پایه های گردو
پایه های گردو (Juglans regia )
جنس Juglans شامل تقریبا" 21 گونه، بومی آمریکای جنوبی، شمالی و مرکزی، اروپای شرقی و آسیا می باشد. Juglans از تیره گردوسانان Juglandaceae است که شامل Pterocarya، Alfaroa، Carya ( پکان و هیکوری ) و Platycarya می باشد. در بین گونه های جنس Juglans، گردوی ایرانی J.regia (به خاطر میوه خوراکی ) و گردوی سیاه J.nigra ( به خاطر چوب و تا حدود کمی میوه اش ) اهمیت تجارتی دراند. مغز ساقه های درخت گردو لایه لایه، تنه صاف با پوست فلسی و شیاردار، برگ های مرکب شانه ای دارد و درختی یک پایه است. گل های نر آن در جانب شاخه های یک ساله و بر روی گل آذین سنبله دم گربه ای ( شاتون ) و گل های ماده آن در نوک شاخه های سال جاری حاصل می شوند. گرده افشانی گردو توسط باد انجام می گیرد. عمل گرده افشانی و تلقیح در بهار صورت می گیرد. گردو معمولی گیاهی خزان دار است . ارقام مختلف گردوی معمولی از نظر حساسیت به سرما، با هم متفاوتند و از بین آنها، از حساس تا مقاوم وجود دارد. گردو برای رشد و رسانیدن محصول خود به فصل رشد طولانی نیاز دارد و به همین دلیل، در بهار، زود فعالیت خود را آغاز می کند در پاییز دیر به خواب می رود، در نتیجه اغلب یخبندان هی بهاره و پاییزه به آن آسیب میرساند. در گردوهایباترور، برای رسیدن محصول باید دمای محیط، در طول چندین هفته قبل از برداشت 27-32 درجه باشد. دمای بالاتر باعث خشکی میوه و سیاه شدن رنگ مغز آن در دماهای کمتر باعث چروکیده شدن مغز می گردند. بادزدگی در اوایل فصل، باعث پوک شدن میوه می شود.
منشأ و تاریخچه گردوی ایرانی : J.regia بومی منطقه ای است که از کوه های کارپات به طرف جنوب از طریق اروپای شرقی امتداد یافته و از شرق به ترکیه، عراق، لیران تا کشورهای اطراف کوه های هیمالیا گسترش می یابد.
موارد استفاده از پایه : موارد استفاده از پایه بر حسب منطقه و میزان توسعه گردو کاری متفاوت است. در بسیاری از کشورها تولید اکثر گردوهای ایرانی بارور از باغ های بذری صورت می گیرد، و هنوز در منابع به احداث باغ های بذری توصیه می شود. نخستین پایه های مورد استفاده در کالیفرنیا پایه های بذری J.regia بوده، اما بعدها مشخص شد که اینها فقط در شرایط مناسب مطلوب هستند. بعداز انجام آزمایش ها گونه ها و هیبریدهای مربوطه J.hinddsir یا گردوی سیاه کالیفرنیا شمالی به عنوان پایه؛ به خاطر تحمل خشکی و رطوبت زیاد، مقاومت به پوسیدگی ریشه و یقه ناشی از قارچ عسلی _Armillaria mellea ) و خسارت موش کیسه دار(Gopher ) پیشنهاد شد. به دلیل تحقیقات و مشاهدات مزرعه ای مداوم، برتری هیبریدها بویژه پارادوکس(Paradox )، که هیبرید نسل اول بین J.regia و J.hindsii می باشد، در سال 1893 بوسیله بوربانک توصیف شد. امروزه پارادوکس در مقیاس تجارتی در دسترس است و در بیشتر قسمت های کالیفرنیا پایه انتخابی می باشد.با وجود این ممکن است درد آینده به خاطر داشتن حساسیت شدید به ویروس پیچیدگی برگ ( بیماری خط سیاه ) از اهمیت آن کاسته شود.
گونه های پایه
پایه های مورد استفاده برای گردو ایرانی شامل گونه و هیبریدهای بین گونه ای می باشند. اخیرا" تمام پایه ها برای گردو ایرانی در کالیفرنیا از بذر گرده افشانی آزاد حاصل شده اند، و عملیات خزانه کاری برای تمام گونه های پایه مشخص شده مشابه هستند. معمولا" بذور را مستقیما" در پاییز در خزانه می کارند، و یا بعد از استراتیفه کردن در ظروف حاوی خاک اره، درست قبل یا کمی بعد از جوانه زنی، در هوای آزاد می کارند. نهال های بذری در ردیف های خزانه در فصل بهار بعدی پیوند شده، و در مرحله خواب با ریشه لخت به فروش می روند. کاشت مستقیم بذر در باغ، روش دیگری است، اما عدم پیش بینی میزان جوانه زنی، یکنواخت نبودن و نیاز به عملیات کشت متراکم این روش را کم اهمیت ساخته است.
J.hindsii : پایه های بذری حاصل از گرده افشانی آزاد گردوی سیاه کالیفرنیای شمالی، معمولی ترین پایه برای J.regia در کالیفرنیا است. J.hindsii با داشتن 15-19 برگچه باریک در هر برگ و میوه تقریبا" کروی، پوست چوبی ضخیم و کمی شیاردار مشخص می شود. هسته ها برای استرتیفه کردن به 12 هفته زمان نیاز دارند. J.hindsii را می توان به وسیله مارکرهای ایزو آنزیمی در آسپارتات آمینو / ترانسفراز و سیستم ایزو مراز گلوکز فسفات از J.regia و Paradox تمییز داد. علی اقم استفاده وسیع از J.hindsii به عنوان پایه و درختان خیابانی، به دلیل تلقیح آسان آن با سایر گونه های گردوی سیاه ، یک گونه آسیب پذیر تلقی می شود. این پایه معمولا" برای مناطقی که دارای خاک های حاصلخیز، عمیق عاری از فیتوفترا، نماتد زخم ریشه و بیماری خط سیاه هستند، توصیه می شود. این پایه خاک های سنگین، آب گرفتگی، کشت در میان سایر درختان، و واکاری تحمل بدارد و همچنین خاک های را که دارای فسفر و یا روی قابل جذب کم و یا میزان آهک بالا هستند تحمل نمی کند. از ویژگی های مثبت آن می توان به سهولت دسترسی، هزینه کم و حساسیت کم به Armillaria و گال یقه اشاره نمود.
J. regia : در سرتا سر دنیا، گردوی ایرانی احتمالا" به دلیل دسترس بودن آن، پایه معمولی برای ارقام گردو است. J.regia با داشتن 5-9 (تا 13 ) برگچه در هر برگ و پوست خاکستری نقره ای، و پوست هسته چروکیده ضخیم یا نازک مشخص شده است. بذور آن برای جوانه زنی مطلوب، حداقل به 8 هفته دوره استرتیفه کردن نیاز دارند. گردوی ایرانی را می توان با روش ایزو آنزیم، از پارادوکس و J.hindsii شناسایی نمود. پایه و پیوندک J. regia ممکن است ویروس پیچیدگی برگ گیلاس را که عامل مولد بیماری خط سیاه می باشد منتقل کنند. گرچه در گذشته از این پایه به عنوان پایه در کالیفرنیا استفاده نمی شد، ولی بیماری اپیدمی خط سیاه، اخیرا" باعث شده است که از این گونه برای استفاده به عنوان پایه ارزیابی مجدد صورت گیرد. با وجود اینکه J.regia بر روی پایه J.regia معولا" تحت حلقه برداری توسط بیماری ویروس خط سیاه در محل پیوند قرار نمی گیرد، ولی به شوری زیاد، آب گرفتگی، نماتدهای گال ریشه و زخم ریشه، پوسیدگی طوقه و ریشه فیتوفترا و آرمیلاریا حساس هستند. نهال های بذری خواص جوانه زنی کند، قدرت کم در خزانه و فقدان یکنواختی را در داخل منبع بذری نیز نشان می دهند.
J.nigra : گردوی سیاه شرقی، بومی نواحی شرق و غرب مرکزی ایالات متحده است، ولی برداشت انتخابی از بهترین درختان، ساختار توده طبیعی آن را در نواحی بومی اش تخریب نموده است. J.nigra درختی بلند است که دارای 15-23 برگچه در هر برگ بوده و میوه ای بزرگ، گرد نا منظم با قطر 3-4 سانتیمتر دارد. بذور 12-16 هفته نیاز دارند. پیوندک J.nigra ممکن است مایکوپلاسما و بیماری قارچی Sirococcus clvigignenti را منتقل کتد، که ترتیب عامل بیماری « Bunch » گردو و بیماری شانکر باترنات (Butternut ) می باشند. گزارش ها نشان می دهند که این پایه در مقایسه با J.regia به نماتد، آرمیلاریا، فیتوفترا و گال یقه بیشتر متحمل بوده و زودتر میوه داده، و اندازه درخت را نیز کاهش می دهد.
J.californica : گردو سیاه کالیفرنیا جنوبی در جنوب کالیفرنیا از شرق کوه های سانتانیز تا کوه های سانتا آنا وجود دارد. این پایه از J.hindsii با داشتن تعداد برگچه کمتر (11-15 ) در هر برگ، میوه های کوچکتر، فرم بوته ای، برگدهی زودتر در بهار و خزان دیرتر در پاییز متمایز می شود. بذور تقریبا" به 12 هفته سرما دهی مرطوب نیاز دارند.
J.microcarpa : گردوی سیاه تگزاس بومی تگزاس و نیومکزیکو است. این گونه 15-23 برگچه در هر برگ دارد، میوه های آن کوچک تر از سایر گونه های گردو است. درختان آن در خاک های خوب نیز کوچک هستند. هسته های آن به یک دوره طولانی استراتیفیه کردن ( تا 27 هفته ) نسبت به سایر گونه های Juglanus احتیاج دارند. د ریک مطالعه در کالیفرنیا پایه J.microcarpa د رمقایسه با سایر گونه ها تحت شرایط بر و کلر زیاد کار آیی بهتری داشته اما تحت شرایط تنش کم ، کار آیی آن نسبتا" ضعیف بود.
J.mgjor : گردو سیاه آریزونا، بومی مکزیکو، آریزونا، کلرادو و شمال مکزیک است. 9-19 برگچه در هر برگ دارد و میوه آن دارای شیارهای عمیق با قطر 2-3 سانتیمتر می باشد.
پایه ها و محیط خاک
سازگاری پایه ها و ریشه های گردو با خاک ها، از دو جنبه قابل بررسی است، یکی از این ها به ماهیت خود پایه مربوط می شود ، که نگهدارنده گیاه چند ساله با اندازه بزرگ و عمر طولانی تر می باشد. در این صورت سیستم ریشه گردو می بایستی همانند سایر گونه های چند ساله، اعمالی از قبیل استقرار، جذب آب و مواد غذایی، ساختن هورمون ها و تبدیل و ذخیره ترکیبات آلی را انجام دهد. جنبه دوم به اثر متقابل ریشه با پایه با محیط خاک مربوط می شود.
عمق خاک : خاک منسب برای گردو، معولا" دارای بافت متوسط یکنواخت با زهکشی خوب می باشد. از عوامل محدود کننده خاک بر قدرت رشد و اندازه درختان پیوند شده بر روی پایه ، می توان به لایه های سفت خاک، تخته سنگ ها، سطح آب های زیر زمینی و شن های دانه ریز خاک اشاره نمود. ریشه های گردومی توانند از عمق بیشتر خاک استفاده کنند، و نشان داده شده است که توانای جذب آب از عمق 3-3/5 متری خاک را دارند. J.regia در عرض سه سال ریشه اصلی به طول بیش از سه متر تولید می کند.
شوری : درختان گردو به نمک موجود در خاک یا آب حساسیت زیاد دارند. علاوه بر اثر کل نمک بر پتانسیل اسمزی آب خاک و بدین ترتیب بر روابط آب و خاک درختان گردو و اکثر درختان میوه تحت تأثیر یون های خاص نمک قرار می گیرند. گردو ها مثل سایر درختان خزان کننده کلر را آسانتر از سدیم جذب و منتقل می کنند. علایم مسمومیت از نکروز شدن برگ ها شروع و به حاشیه ها کشیده می شود، و در حالت شدیدتر تمام برگچه ها را فرا می گیرد نکروز برگ معمولا" بعد از اواسط تا اواخر تابستان شدیدتر می شود و عموما" ریزش زود وقت برگ ها پیش می آید. این پایه نسبت به J.hindsii و پارادوکس از نظر شوری کم تحمل تر است و پارادوکس در مقایسه با J.hindsii به شوری تحمل کم تری دارد.
بیماری ها
گونه های فیتوفترا : امروزه فیتوفترا مهمترین بیماری تهدید کننده گردو در باغ های کالیفرنیا است. از علایم اولیه ی آلودگی فیتوفترا می توان به رشد ضعیف کوچک بودن، کلروز ( زردی ) برگ ها و پیری زود رس قسمت هوایی اشاره نمود. به دنبال این علایم، مرگ سر شاخه ها، ریزش جزیی برگ و نهایتا" مرگ درخت اتفاق می افتد. علایم آن بر روی پایه شامل شانکرهایی در محل طوقه می باشد، که ممکن است به طرف ساقه گسترش پیدا کند، ونیز به سوی ریشه پیش رفته و سبب مرگ ریشه های ثانویه و کوچک تا تارهای کشنده می شود. کنترل شیمیایی گونه های فیتوفترا در گردو تحت بررسی است. در شرایط مصنوعی متالاکس و فستیل آلومینیوم شدت بیماری را در J.hidsii و پارادوکس در خاک های آلوده به P.citricola و P.cinnamomi کاهش داده است، اما هنوز این مواد شیمیایی توصیه نشده اند، و از نظر اقتصادی استفاده از آن ها مشخص نشده است.
Armillaria mellea : پوسیدگی طوقه و ریشه فیتوفترا گاهی با آلودگی Armillaria mellea اشتباه می شود، زیرا علایم اولیه در پیوند مشابه یکدیگرند. از علایم این آلودگی ( ریزومورف ها، میسلیوم های زیر پوست و بوی مشخص قارچ مانند ) می توان برای تشخیص این دو نوع بیماری استفاده نمود. انتشار این قارچ ممکن است از طریق تماس ریشه های سالم با ریشه های آلوده صورت گیرد، و سرتا سر باغ سالم را آلوده کند. قارچ ها، در قسمت های چوب درختان آلوده بعد از مرگ، زنده مانده و بنابراین عامل بیماری می تواند در موقع حمل آن ها پخش شود.
سرطان طوقه : عامل سرطان طوقه (Agrobacterum tumefaciens ) یک نوع باکتری است، در مقایسه با فیتوفترا به درختان گردو آسیب کمتری می رساند. زیرا عمدتا" روش های کنترل بیولوژیکی موثری برای کشت های جدیدی که در آن گاال یقه بیشتر آسیب می رساند به وجود آمده است. اندازه گال ها بر روی ریشه از نظر قطر از کوچک تا بزرگ بسته به محل ایجاد آن متفاوت است. J.hindsii نسبت به J.regia و پارادوکس کمتر تحت تأثیر قرار می گیرد. تویلد پایه ای عاری از بیماری در خزانه، بهداشت خوب، اجتناب از زخمی بودن ریشه و آلوده نمودن گیاه قبل از کاشت با باکتری آنتاگونیست A.radiobacter در کنترل بیماری موثر است. اما گاهی نژادهای مقاوم به باکتری آنتاگونیست به وجود وی آیند. بیماری خط سیاه : عامل بیماری خط سیاه، ویروس پیچیدگی برگ گیلاس است. این بیماری در جاهایی که عمده پایه ها J.hindsii و پارادوکس هستند، یک عامل مهم تهدید کننده تولید گردو است، اما بیماری فقط یک مشکل غیر مستقیم پایه است. در درختان آلوده پایه ها اغلب عاری از ویروس هستند. اما یک حلقه برداری کسنده در اثر آلودگی در محل پیوند، باعث خشکیدگی سر شاخه ها، زوال تدریجی درختان شده و نهایتا" به مرگ پیوندک منتهی می شود. J.regia بویژه رجیان بیش از سایر پایه ها در اورگون به عنوان پایه مقاوم به بیماری خط سیاه توصیه شده است.
نماتدها : از شایع ترین آنها می توان به نماتد زخم ریشه، نماتد حلقوی، نماتد خنجری، نماتد زگیل ریشه اشاره نمود. از علایم هوایی درختان آلوده به نماتد می توان به رشد ضعیف و خشک شدن سر شاخه ها ناشی از آسیب به تارهای کشنده را ذکر نمود، که این علایم شبیه غلایم مربوط به اختلال های دیگر ریشه می باشد. نماتد زخم ریشه به ریشه های جانبی نیز که دارای رشد ثانویه می باشند حمله می کند، و محل زخم های سیاه و نکروزه، در محل آلودگی می توند بیش از حد چند سانتیمتر مربع توسعه یافته، وممکن است به آبکش ثانویه ریشه های بزرگتر گسترش یابند. گزارش شده که J.regia نسبت به J.hindsii احتمالا" تحمل بیشتری یه نماتد حلقوی دارد، اما به نماتد زگیل ریشه دارای مقاومت کمتری است.
شکل شلجمی و جامی برای درختان گردو مناسب بوده اما بعد از به بار نشستن، نیاز به هرس ندارد. فاصله کشت مناسب گردو 10-12 متر است. ریشه ها نسبت به غرقاب شدن حساس هستند. گاهی در تابستان چند روز بعد از آبیاری به روش غرقابی، برگ های درخت گردو خشک شده و بطور ناگهانی پژمرده می شوند. این پدیده را فلج گیاهی (Apoplexy ) می نامند و هیچ گونه عامل بیماری زا در آن دخالت ندارد.
منبع:
رادنیا حسین.۱۳۵۷.پایه های درختان میوه
جلیلی مرندی. رسول . میوه کاری
جلیلی مرندی. رسول . ازدیاد نباتات