاده می کنند. یکی از مهم ترین روش هایی که پایه ها می توانند مقاومت ارقام پیوندی را تحت تأثیر قرار دهند، تسریع بلوغ در پاییز، تأخیر در شکست خواب جوانه در بهار می باشد. رقم نورسرن اسپای به دیر باردهی ( دوره نو نهالی طولانی ) مشهور است. با وجود آن، وقتی که به عنوان پایه مورد استفاده قرار گیرد از نظر زود باردهی درختان پیوندی مثل پایه های بذری عمل می کند. 9.M خواه به عنوان پایه یا پیوندک باعث زود میوه دهی می شود، بنابراین از مشخصات گلدهی یک کلون فرضی نمی توان پیش بینی کرد، که آیا وقتی به عنوان پایه مورد استفاده قرار می گیرد همان تأثیری را خواهد داشت که پایه ی سیب را تحت تأثیر قرار می دهند بیماری آتشک (Fire bilght) و پوسیدگی طوقه (Collar rot) می باشند، که ترتیب به وسیله باکتری Erwinia و قارچ Phytophthora ایجاد می شوند. بیماری آتشک باعث زوال سریع بسیاری از درختان بر روی پایه های 9.M و 26.M و یا میان پایه های 9.M و C6 می شود. پوسیدگی طوقه، یک بیماری جدی پایه های سیب است. بویژه اگر از آن ها در خاک هایی با زهکشی ناقص یا در خاک هایی با رطوبت بالا استفاده شود. در اروپا بسیاری از ارقام به پوسیدگی یقه فوق العاده حساس هستند و پایه ها مقاومت پیوندک را به بیماری پوسیدگی یقه شدیدا" تحت تأثیر قرار می دهند. پایه های مختلف را بر اساس مقاومتی که به بیماری پوسیدگی یقه در رقم سیب زینتی Coxs orange ایجاد می کنند. به سه گروه زیر تقسیم می کنند :
پایه هایی که بیشترین مقاومت را القا می کنند : 9.M، 7.M و 26.M
پایه هایی که مقاومت را القا می کنند : 25.M، 104.MM و 109.MM
پایه هایی با مقاومت متوسط ( بین دو گروه فوق ) : 111.MM و 2.M
از مشکلات جدید ویروسی در سیب نکروز محل ییوند و زوال سیب، است که در شرق ایالات متحده از نظر تجارتی اهمیت زیادی یافته است. در درختانی که نکروز محل پیوند را دارند حداقل در یک طرف محل اتصال پیوند به صورت صاف و مشخص شکستگی ایجاد می شود
موش های صحرایی M. ponnsylvanicus و Microtus pinetorum به باغ های سیب در شرق ایالات متحده خسارت اقتصادی وارد می سازند. آزمایش های متعدد در رابطه با حساسیت کلکسییون هایی از کلون های سیب به تغذیه موش به اجار در آمده است. نتایج این آزمایش ها نشان داده است که پایه 9.M با داشتن پوست ضخیم برای موش ها جالب توجه بوده است. اخیرا" پایه ای تحت عنوان نوول (Novole) مقاوم به موش خوردگی، لکه سیاه سیب (Apple scab)، پوسیدگی یقه و آتشک معرفی شده است.
مشخصات پایه
سری پایه های مالینگ : این سری پایه ها که در ایستگاه تحقیقات ایست مالینگ کنت انگلستان توصیف و طبقه بندی شده اند، نخستین تلاش موفقیت آمیز برای آزمایش و ارزیابی پایه ها بر اساس یک روش منظم میباشند. سری های نخست از 9 پایه مختلف به وجود آمده بودند و هر کدام یک عدد رومی با پیشوند M. داشت.در مرحله بعدی 15 سری نیز به سری قبلی اضافه شد و در کل 24 سری به وجود آمده است.
پایه های مالینگ در ایالات متحده
M.2– این پایه درختان کمی بزرگتر از پایه M.7 تولید می کند ( 75% اندازه درختان بذری )، که زود بارده و پر بار می باشند. آزمایش های طولانی در اوهایو نشان می دهد که درختان پیوندی (از نوع رقم دلشیز ) بر روی پایه M.2 به طور قابل توجهی بیش از پایه های M.7، M.12، M.16 و بذری محصول تولید می کنند، متأسفانه پایه M.2 قبل از معرفی نژادهای مختلف دلشیز Spur-type از رده خارج شده است و به خوبی MM.106 ازدیاد نمی شود. پایه M.2 به اکثر خاک ها متحمل است، این پایه در خزانه با داشتن برگ های با زاویه دندانه های باز، پوست تنه قهوه ای مایل به تیره و عدسک های کوچک روی ساقه قابل شناسایی است.
M.4– این پایه از نظر اندازه مشابه M.2 است. اما محصول زودرس و زیادی تولید می کند. یکی از مهم ترین نقص های این پایه این است که ریشه های آن عمدتا" در یک طرف ریشه اصلی تولید می شوند، بنابراین در خاک استقرار خوبی ندارند. M.4 مخصوصا" به پوسیدگی یقه مقاوم است، به همین خاطر و دلایل دیگر در برنامه های آزمایش ناحیه ای مجددا" وارد شدده است. این پایه در خزانه برگ های دندانه دار، پوست ساقه به رنگ قهوه ای روشن و همچنین مستعد به تولید اسپار با برگ های کوچک در قاعده دمبرگ ها است. M.4 ممکن است به غنوان یک پایه مفید برای برخی از ارقام به کار رود.
M.7- این پایه 55 تا 65% درختان بذری سیب را تولید می کند. پایه M.7 هنوز هم معمولی ترین پایه مورد استفاده بوده و متحمل به اکثر بیماری ها و سازگارترین پایه به انواع وسیعی ازخاک ها و اقلیم ها می باشد. این پایه در خزانه به سبب داشتن شاخه های دوکی باریک با پوست قهوه ای روشن، حاشیه برگ های موجی و فرو رقتگی عمیق با گوشوارک های کوچک و عدسک های سفید رنگ قابل تشخیص است. پایه M.7 به سهولت ازدیاد می شود. از این رو، یک پایه مناسب برای خزاه کاران و هم برای باغداران محسوب می شود. از مهم ترین عیوب این پایه می توان به تمایل آن برای تولید زیاد پاجوش ریشه، اشاره نمود.
M.8- این پایه ابتدا در ایستگاه ایست مالینگ به عنوان پارادیس فرانسوی جمع آوری و در سری های مالینگ به عنوان تیپ VIII نام گذاری شد. پایه M.8 بسیاری از خصوصیات پایه M.9 را دارد به علاوه این پایه نسبت به M.9 کمی پا کوتاه کننده تر است و به سرمای زمستانه نیز مقاوم است. به همین دلیل وقتی به عنوان میان پایه برای کوتاه کنندگی استفاده می شود، خیلی مطمئن به نظر می رسد. پایه M.8 در خزانه با داشتن چوب قهوه ای تیره با عدسک هایی با فضای نسبتا" فاصله دار و برگ های صاف پهن، سبز مایل به تیره و گوشوارک های خیلی کوچک (مخفی ) در قاعده دمبرگ قابل شناسایی است . مثل M.9 به وسیله قلمه یا خوابانیدن شاخه به آسانی ریشه نمی دهد.
M.13 – این پایه درختان بزرگی تولید می کند و درختان پیوندی بر روی آن از نظر زود بازدهی با درختان بذری فرقی ندارند، اما به شرایط مرطوب خاک نسبت به سایر پایه ها بیشتر متحمل می باشند. پایه M.13 به وسیله مشخصات زیر در خزانه قابل تشخیص است :
1- برگ ها بزرگ ، موج دار و حاشیه برگ اره ای با بریدگی عمیق تر است.
۲- در قاعده دمبرگ گوشوارک بزرگی دارد.
3- پوست ساقه قهوه ای مایل به تیره است و عدسک های پراکنده سفید رنگی دارد.
از دیگر خصوصیات این پایه ریشه دهی آسان و تولید یک سیستم ریشه ای سطحی و گسترده می توان اشاره نمود.
M.26- این پایه از تلاقی M.9 و M.16 بوجود آمده است. بسیاری از ارقام سیب بر روی پایه M.26 نسبت به پایه M.9 قوی تر بوده و از استقرار خوبی برخوردار اند. این پایه به شرایط بیش از حد رطوبت، غیر متحمل است و به بیماری های پوسیدگی یقه و بیماری آتشک حساس می باشد. درختان بر روی پایه M.26 در خاک های خوب زهکشی شده نیاز به قیم ندارند. با وجود این ارقامی که به رشد قوی این پایه تمایل نشان می دهند نیاز به قیم دارند. پایه M.26 به سرمای زمستانه مقاومت بیشتری دارد. این پایه در خزانه با داشتن برگ های بزرگ با حاشیه دندانه دار، گوشوارک های نازک منتهی به برگچه های کوچک تر و شاخه های قوی راست به رنگ قهوه ای و حاوی عدسک های مشخص قابل شناسای می باشد.
M.27- این پایه از تلاقی M.13وM.12 بوجود آمده است ، جزء پایه های خیلی پاکوتاه است. درختان بر روی این پایه کوچک تر از درختان بر روی M.9 هستند. خیلی زود بارده است و نیاز به قیم دارد. امروزه از این پایه بصورت پایه تجارتی بطور گسترده استفاده نمی شود، ملی به عنوان میان پایه بر روی کلون های قوی مورد استفاده قرار می گیرد. در خزانه شاخه های آن دوکی، راست با پوست قهوه ای تاریک می باشد. برگ ها تخم مرغی شکل کوچک بوده، دارای حاشیه دندانه دار و به حالت فنجانی می باشند. به طریق خوابانیدن به راحتی ریشه دار می شود.
پایه های مالینگ بطور کلی حساس به شته مومی هستند. از پایه های بسیار ضعیف این گروه M.27، M.8 از پایه های ضعیف M.9، M.26 و از پایه های نیمه قوی M.7، M.2، M.3 و M.4 می باشند.
پایه های مالینگ مرتون
این پایه ها از دور گیری پایه های مالینگ و نورسرن اسپای حاصل شده اند و مقاوم به شته مومی می باشند. از میان این پایه ها MM.104، MM.106، MM.109، MM.111 سازگاری خوبی با ارقام مختلف سیب دارند. پایه MM.106 زود بارده بوده و اسقرار خوبی دارد و از پایه های نیمه پاکوتاه به شمار می آید.
MM.104- این پایه گزینشی است که از تلاقی M.2 و نورسرن اسپای به وجود آمده و درختان پیوندی بر روی آن در خاک های قوی 90-80 % درختان بذری بودند. در آزمایش های اولیه به نظر می رسد که این پایه مقاوم به پوسیدگی یقه بوده، اما در گزارشات بعدی مشخص شد که این پایه بسیار به پوسیدگی یقه حساس است.
MM.106- این پایه از تلاقی M.1 و نورسرن اسپای به وجود آمده و به دلیل زود باردهی ارثی بسیار معروف است. این پایه جزء پایه های نیمه پاکوتاه کننده بوده، و همچنین پاجوش دهی در این پایه دیده نمی شود. درختان بر روی این پایه خیلی پر بارده، با اندازه کوچک تر نسبت به درختان بر روی پایه های بذری هستند. همچنین درختان بر روی این پایه در آغاز توقف رشد و ریزش برگ تأخیر دارند که این ویژگی مقاومت پایه را به سرما کاهش می دهد واین تأخیر در توقف رشد در آخر فصل موجب می شود که حساسیت ارقام پیوندی بر روی آن ها به بیماری آتشک افزایش یابد. این پایه در خزانه با داشتن شاخه های بلند، راست کرک دار با گره های نامشخص و برگ های سبز پهن با سطح رویین براق و همچنین گوشوارک های بزرگ (تقریبا" برگ مانند ) به آسانی متمایز می باشند.
MM.109- از این پایه به سبب رشد قوی و استقرار ضعیف زیشه به عنوان پایه استفاده می شود. مطالعات مقدماتی نشان داده است که این پایه در مقایسه با سایر پایه های هم اندازه به خشکی مقاوم تر است.
MM.111- جزء پایه های نیمه قوی یا نیمه استاندارد است و درختان بر روی آن به اندازه 90% درختان پیوندی بر روی پایه های بذری است. اغز این پایه در خاک های فقیر و سبک تر به عنوان پایه و میان پایه استفاده می شود. این پایه از تلاقی نورسرن اسپای و MI.793 حاصل شده است. پایه MM.111 با داشتن برگ های خشن و زبر، ساقه نازک و راست قابل تشخیص است.
پایه های بودآگوسکی:B9 که دورگ M.9 + Budagovesky است، پایه پاکوتاه و مقاوم به سرما و پوسیدگی طوقه بوده اما همانند M.9 حساس به بیماری آتشک و شته مومی و ریشه های شکننده دارد. بیماری آتشک ناشی از باکتری اروینیا می باشد و قارچ فیتوفترا سبب پوسیدگی طوقه می گردد.
Bud.9 – یک پایه کوتاه کننده با برگ قرمز می باشد که از تلاقی M.8 و رد استاندارد به وجود آمده است. از نظر پتانسیل پاکوتاهی مشابه پایه M.9 است، آزمایش ها در نیویورک نشان داده که این پایه از نظر حساسیت به بیماری آتشک، آفت شته مومی سیب و شکنندگی ریشه ها مشابه M.9 می باشد. این پایه به سرما و پوسیدگی طوقه مقاوم تر از M.9 بوده، اما تا حدودی مشکل تر از M.9 ازدیاد پیدا می کند. Bud.9 به صورت یک میان پایه کوتاه کننده موفق به طور گسترده در لهستان استفاده می شود.
Bud.490 – قدرت درختان بر روی این پایه مثل درختان بر روی پایه MM.106 می باشد این پایه به سرمای زمستان خیلی مقاوم بوده و زود باردهی را به درختان پیوندی القا می کند. پایه Bud.490 به آسانی حتی با قلمه های چوب سخت (خشبی ) ازدیاد می شود و به پوسیدگی یقه نیز مقاوم است.
Bud.491- اندازه درختان بر روی این پایه کوچکتر از درختان بر روی M.9 است. و دارای ریشه های شکننده می باشد. این پایه به سرمای زمستانه خیلی مقاوم است و به طریق خوابانیدن کپه ای به آسانی ازدیاد می شود.
پایه های اوتاوا
پایه های اوتاوا شامل سری های هیبرید بذری و سری پایه های کلونی می باشند. از بین آن ها پایه های O.4 عملکرد خوبی دارد.
1- سری پایه های هیبرید اوتاوا: تولید سری پایه ها در سال 1961 شروع شد و به دنبال آن شش پایه OH.2 (Heyer 12 * Pobusta 5)، OH.2( Osman * Heyer 12)،OH.3 ( Robuta 5 * Antonovka)، OH.4( Osman * Robusta 5)، OH.5 (Osman * Antonovka)، OH.6(Heyer 12 * Antonovka)
اکثر هیبریدهای اوتاوا به ویروس های مخفی متحمل هستند که به طور معمولی در ارقام تجارتی سیب یافت می شوند و این پایه ها در ردیف های خزانه کر آیی خوبی دارند.
2-پایه های کلونی اوتاوا : این سری (O.14 تا O.1) پایه های سیب مقاوم به سرما هسنتد. درختان سیب بر روی پایه های O.1، O.2، O.4، O.7، O.11، O.12 و O.14 کمی قوی تر از درختان بر روی پایه MM.106 می باشند.
O.3- از تلاقی M.9 و روبین (یک سیب میوه ریز مقاوم به سرما ) به وجود آمده است. درختان بر روی این پایه تقریبا" از نظراندازه و باردهی مشابه درختان بر روی پایه M.26 می باشد. وضع استقرار این پایه نسبت به پایه M.9 بهتر است، اما به اندازه آن شکننده نبوده و مقاومت کمتری به پوسیدگی یقه دارد، و مثل M.9 به بیماری آتشک و شته مومی سیب حساس است. این پایه به طریق کپه ای به سختی ازدیاد می شود و به ندرت در باغ پاجوش می دهد. این پایه به ویروس عامل زوال خط قهوه ای حساس است.
o.8- باردهی قدرت درختان بر روی این پایه تقریبا" مشابه درختان بر روی پایه MM.106 بوده ولی به سرما خیلی مقاوم تر هستند. این پایه از تلاقی M.7 و Malus bascato به وجود آمده است.
پایه های کلونی سیب میشیگان (MAC)
این پایه ها از گرده افشانی آزاد پایه های مالینگ، آلنارپ 2 و روبوستا 5 جمع آوری شده اند. این پایه ها شامل MAC 1 (شبیه پایه M.7)، MAC 9 (شبیه پایه M.9 )، MAC 24 ( شبیه پایه MM.111) ، MAC 39 (پایه ضعیف ) و MAC 26 (کمی بزرگتر از M.9 ) می باشند.
MAC 1 ( بذور حاصل از گرده افشانی آزاد M.1 ) : درختان بر روی این پایه از نظر اندازه مشابه درختان بر روی M.7 است، اما اسپار نمی دهد، همچنین استقرار بهتری دارند و در خزانه نیز ازدیاد می شوند.
MAC 9 ( بذور حاصل از گرده افشانی آزاد M.9 ) : درختان بر روی این پایه از نظر اندازه درخت و میزان باردهی مشابه پایه M.9 می باشند، ولی گاهی کمی بزرگتر از درختان بر روی M.9 دیده می شوند. این پایه از اسقرار بهتری برخوردار بوده و پاجوش دهی ندارد و در خزانه نیز به طریق کپه ای به آسانی ازدیاد می شود.
MAC 24 ( بذور حاصل از گرده افشانی آزاد روبوستا 5 ): درختان بر روی این پایه از نظر قدرت مشابه درختان بر روی پایه MM.111 هستند از مشخصات خوب این پایه در خزانه می توان به ازدیاد آسان به وسیله قلمه های خشبی و ریشه دار شدن شاخه ها به روش کپه ای اشاره نمود. MAC 24 سیستم ریشه ای سطحی داشته و از اسقرار خوبی بر خوردار است، اما ممکن است تولید پاجوش کند.
MAC 39 ( بذور حاصل از گرده افشانی آزاد M.111 ): درختان بر روی این پایه خیلی کوچک تر و نیز زود بارده تر از درختان روی پایه M.9 بوده ولی استقرار خوبی ندارند.
پایه ها و اثر نوع شکفته شدن ارتفاع روی اجزا درخت سیب در باغات جوان در سال 2000-2003 نوشکفته شدن ارتفاع، نفوذ بر رشد درخت و قدرت تولید در یک باغ خوان محسوب می شد. اختلافات بین پایه ها در سال اول کشت مهم نبودند که ارتفاع درخت چه قدر خواهد بود یا ناشی از قطر درخت است یا نه. در سال دوم اختلافات آشکاری بین پایه های که رشد قوی داشتند با آنهایی که از رشد خوبی برخوردار نبودند مشاهده شد.