تعاونی ها و مشکلات آن

 مشكل تعاون

در نگاه برخي از صاحبنظران ، تعاوني ها اهرم مناسبي براي توسعه اقتصادي و اجتماعي به شمار مي‌‌ آيند كه مي‌‌ توانند در بهره وري بهينه از شرايط زندگي، كار و توليد و ارتقاي سطح درآمد و وضعيت اجتماعي جامعه مؤثر باشند. در تجربه برخي ازكشور ها تعاوني ها از جمله سازمان هايي هستند كه موفق شده اند وسيله تجميع نيرو هاي پراكنده و متفرق و جدا از هم را با وجود مقدار به ظاهر اندك اين نيرو ها، فراهم ساخته و با اين اقدام خود، موجبات افزايش درآمد و توليد محصولات كشاورزي، كارگاهي و صنعتي و در نتيجه تعديل و تثبيت قيمت ها و در نهايت، رفاه حال توليدكنندگان و مصرف كنندگان را فراهم آورند.
بنا به تعريف، تعاوني به معناي مشاركت و همكاري دسته جمعي مردم در حل مشكلات اقتصادي و تاريخي آنها مي‌‌ باشد كه به صورت هاي گوناگون در طول تاريخ وجود داشته است.


آمريكايي ها در تعاون ايران

آغاز رسمي تعاون در ايران را مي‌‌ توان موادي در قانون تجارت مصوب سال 1303 شمسي دانست كه به بحث در مورد تعاوني هاي توليد و مصرف پرداخته است. اما از لحاظ تشكيل و ثبت و فعاليت رسمي، بايد سال 1314 را آغاز فعاليت تعاوني ها در ايران دانست. در اين سال اولين شركت تعاوني توسط دولت در منطقه داودآباد گرمسار تأسيس شد.
از آغاز تشكيل تعاوني ها در ايران تا سال 1320، جمعاً سه شركت تعاوني روستايي با عضويت 1050 كشاورز به وجود آمد. تشكيل اين شركت ها مرهون كوشش و توجه آن عده از افرادي است كه براي كسب علم و فن به ممالك غربي فرستاده شده و در آنجا با اين نوع سازمان هاي اقتصادي و اجتماعي آشنا گرديده بودند. اما براي گسترش تعاوني ها، بعد از سال 1320 رضاشاه وزير كشور وقت را مأمور كرد تا در را‡س هيأتي براي تعليم مأموران و آشنا ساختن مردم با مفهوم قوانين تعاوني، به شهر ها و روستا هاي دور و نزديك سفر كرده و حس مسؤوليت جمعي مردم به ويژه طبقات توليدكننده را برانگيزد. دراين دوره، اقدامات ديگري نيز از جانب دولت در جهت گسترش تعاوني ها صورت گرفت كه از آن جمله مي‌‌ توان به توزيع فرآورده هاي كارخانجات دولتي توسط شركت هاي تعاوني مصرف اشاره كرد.
اما وقوع جنگ جهاني دوم نه تنها برنامه هاي مزبور، بلكه ساير نهاد ها را تحت الشعاع قرار داد. بعد از شهريور 1320 از سوي بعضي از كشور ها به ويژه آمريكا، هيأت هايي براي ارايه كمك هاي فني وارد ايران شدند. اين هيأت ها در جهت گسترش تعاوني ها نيز اقداماتي معمول داشته و برخي مؤسسات از جمله مؤسسات وابسته به سازمان ملل متحد مانند سازمان خواربار جهاني و دفتر بين المللي كار، هيأت عمليات اقتصادي و عمران آمريكا، بنياد فورد، مؤسسه خاور نزديك و مؤسسات تعاوني بين الملل كشور هاي اروپايي را راه اندازي نمودند. در همين دوره، كميسيون تعاون در سازمان برنامه تشكيل شد كه در آن عده اي از كارشناسان مؤسسات ياد شده عضويت داشتند. جالب آنكه برنامه هاي تعاوني كشور بايد به تصويب اين كميسيون مي‌‌ رسيد. با تلاش هاي صورت گرفته، تعداد تعاوني هاي تشكيل شده (اعم از صندوق هاي تعاون روستايي و تعاوني هاي مصرف)، تا سال 1330 به يكصد شركت رسيد، هرچند اكثريت قريب به اتفاق آنها فعاليت مؤثر و چشمگيري نداشتند.
با تصويب قانون اصلاحات ارضي و قانون اصلاحي آن در سال هاي 1338 و 1340، اراضي بزرگ مالكين بين زارعين تقسيم و نظام فئودالي متزلزل گرديد. از آنجايي كه كشاورزان دريافت كننده زمين ناچار بودند قبلاً عضويت شركت تعاوني روستايي را بپذيرند، در مدت كوتاهي بيش از 8000 شركت تعاوني روستايي تشكيل شد كه بعداً درهم ادغام شده و سه هزار شركت تعاوني را به وجود آوردند. سرعت عمل تشكيل اين تعاوني ها آنقدر سريع بود كه نياز به سازماني براي هدايت، ارشاد، نظارت و پيشبرد امور آنها احساس شد. لذا سازمان مركزي تعاون روستايي ايران رسماً در سال 1342 تأسيس و موظف شد پيشرفت و توسعه تعاوني ها و پيشبرد عمليات اقتصادي، اجتماعي، بازرگاني و خدمات آنها را به عهده بگيرد. تعداد شركت هاي تعاوني تا بهمن 1357 (قبل از پيروزي انقلاب اسلامي‌‌) به 2174 شركت با دو ميليون و 296 هزار و 827 عضو و 28 اتحاديه بالغ گرديده است.

تعاون و انقلاب

وقوع انقلاب اسلامي‌‌، باور عمومي‌‌ را نسبت به تعاون تغيير داد. به موازات، به دنبال جنگ تحميلي و تعطيلي برخي از كارخانجات توليدي وكاهش واردات و در مجموع، كمبود بسياري از كالا هاي مصرفي، مراكز توزيع كالا تحت نظارت وزارت بازرگاني تشكيل شد كه خود موجب گسترش تعاوني ها در ايران گرديد. پس از اتمام جنگ تحميلي و در جلسه مورخ سيزدهم شهريور 1370 مجلس شوراي اسلامي‌‌، قانون بخش تعاوني اقتصاد جمهوري اسلامي‌‌ ايران تصويب شد كه اين امر گام مهمي در تقويت بنيان تعاوني ها محسوب مي‌‌ شود. تا پايان سال 1381 تعداد شركت هاي تعاوني ثبت شده بالغ بر68 هزار مورد بوده است كه حدود 48 درصد از اين تعداد بعد از سال 1376 به ثبت رسيده اند.
به طور كلي 13 رشته تعاوني در ايران فعاليت دارند كه شامل تعاوني هاي كشاورزي، اعتبار، تأمين نياز هاي توليدكنندگان، تأمين نياز صنوف، تأمين نياز مصرف كنندگان، حمل و نقل، خدمات صنعتي، عمراني، فرش دستباف، مسكن، مصرف آموزشگاهي و معدني مي‌‌ باشند. بر اساس آمار هاي موجود، تا انتهاي آبان ماه 1384 تعداد 101 هزار و 177 شركت تعاوني فعال و در دست اجرا در 13 رشته در كشورمان وجود داشته اند. ميزان اشتغال زايي ناشي از فعاليت اين تعاوني ها بالغ بر يك ميليون و 758 هزار و 41 نفر بوده است. همچنين تعداد كل اعضاي تعاوني ها 14 ميليون و 491 هزار و 923 نفر مي‌‌ باشد كه از اين تعداد 85 درصد را مردان و 15 درصد را زنان تشكيل مي‌‌ دهند. پايين بودن درصد مشاركت زنان در فعاليت هاي تعاوني به دلايل مختلف از جمله فرهنگ حاكم بر جامعه، آداب و رسوم و طرز تلقي و باور ها ، ضعف آموزشي براي زنان، عدم مشاركت زنان در فعاليت هاي مهم اقتصادي، اجتماعي و محدود بودن فعاليت اكثر زنان در محيط خانه مي‌‌ باشد. ميزان سرمايه گذاري در شركت هاي تعاوني تا پايان آبان ماه 1384 بسيار چشمگير بوده است. البته بايد اشاره كرد كه اين ميزان سرمايه، تنها سرمايه ثبتي شركت ها مي‌‌ باشد، در حالي كه ميزان دارايي هاي آنها بيشتر از اين رقم است.
از سوي ديگر، در برنامه سوم توسعه، بخش تعاوني ايران در قالب يك گزينه، تأمين 465 هزار شغل جديد و در قالب گزينه اي ديگر 1065 هزار فرصت شغلي جديد را هدف قرار داده بود كه آمار هاي موجود از موفقيت نسبي بخش تعاون و شركت هاي تعاوني از اين نظر حكايت دارد.
بر اساس آمار هاي موجود، در حال حاضر در كشورمان بيش از 20 هزار و 793 شركت تعاوني زنان با مشاركت زنان تشكيل شده است. شركت هاي تعاوني زنان عمدتاً به ارايه خدمات توليدي مانند فرش بافي، توليد پوشاك، توليد مواد غذايي، خدمات بهداشتي، توليد اسباب بازي و صنايع دستيمشغول هستند.


مشكل تعاون
براساس برخي از مطالعات صورت گرفته، بخش تعاوني مي‌‌ تواند 30 درصد از محصول ناخالص داخلي كشور را هدف قرار دهد. اما اين امر،درگروي سازمان دهي معقول، انضباط مديريتي و حمايت هاي قانوني از بخش تعاوني و فراهم سازي ساير زمينه هاي گسترش اين بخش مي‌‌ باشد. مطالعات مختلف نشان مي‌‌ دهند كه براي ايجاد يك شغل در بخش تعاوني حدود 30 ميليون ريال اعتبار مورد نياز است، در حالي كه حداقل هزينه لازم براي ايجاد هر فرصت شغلي در بخش هاي ديگر 100 ميليون ريال و بالاتر است. براساس برآورد هاي برنامه سوم توسعه، سالانه مي‌‌ بايد بيش از 760 هزار فرصت شغلي در كشور ايجاد مي‌‌ شد كه با توجه به وضعيت بخش تعاوني انتظار مي‌‌رفت يك سوم اين رقم توسط بخش مذكور ايجاد شود. اما اين هدف تحقق نيافت واشتغال زايي اين بخش طي سال هاي برنامه سوم از 180 هزار نفر فراتر نرفته است. همچنين در قانون برنامه سوم توسعه پيش بيني شده بود كه رشد سرمايه گذاري در بخش هاي خصوصي و تعاوني به 5/ 8 درصد بالغ گردد. اما آمار هاي موجود حاكي از تنها دو درصد رشد در بخش تعاوني آن هم در بهترين شرايط مي‌‌ باشد.
از سوي ديگر، فقدان يك سيستم نظارتي كارآمد در وزارت تعاون، باعث شده تا تسهيلات مربوط در مسير هاي غيرمولد به كار گرفته شود. عدم همكاري كافي وزارت تعاون و فقدان نظارت و راهنمايي و تفهيم شركت هاي تعاوني و نيز فقدان مشاورين اقتصادي در اين وزارتخانه براي مشورت دهي به شركت ها - كه از وظايف رسمي آنها است - از عوامل اصلي كاهش رشد سرمايه گذاري در بخش تعاون بوده است. اين در حالي است كه سهم تعاوني ها در صادرات غيرنفتي كه بايد به 15 تا 20 درصد كل حجم صادرات مي‌‌ رسيد، در عمل بسيار جزئي و ناچيز بوده است.
براساس آمار هاي ارائه شده، در حال حاضر حدود 15 ميليون نفر از جمعيت كشورعضو تعاوني ها هستند كه با احتساب افراد تحت تكفل آنها، شايد حدود بيش از نيمي از جمعيت كشورمان به نحوي با تعاوني ها در تعامل هستند. اما با توجه به ضعف هاي جدي وزارت تعاون در زمينه عدم ايجاد سازوكار نظارتي مربوط به اجراي قوانين در بخش تعاوني يا عدم جذب اعتبارات لازم، نتوانسته است باعث بهبود وضعيت امور اجتماعي، امنيت و اعضاي تعاوني ها شود.
يكي ديگر از معضلات بخش تعاون كه به رشد كند آن دامن زده است، ضعف مديريت است. البته ضعف مديريتي در ايران جنبه ساختاري داشته و مختص وزارت تعاون و يا تعاوني ها نيست.


چالش ها

چالش هاي بخش تعاون را مي‌‌ توان به صورت زير مدنظر قرار داد:

فقدان فرهنگ سازي كافي در تثبيت انديشه تعاوني، نارسايي در عادات، مشاركت ناپذيري، مسؤوليت ناپذيري و قانون ناپذيري.
عدم همكاري جدي بخش دولتي با بخش تعاوني و تكيه مسؤولان بر شعار هاي آرماني بدون فراهم ساختن ابزار ها و زمينه هاي عملياتي.
دشواري هاي قانوني و شفاف نبودن برخي مقررات مربوط به بخش هاي خصوصي، تعاوني و دولتي در اقتصاد كشور.
دشواري هاي ناشي از كمبود اعتبارات و فقدان آگاهي كافي از ابعاد گوناگون مقوله تعاون در پرسنل وزارت تعاون و مديران آنان.
گزينش عوامل و چالش هاي مديريتي غيركارشناسي و نوعاً سليقه اي مديران.
فقدان انضباط كافي در مديريت كلان براي سازمان دهي و بهره برداري از پتانسيل هاي حقوقي، اقتصادي و اجتماعي.
فقدان نظارت و كنترل و نبود سازوكار هاي مناسب براي حل و فصل معضلات اجتماعي.
فقدان هماهنگي مديريت كلان با نهاد هاي مرتبط با مقوله تعاوني.
ناتواني مديران براي طراحي الگوي استراتژيك در توسعه و پيشبرد تحركات تعاوني ها.
عدم وجود رشته هاي تخصصي كافي براي آموزش متخصصان امر تعاون در دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالي و پژوهشي.


عدم تدوين سياست هاي كلان براي بخش تعاون، تبديل نشدن واحد هاي كوچك تعاوني به قطب هاي اقتصادي و اجراي سياست هاي مقطعي براي توسعه اشتغال از ديگر موانع توسعه تعاوني ها مي‌‌ باشند.




 

 

 

 

 

اثرات و خطرات مصرف سموم شیمیایی بر سلامت انسان

مقدمه :

 هر چند کنترل عوامل خسارت زا با استفاده از آفت کشها در بخش کشاورزی سودمند و ضروری است اما بی توجهی و افراط در مصرف آفت کشها باعث خسارات قابل توجهی در موجودات زنده و ایجاد بیماری و مرگ در انسان ها می شود.

این مشکلات ناشی از تماس مستقیم و غیر مستقیم انسان با آفت کشها است. افرادی که در تماس مستقیم با این مواد شیمیایی قرار می گیرند بیشتر در معرض خطر قرار دارند این افراد شامل کشاورزان و خانواده آنها و کارگرانی هستند که در بخش کشاورزی یا در کارخانه تولید سم کار می کنند، کارگرانی که در معرض تماس با سموم شیمیایی قرار دارند.

اولین محل تماس سم در انسان پوست است، به محض اینکه بدن در معرض سم قرار می گیرد، سم در بدن جذب می گردد و یا بدون جذب شدن تنها در پوست باقی می ماند.جذب آفت کش در بدن می تواند باعث بروز مشکلاتی برای سلامتی انسان بشود. مشکلاتی مانند سوزش چشم، مشکلات دستگاه تنفسی و مسمومیت حاد که ممکن است به مرگ بیانجامد. در صورت عدم جذب و باقی ماندن سموم روی پوست حساسیت های پوستی اتفاق می افتد.

تماس غیر مستقیم با سموم شیمیایی ناشی از خوردن غذاهایی است که سموم آفت کش در آن نفوذ کرده اند این امر می تواند باعث افزایش مقدار مواد سمی در بدن انسان گردد بدن انسان دارای سیستم های تنظیم کننده متعددی است، این سیستمهای تنظیمی باعث می شود که تمام اجزا بدن در پاسخ به محرک های بیرونی واکنش مشخصی را نشان دهد. این نوع تنظیم، به نام خود پایداری شناخته شده است و برای تمامی فرآیندهای جسمی بدون اطلاع و آگاهی بروز می نمایند، هنگامی که در اثر شرایط محیطی (گرما یا سرمای زیاد) یا شرایط درونی (بیماری یا مسمومیت) بدن قادر به تنظیم نباشد، علائم غیر معمول و بیماری ظاهر می گردد. بنابراین نشانه ها و علائم مسمومیت آفت کش ها اغلب شبیه به انواع مختلفی از عوارض بیماریها هستند به عنوان مثال : سر درد، تب، تهوع، استفراغ و اسهال علائم معمولی بیماری هستند که در شرایط متفاوت ایجاد می گردد. خود پایداری بدن به وسیله عکس العمل بیرونی یا درونی بدن به محرک ها دچار عدم تعادل می شود که به ماهیت درونی عامل تحریک و نیز به مقدار و مدت تاثیر استرس بستگی دارد، وقتی تحریک بسیار یا مدت دار باشد خود پایداری و خود تنظیمی نمی تواند حفظ یا بازگردانده شود و بیماری در این زمان بروز می نماید. علائم مسمومیت شیمیایی اغلب شبیه علائمی هستند که به وسیله عوامل زیستی مثل باکتری ها و یا ویروس ها بروز می نماید.

 سموم شیمیایی چگونه بر سلامت انسان تاثیر می گذارند؟

سموم شیمیایی با تغییر سرعت فعالیت های مختلف بدن، افزایش آنها ( افزایش تپش قلب و تعریق) یا کاهش آنها (توقف کامل تنفس) عمل می کنند. مثلا افرادی که در معرض حشره کش مالاتیون قرار می گیرند دچار تعریق و تعرق زیادی میشوند این پدیده در اثر یک سری از رخدادهای فیزیولوژیکی در بدن اتفاق می افتد که به عنوان پاسخی به مواد شیمیایی وارد شده در بدن است. در نتیجه :

1-این تغییر بیوشیمیایی به تغییر سلولی می انجامد (افزایش فعالیت عصبی)

2-تغییر سلولی موجب تغییرات فیزیولوژیکی می شود که علائم مسمومیت مشاهده یا در سیستم های فیزیولوژیکی خاص بدن ( اندام ها یا دستگاه های بدن ) احساس می شود.

بسته به مکانیسم بیوشیمیایی ویژه، یک فعالیت یکسان ممکن است اثرات خیلی وسیعی در بدن داشته باشد، و یا ممکن است سبب تغییرات محدودی در فعالیت های فیزیولوژیکی در یک ناحیه خاصی از بدن گردد. برای مثال سم مالاتیون موجب غیر فعال شدن آنزیمی می شود که رابطه بین اعصاب است.

 سمیت

 سمیت واژه ای عمومی است و شامل اثرات زیان آوری است که توسط آفت کش ها ایجاد می شود. این اثرات زیان بار می تواند، شامل گروهی از علائم ساده همچون سردرد، تهوع و یا علائم شدید مثل کما، تشنج و حتی مرگ باشد.  اغلب

مسمومیت های ناشی از سموم اگر به سرعت مورد توجه قرار گیرند بهبود پذیرند و باعث صدمه دائمی نمی شوند اما ممکن است بهبودی کامل در دراز مدت حاصل آید. آفت کش ها می توانند بر روی یک سیستم و عضو خاص در بدن تاثیر بگذارند، یا ممکن است روی مجموعه ای از اندام های بدن اثرات سوء خود را نشان دهند.

گاهی مسمومیت براساس تاثیر گذاری بر دستگاه های مختلف بدن به گروه های دیگری نیز تقسیم می شوند.

 

 

 

 

 

 

 

طبقه بندی مسمومیت

اندام های تحت تاثیر

علائم عمومی مسمومیت

تنفسی

بینی، نای و شش ها

سوزش، سرفه، خفگی و تنگی نفس

گوارشی

معده و روده

تهوع، استفراغ و اسهال

داخلی

کلیه ها

پشت درد، اوره بیشتر یا کمتر از حد نرمال

عصبی

مغز و نخاع

سردرد، سر گیجه، اختلالات رفتاری، افسردگی و تشنجات اغمایی

خونی

خون

کم خونی ( خستگی و ضعف )

پوستی

پوست و چشم ها

خارش، سرخی و تورم

تولید مثل

تخم دان ها، بیضه ها

ناباروری و سقط جنین

 به جهت اینکه تعداد واکنش های بدن به محرک های شیمیایی و غیر شیمیایی کم است، علائم و نشانه های مشخصی بروز پیدا می کند. در بیشتر موارد تعیین اینکه آیا بیماری در اثر قرار گرفتن در معرض مواد شیمیایی رخ داده  (مثل ویروس آنفلوآنزا ) غیر ممکن است.

تاریخ قرار گرفتن در معرض و تماس با یک ماده شیمیایی یک سر نخ مهم در کمک به تعیین عامل بیماری است، اگرچه تاریخچه بیماری به طور قطعی نمی تواند ثابت کند که ماده شیمیایی عامل بیماری است.

برای اثبات اثر مواد شیمیایی روی بدن پیدا شدن ماده شیمیایی در خون و اندازه گیری میزان آن جهت پی بردن به بیماری زا بودن آن بسیار مهم است.

 فاکتورهای تعیین کننده در مسمومیت با سموم کشاورزی

 معیارهای مختلفی جهت اندازه گیری سمیت مواد شیمیایی وضع شده است یکی از این معیارها اندازه (دز) کشنده پنجاه درصد یا LD50 است که معمولا بر روی ظرف های حاوی سموم درج می شود. واژه LD50 شدت سمیتی است که از طریق جذب پوستی و یا دهانی برای کشتن 50% کل حیوانات تحت آزمایش آن سم مورد نیاز است. آفت کش های خیلی سمی LD50 خیلی کمی دارند و بالا رفتن LD50 سموم دلیلی بر کاهش خطرات آن سم خاص است.

اندازه مصرف آفت کش نیز در مسمومیت ایجاد شده بوسیله سم تعیین کننده است. اگر مقدار بیشتری از سم جذب بدن شده باشد مسمومیت حاصله از سموم با سمیت پایین نیز جدی خواهد بود. کنترل مقدار سم یکی از اصول ایمنی استفاده از آفت کش ها است، باید توجه داشته باشیم چه مقدار از یک آفت کش کشنده است، مقدار خیلی پایین اغلب آفت کش ها بدون تاثیر است.

بروز علائم مسمومیت آفت کش ها نه تنها به دز سم بستگی دارد بلکه به مدت قرار گرفتن در معرض سم نیز وابسته است. ضمنا برای اکثر آفت کش ها اثرات مسمومیت مشاهده از طریق تماس تصادفی و کم با سم ممکن است کاملا متفاوت از تماس های تکراری باشد.

علائم مسمومیت تکراری با سم به آرامی توسعه می یابد و در اکثر موارد ممکن است علائم مسمومیت مشابه با علائم بیماری های مزمن باشد، تشخیص اینکه مسمومیت با آفت کش هاست یا بیماری باید با انجام آزمایشات مشخص گردد.

تعیین کننده نهایی در مسمومیت ایجاد شده توسط سموم، مسیر ورود سم به بدن است، مسمومیت با آفت کش از طریق خوردن، استنشاق یا جذب از راه پوست اتفاق می افتد. بیشتر مواد شیمیایی توسط هر سه روش بیان شده در مقدار بالای سم ایجاد مسمومیت می کند.

تماس و نفوذ پوستی عمومی ترین راه نفوذ سم به بدن می باشد و اگر مقدار معینی از آفت کش به بدن وارد شده باشد اثرات سمی بطور عادی دیده خواهد شد. اثرات مشاهده شده در اکثر حالات محدود به علائمی مثل خارش و حساسیت پوست می باشند.

 آفت کش ها و سرطان

 با توجه به توضیحاتی که در قبل ارائه گردید آنچه در ادامه می آید مختصری است از تاثیرات اثبات شده آفت کش ها بر سلامت انسان که باید مورد توجه بیشتر قرار گیرد آفت کش ها از طریق روش های مختلفی باعث ایجاد سرطان می شوند. این روش ها عبارتند از :

 

1-تاثیرات ژنتیکی : ایجاد تغییرات مستقیم در سلول و ژن انسان طبیعی

2-جهش : باعث تثبیت و تکثیر سریع غیر نرمال می شود و ممکن است باعث تحریک خاموش و آرام اما سرطانی شدن سلول های حساس هورمونی بشود.

3-تاثیرات سمی : روی سیستم ایمنی و از کار انداختن سیستم طبیعی مقابله با سرطان و بیماری ها در بدن.

 دانشمندان براساس دانش کنونی به این نتیجه رسیده اند که حتی یک اندازه خیلی کم از عامل شیمیایی مسموم کننده ژنتیکی می تواند باعث تبدیل یک سلول سالم به یک سلول سرطانی بشود. همچنین احتمال بروز سرطان در کارگرانی که در معرض سموم هستند نسبت به سایر افراد دو برابر است. کشاورزانی که در محیط کارشان از سم آلاکلر استفاده می کنند 50% بیشتر از سایر افراد احتمال بروز سرطان روده را دارند و این سابقه کاربرد اگر 5 سال و یا بیشتر باشد احتمال بروز سرطان روده 5 برابر بیشتر از سایر افراد است سموم حشره کش کلردان، بو، ایندرین، آلدرین و دیلدرین احتمال بروز این نوع سرطان را 4 برابر افزایش می دهند.

 سرطان پستان سالانه افزایشی 1 الی 2% را نشان می دهد و آلوده کننده های محیطی از جمله سموم کشاورزی در افزایش بروز این نوع سرطان نقش عمده ای دارند در یک تحقیق خاص ارتباط بین بروز سرطان پستان و علف کش آترازین مشخص شده است.

سرطان تیرویید نیز از جمله سرطان هایی است که احتمال بروز آن در افرادی که در معرض سمومی مثل 2-4D قرار دارند بیشتر است. تحقیقات نشان داده مصرف قارچ کش هایی مثل زینب، مانب و مانکوزب، احتمال بروز این نوع سرطان را در افراد سه برابر بیشتر می کند.

ارتباط بین سموم 2-4D و آترازین و کاپتان با نوعی از سرطان خون اثبات شده و باغدارانی که در معرض این سموم قرار دارند 3 برابر بیش از سایرین به آن مبتلا می شوند.

سالانه 8000 کودک زیر 15 سال به تومور مغز و سرطان خون مبتلا می شوند و کودکانی که والدینشان در محیطی کار می کنند که با سموم سر وکار دارند احتمال بروز سرطان خون در آنها بیشتر است.

 سموم و سیستم تولید مثل در انسان

تحقیقات نشان داده است که سموم آفت کش باعث سقط جنین، عدم رشد فکری ناقص الخلقه بودن نوزاد در هنگام تولد و نقص هایی در اعمال و بافت های بدن می شوند. در تحقیقات آشکار گردیده است که سم کارباریل باعث ایجاد اشکال غیر طبیعی در اسپرم می شود. همچنین مشخص گردیده است که علف کش 2-4D برای دستگاه های تولید مثلی بدن مسمومیت زا است آزمایشات نشان داده است که بین این سم و کاهش تعداد اسپرم و افزایش اسپرم های بدن شکل ارتباط مستقیم وجود دارد.

بررسی های انجام شده روی 800 مرد نشان داد که میزان باروری مردانی که در محیط کارشان با سموم مواجه هستند در مقایسه با سایر افراد کاهش معنی داری دارد تحقیقات مشابهی در هلند روی باغداران نشان داد که این افراد مدت زمان بیشتری برای بچه دار شدن نیاز دارند این مدت در بهار و تابستان که علف کش ها بیشتر مورد استفاده قرار می گیرند تقریبا دو برابر است مشخص شده زنانی که در محیطی با آبهای آلوده با سموم زندگی می کنند در مقایسه با سایر افراد تاخیر قابل ملاحظه ای در رشد درون رحم دارد.

اثرات سموم کشاورزی در ایجاد ناقص الخلقگی

 

1-افزایش دو برابر در بروز بیماری لب شکری

2-افزایش 3 الی 4 برابر نقص در اندام های حرکتی برای کشاورزان و 2 برابر برای افرادی که در منزل سمپاشی می کنند.

3-افزایش 2 الی 3 برابر بروز اختلالات قلبی و عروقی

4-افزایش 2 الی 3 برابر بیماری ماندن بیضه ها در شکم به علت رشد ناقص و شکاف پیش آبراه آلت تناسلی مردان.

تحقیقات انجام شده در آمریکا نشان داد در کودکانی که والدینشان کار کشاورزی دارند 60 درصد احتمال بروز ناقص الخلقگی بیشتر است و برای کودکانی که در مزارع زندگی می کنند 4/2 برابر سایر افراد است.

تحقیقات در آمریکا نشان داده در مکان هایی که آب ها آلوده به علف کش آترازین است احتمال بروز انواع ناقص الخلقگی 2 الی 3 برابر، اختلالات جنسی 3 الی 4 برابر و اختلالات اندام های حرکتی 7 برابر بیشتر مکان هایی است که این آلودگی در آن وجود ندارد.

 سموم کشاورزی و بیماری های پوستی

 بیماری های پوستی دومین رتبه بیماری های معمول مربوط به مشاغل هستند و 15 الی 25٪ از این گزارشات مربوط به آفت کش هاست.

از گروه ضد عفونی کننده ها متیل بروماید، دیکلرو پروپن (تلون) و متام سدیم و از گروه علف کش ها پاراکوت، و از گروه قارچ کش ها سولفور-تیرام، بنومیل و کاپتان محرک ورم های پوستی هستند. از مجموعه قارچ کش ها به مواد آلرژی زا نیز معروف می باشند، مانب مانکوزب، زینب و تیرام را می توان نام برد.

سه سم زینب- مانب و مانکوزب- از جمله سمومی هستند که با وجود گزارش های متعدد از معایب و ناهنجاری های ناشی از آن طی سال های اخیر در ایران تولید و در سطح وسیع مصرف میشود.

 سموم کشاورزی و بیماری های تنفسی

 تحقیقات روی بیش از 2000 کشاورز ارتباط بین ایجاد آسم و آفت کش های گروه فسفره و کار بامات را نشان داده است.

تحقیقات در آلمان نشان داد 40 درصد از کشاورزانی که از سموم بنومیل، کاپتان، پاراتیون، آزینفوس متیل استغاده می کنند دچار آسم می باشند.

تحقیق دیگری در روی 54 کشاورز نشان داد که برونشیت مزمن در 50 درصد از این افراد شیوع دارد و 66 درصد از آنها دچار کاهش فشار دمی و بازدمی هستند که به علت ضعیف بودن ماهیچه های سیستم تنفسی است.

 سموم کشاورزی و بیماری های عصبی

 تحقیقات نشان داده است که سموم پاراکوات، دیلدیرین، مانب و مانکوزب منجر به بیماری پارکینسون یا لرزش غیر ارادی اندام های بدن می شود. آشکار شده است افرادی که در حوالی مناطقی زندگی می کنند که در معرض آفت کش ها قرار دارند احتمال بروز بیماری پارکینسون در آنها بیشتر است. تحقیقات نشان داد افرادی که در معرض علف کش ها هستند 4 برابر و افرادی که در معرض حشره کش ها هستند 3 الی 4 برابر احتمال بروز بیماری پارکینسون در آنها بیشتر است.

 توصیه هایی برای استفاده صحیح از آفت کش های شیمیایی

 تمامی آفت کش های شیمیایی باید با احتیاط کامل به کار برده شوند، برای استفاده مطمئن و دائمی از تمامی مواد شیمیایی تذکرات ذیل را رعایت کنید.

 

1-قبل از استفاده مواد شیمیایی اطلاعات برچسب روی آن را به دقت خوانده و طبق دستور العمل اجرا کنید.

2-آفت کش ها را دور از دسترس کودکان و در ظروف در بسته و برچسب دار نگهداری کنید.

3-از کشیدن سیگار در زمان سمپاشی یا گرد پاشی خوداری کنید.

4-اگر در زمان استفاده از آفت کش یا کمی بعد از آن احساس تهوع، سردرد، سرگیجه و یا ... نمودید به پزشک مراجعه نمائید.

5-دستانتان را بعد از سمپاشی یا گرد پاشی و قبل از غذا خوردن یا سیگار کشیدن بشوئید  و لباستان را تعویض کنید.

6-سعی کنید با روش های مختلف مدیریت آفات و بیماری ها در زراعت و باغ آشنایی پیدا کنید و استفاده از سموم را به عنوان آخرین راه انتخاب نمائید. تا به تامین سلامت خود و مصرف کنندگان کمک نمائید.

7-از لباسهای محافظت کننده و ماسک استفاده کنید. در صورت ریختن مواد سمی روی پوستتان فورا آن را با آب و صابون بشوئید.

 

مدرسه در مزرعه

مقدمه

مدرسه در مزرعه یک برنامه ریزی برای یادگیری در مزرعه و مدیریت کلیه فعالیت هایی است که در هر یک از مراحل از بذر تا بذر مزرعه انجام می شود. یکی از ابزارهای مهم در به کارگیری شیوه مدرسه در مزرعه ساده کردن روش های علمی است در این روش انجام آزمایش و تحقیق با رویکرد مشارکتی و بهره گیری توسط کشاورزان مشارکت کننده و سایر کشاورزان توسعه می یابد و این موضوع به درک بهتر کشاورزان از مدرسه در مزرعه کمک خواهد کرد.

 

مهمترین عوامل موثر در شیوه مدرسه در مزرعه کشاورزان

 ۱-مطالعه در تمام طول فصل از بذر تا بذر :

در این فرایند فرصت یادگیری و درک عمیق درباره مراحل مختلف رشد گیاه، آفات و بیماری ها، دشمنان طبیعی، برای کشاورزان مشارکت کننده فراهم می شود. فعالیت ها بر اساس مراحل بحرانی رشد و تکامل گیاه طراحی و برنامه ریزی می شود امکان شناخت و ارزیابی تصمیمات اتخاذ شده در تمام فصل و مراحل مختلف تولید بر روی عملکرد اقتصاد تولید و دیگر شاخص های مربوطه به تولید محصول امکان پذیر می گردد.

2-برگزاری ملاقات و نشست های منظم و متناوب کشاورزان در طول فصل زراعی :

در این فرایند برگزاری جلسات منظم در شرایط واقعی مزرعه موجب یادگیری اصولی تر می شود. از الزامات این فرایند طراحی و برگزاری جلسات با حضور بهره برداران در گروه های 25-10 نفره در طول فصل زراعی به صورت منظم و با توجه به نیاز کشاورزان و محصول می باشد.

3-استفاده از مزارع کشاورزان برای تحقیق و آزمایش و مقایسه سیستم های مختلف مدیریتی محصول :

در این فرایند کشاورزان پاسخ پرسش های خود را در شرایط مزرعه و از طریق آزمایش تجربه می کنند و درباره آنها به تجزیه و تحلیل می پردازند. کشاورزان قادرند درباره آنچه اتفاق افتاده توضیح دهند.

همچنین تحقیقات مزرعه ای فرصت مناسبی برای ارتباط بهره بردار با محقق است که می تواند به عنوان همکار تحقیقاتی با محقق فعالیت نماید.

در حقیقت کشاورزان طراح برنامه های تحقیقاتی بوده و برنامه ها را ساماندهی می کنند.

از الزامات فرایند می توان به مطالعات مزرعه ای به عنوان بخشی از فعالیت ها که به سادگی در مزرعه تحقیقاتی گروه کاری باید انجام شود در صورت کاهش محصول در مزرعه تحقیقاتی گروه نوعی جبران خسارت از طرف کشاورزان عضو گروه کاری در نظر گرفته می شود.

4-تجزیه و تحلیل کشت بوم :

تجزیه و تحلیل کشت بوم می تواند دانش کشاورزان را افزایش دهد. در این فرایند کشاورزان در طی روند تجزیه و تحلیل کشت بوم با حشرات، دشمنان طبیعی، علف های هرز، بیماریها، وضعیت آب و هوایی و ارتباط آن با آفات و بیماریها و ... اطلاعاتی را کسب می کنند.

در این روش مشاهدات مزرعه ای کشاورزان و اطلاعات مربوط به هر آنچه که مزرعه مشاهده می کنند به صورت نقاشی و پوستر بر روی کاغذ ترسیم و تجزیه و تحلیل می گردد و کشاورزان یافته های خود را با یکدیگر در میان گذاشته و با احساس آزادی و اختیار و اعتماد به نفس توصیه هایی برای مدیریت بهینه مزارع بدست می آورند.

از الزامات این فرایند ارایه مباحث مربوطه تجزیه و تحلیل کشت بوم و مشاهدات مزرعه ای به صورت نقاشی در قالب پوستر است.

5-تشکیل گروه های کاری و تیمی :

در این فرایند تمرین کار گروهی و تیمی برای ایجاد رقابت بین گروه، تقویت خلاقیت، اجتماعی تر شدن، برابری و جذاب شدن محیط آموزشی محوریت کار تشکیل می دهد.