این وبلاگ راجع به ترویج و کشاورزی اطلاعات می دهد.

توت فرنگی Fragaria ananassa

 این گیاه از تیره گلسرخیان و از جنس فرگاریا(Fragaria) می باشد. توت فرنگی گیاهی است علفی، چند ساله و همیشه سبز. ارقام وحشی توت فرنگی در بسیاری از مناطق دنیا پراکنده است اما رقم توت فرنگی وحشی اف. وسکا (F.vesca) در امریکا، اروپا و برخی از مناطق ایران از جمله نواحی شمالی، دامنه های البرز و آذربایجان به طور طبیعی رشد می کند، و تعداد کروموزم های آن 14 میباشد.

 اکثر ارقام توت فرنگی دو جنسی بوده و برخی از آنها نر خالص و برخی دیگر ماده خالص می باشند. ارقام دو جنسی خود گرده افشان هستند اما ارقام ماده توسط حشرات گرده افشانی می شوند. بوته توت فرنگی ساقه بسیار کوتاه دارد و جزو گیاهان طوقه ای به شمار می آید. برگ های آن مرکب و حاوی 3 برگچه بیضی شکل با دمبرگ طویل و کرکدار می باشد. از جوانه های جانبی روی طوقه گیاه، ساقه های رونده یا دستک حاصل می شود. این ساقه ها هنگام تماس با خاک، گیاهچه های جدید تولید می کنند. ساقه رونده اکثر ارقام توت فرنگی حاوی دو گره می باشد و بوته های دختری از گره دوم حاصل می شوند.

 گل های سفید توت فرنگی 10 کاسبرگ و 5 گلبرگ دارند و روی گل آذین گرزن قرار می گیرند. گل آذین نیز همانند ساقه های رونده از جوانه های جانبی طوقه حاصل می شود. توت فرنگی تمایل به تولید میوه های بکربار دارد و ایجاد میوه های بکربار در ارقام ماده خالص موفقیت آمیزتر از ارقام دو جنسی است. گرده افشانی ناقص موجب رشد نامنظم و بدشکل شدن میوه های توت فرنگی گردیده و روی نهنج، میوه چه های کمتری تشکیل می شود.

 ارقام مختلف توت فرنگی از لحاظ زمان تشکیل گل به دو گروه بهاره و همیشه بارده تقسیم می شوند. ارقام بهاره سالی یکبار گل و میوه می دهند و ارقام تجاری از همین نوع هستند. ارقام همیشه بارده در سراسر فصل رشد محصول تولید می کنند. در انواع بهاره، روزهای کوتاه و دماهای پایین، باعث گل انگیزی و روزهای بلند و دماهای بالا باعث تولید روندک ( ساقه رونده ) می گردند. روزهای بلند موجب تشکیل و رشد ساقه های رونده، افزایش اندازه برگ ها و عدم تشکیل جوانه های گل در ارقام بهاره توت فرنگی می گردد. ارقام همیشه بارده به طول روز حساس نمی باشند و تشکیل گل در طی فصل رشد انجام می گیرد.

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم مرداد 1390ساعت 12:10  توسط پونه آسوده  | 

تمشک Rubus SSP

این گیاه از تیره گلسرخیان، جنس رابوس Rubus بوده و سه گونه مهم آن شامل تمشک قرمز، تمشک سیاه و توت سیاه می باشد. در نیم کره شمالی 400 گونه تمشک وجود دارد. بوته های این گیاه دارای شاخه های بالا رونده و خاردار بوده و به سهولت به تکیه گاه مجاور خود قلاب می شوند. پایین برگ ها کرک دار بوده، 7-3 برگچه بزرگ بیضی شکل و نوک تیز با اطراف مضرس و به طور متناوب روی شاخه قرار می گیرند. رگبرگ های ارقام قرمز حاوی خار و ارقام سیاه بدون خار می باشد. گل های تمشک حاوی 5 گلبرگ سفید تا صورتی، 5 کاسبرگ ،  پرچم زیاد و مادگی دارای برچه های متعدد بوده روی یک نهنج محدب قرار می گیرند. گل آذین خوشه ای و یا گل های منفرد آن در خرداد تا تیر ماه ظاهر می شوند. میوه تمشک از نوع مجتمع بوده و هر چه بعد از گرده افشانی و لقاح میوه های کوچک به نام شفتک حاصل می کنند.

برخی از گونه های تمشک، خزان پذیر و برخی دیگر دایم سبز هستند. به نظر می رسد که توت سیاه و یا توت کوهی نیز متعلق به جنس تمشک باشد. تمشک در جنگل ها و بیشه ها به طور طبیعی رشد می کند. پراکنش طبیعی آن مناطق آمریکای شمالی و اروپا می باشد. در ایران مناطق گرگان، مازندران، ارتفاعات گیلان، آذربایجان، خراسان و لرستان ناحیه های رشد این گیاه است. تمشک به دلیل نیاز سرمایی طولانی و فصل کوتاه  برای رسیدن میوه در مناطق میوه خیز شمال کشت می شود. مقاومت تمشک قرمز به سرما به اندازه سیب و گلابی اما میزان مقاومت تمشک سیاه تا حدودی کمتر می باشد. تابستان گرم مناطق جنوبی برای رشد این گیاه مناسب نمی باشد.

تمشک در انواع خاک ها که رطوبت کافی داشته باشد رشد می کند اما خاک های لومی شنی را ترجیح می دهد. خاک تحتانی نیز اهمیت دارد و عدم وجود لایه سفت خاک و زهکشی مناسب از موارد ضروری می باشد. تمشک سیاه و ارغوانی را می توان توسط خوابانیدن انتهایی ازدیاد داد. این عمل در اوایل پاییز انجام می گیرد. در ضمن از ارقام فوق الذکر می توان قلمه خشبی تهیه کرد. تمشک قرمز را می توان توسط پا جوش های ریشه و در ضمن قلمه های ریشه تکثیر نمود. در رقم تمشک قرمز، تهیه قلمه معمول نبوده و اکثرا از پا جوش استفاده می شود. تمشک های بدون خار حالت شمیر یافته از نوع فرا پوش تمشک های خار دار می باشند که در قسمت اپیدرم این نوع ارقام تغییر حاصل می شود و اگر از تمشک های بدون خار، قلمه ریشه تهیه شود و یا بذر آن ها کشت شود، گیاهان به وجود آمده دوباره خاردار خواهند شد. زیرا پدیده شیمر یا بافت ناهمسانی در داخل بافت و یا بذر اتفاق نمی افتد. روش کشت نهال های تمشک به صورت کپه ای، پرچین و یا داربستی می باشد. در روش کپه ای اطراف گیاه توسط خاک پوشش داده شده و کپه درست می کنند. سیستم پرچین برای ارقام قرمز تمشک که پا جوش زیاد تولید می کنند مناسب است. تامین رطوبت کافی برای پرورش تمشک اهمیت زیادی دارد و برای حفظ رطوبت خاک از مالچ کلش استفاده می شود.

اکثر ارقام تمشک در جانب شاخه های یک ساله محصول می دهند. شاخه های جدید همه ساله از نزدیک طوقه و از ریشه ها حاصل می شوند. شاخه های تشکیل شده در سال دوم بارور می گردند. برای رشد بهتر بوته ها و افزایش محصول، هرس منظم سالانه در بوته های تمشک انجام می گیرد. برای این منظور 6-5 شاخه جوان را نگهداری نموده، بقیه شاخه ها را هرس می کنند.

نوک شاخه های باقی مانده در تمشک قرمز هرس نمی شوند، زیرا اکثر جوانه های بارور در قسمت بالای شاخه تشکیل می شود اما در ارقام سیاه به علت بارور بودن جوانه های پایین شاخه، می توان نوک شاخه های باقی مانده را هرس نمود. ارقام قرمز تمشک پا جوش بیشتر حاصل می کنند. میوه های تمشک معمولا در تیر تا مرداد ماه می رسند و قابل برداشت می باشند. شاخص برداشت برای میوه تمشک، آسان جدا شدن میوه از شاخه، تشکیل رنگ خاص رقم مورد نظر و خرد نشدن میوه است.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مرداد 1390ساعت 11:2  توسط پونه آسوده  | 

پایه های گردو (Juglans regia )

جنس Juglans شامل تقریبا" 21 گونه، بومی آمریکای جنوبی، شمالی و مرکزی، اروپای شرقی و آسیا می باشد. Juglans از تیره گردوسانان Juglandaceae است که شامل Pterocarya، Alfaroa، Carya ( پکان و هیکوری ) و Platycarya می باشد. در بین گونه های جنس Juglans، گردوی ایرانی J.regia (به خاطر میوه خوراکی ) و گردوی سیاه J.nigra ( به خاطر چوب و تا حدود کمی میوه اش ) اهمیت تجارتی دراند. مغز ساقه های درخت گردو لایه لایه، تنه صاف با پوست فلسی و شیاردار، برگ های مرکب شانه ای دارد و درختی یک پایه است. گل های نر آن در جانب شاخه های یک ساله و بر روی گل آذین سنبله دم گربه ای ( شاتون ) و گل های ماده آن در نوک شاخه های سال جاری حاصل می شوند. گرده افشانی گردو توسط باد انجام می گیرد. عمل گرده افشانی و تلقیح در بهار صورت می گیرد.  گردو معمولی گیاهی خزان دار است . ارقام مختلف گردوی معمولی از نظر حساسیت به سرما، با هم متفاوتند و از بین آنها، از حساس تا مقاوم وجود دارد. گردو برای رشد و رسانیدن محصول خود به فصل رشد طولانی نیاز دارد و به همین دلیل، در بهار، زود فعالیت خود را آغاز می کند در پاییز دیر به خواب می رود، در نتیجه اغلب یخبندان هی بهاره و پاییزه به آن آسیب میرساند. در گردوهایباترور، برای رسیدن محصول باید دمای محیط، در طول چندین هفته قبل از برداشت 27-32 درجه باشد. دمای بالاتر باعث خشکی میوه و سیاه شدن رنگ مغز آن در دماهای کمتر باعث چروکیده شدن مغز می گردند. بادزدگی در اوایل فصل، باعث پوک شدن میوه می شود.

منشأ و تاریخچه گردوی ایرانی : J.regia بومی منطقه ای است که از کوه های کارپات به طرف جنوب از طریق اروپای شرقی امتداد یافته و از شرق به ترکیه، عراق، لیران تا کشورهای اطراف کوه های هیمالیا گسترش می یابد.

موارد استفاده از پایه : موارد استفاده از پایه بر حسب منطقه و میزان توسعه گردو کاری متفاوت است. در بسیاری از کشورها تولید اکثر گردوهای ایرانی بارور از باغ های بذری صورت می گیرد، و هنوز در منابع به احداث باغ های بذری توصیه می شود. نخستین پایه های مورد استفاده در کالیفرنیا پایه های بذری J.regia بوده، اما بعدها مشخص شد که اینها فقط در شرایط مناسب مطلوب هستند. بعداز انجام آزمایش ها گونه ها و هیبریدهای مربوطه  J.hinddsir یا گردوی سیاه کالیفرنیا شمالی به عنوان پایه؛ به خاطر تحمل خشکی و رطوبت زیاد، مقاومت به پوسیدگی ریشه و یقه ناشی از قارچ عسلی _Armillaria mellea ) و خسارت موش کیسه دار(Gopher ) پیشنهاد شد. به دلیل تحقیقات و مشاهدات مزرعه ای مداوم، برتری هیبریدها بویژه پارادوکس(Paradox )، که هیبرید نسل اول بین J.regia و J.hindsii می باشد، در سال 1893 بوسیله بوربانک  توصیف شد. امروزه پارادوکس در مقیاس تجارتی در دسترس است و در بیشتر قسمت های کالیفرنیا پایه انتخابی می باشد.با وجود این ممکن است درد آینده به خاطر داشتن حساسیت شدید به ویروس پیچیدگی برگ ( بیماری خط سیاه ) از اهمیت آن کاسته شود.  

گونه های پایه

پایه های مورد استفاده برای گردو ایرانی شامل گونه و هیبریدهای بین گونه ای می باشند. اخیرا" تمام پایه ها برای گردو ایرانی در کالیفرنیا از بذر گرده افشانی آزاد حاصل شده اند، و عملیات خزانه کاری برای تمام گونه های پایه مشخص شده مشابه هستند. معمولا" بذور را مستقیما" در پاییز در خزانه می کارند، و یا بعد از استراتیفه کردن در ظروف حاوی خاک اره، درست قبل یا کمی بعد از جوانه زنی، در هوای آزاد می کارند. نهال های بذری در ردیف های خزانه در فصل بهار بعدی پیوند شده، و در مرحله خواب با ریشه لخت به فروش می روند. کاشت مستقیم بذر در باغ، روش دیگری است، اما عدم پیش بینی میزان جوانه زنی، یکنواخت نبودن و نیاز به عملیات کشت متراکم این روش را کم اهمیت ساخته است.

J.hindsii : پایه های بذری حاصل از گرده افشانی آزاد گردوی سیاه کالیفرنیای شمالی، معمولی ترین پایه برای J.regia   در کالیفرنیا است. J.hindsii با داشتن 15-19 برگچه باریک در هر برگ و میوه تقریبا" کروی، پوست چوبی ضخیم و کمی شیاردار مشخص می شود. هسته ها برای استرتیفه کردن به 12 هفته زمان نیاز دارند. J.hindsii را می توان به وسیله مارکرهای ایزو آنزیمی در آسپارتات آمینو / ترانسفراز و سیستم ایزو مراز گلوکز فسفات از J.regia و Paradox تمییز داد. علی اقم استفاده وسیع از J.hindsii به عنوان پایه و درختان خیابانی، به دلیل تلقیح آسان آن با سایر گونه های گردوی سیاه ، یک گونه آسیب پذیر تلقی می شود. این پایه معمولا" برای مناطقی که دارای خاک های حاصلخیز، عمیق عاری از فیتوفترا، نماتد زخم ریشه و بیماری خط سیاه هستند، توصیه می شود. این پایه خاک های سنگین، آب گرفتگی، کشت در میان سایر درختان، و واکاری تحمل بدارد و همچنین خاک های را که دارای فسفر و یا روی قابل جذب کم و یا میزان آهک بالا هستند تحمل نمی کند. از ویژگی های مثبت آن می توان به سهولت دسترسی، هزینه کم و حساسیت کم به Armillaria و گال یقه اشاره نمود.

J. regia : در سرتا سر دنیا، گردوی ایرانی احتمالا" به دلیل دسترس بودن آن، پایه معمولی برای ارقام گردو است. J.regia با داشتن 5-9 (تا 13 ) برگچه در هر برگ و پوست خاکستری نقره ای، و پوست هسته چروکیده ضخیم یا نازک مشخص شده است. بذور آن برای جوانه زنی مطلوب، حداقل به 8 هفته دوره استرتیفه کردن نیاز دارند. گردوی ایرانی را می توان با روش ایزو آنزیم، از پارادوکس و J.hindsii  شناسایی نمود. پایه و پیوندک J. regia ممکن است ویروس پیچیدگی برگ گیلاس را که عامل مولد بیماری خط سیاه می باشد منتقل کنند. گرچه در گذشته از این پایه به عنوان پایه در کالیفرنیا استفاده نمی شد، ولی بیماری اپیدمی خط سیاه، اخیرا" باعث شده است که از این گونه برای استفاده به عنوان پایه ارزیابی مجدد صورت گیرد. با وجود اینکه J.regia بر روی پایه J.regia معولا" تحت حلقه برداری توسط بیماری ویروس خط سیاه در محل پیوند قرار نمی گیرد، ولی به شوری زیاد، آب گرفتگی، نماتدهای گال ریشه و زخم ریشه، پوسیدگی طوقه و ریشه فیتوفترا و آرمیلاریا حساس هستند. نهال های بذری خواص جوانه زنی کند، قدرت کم در خزانه و فقدان یکنواختی را در داخل منبع بذری نیز نشان می دهند.

J.nigra : گردوی سیاه شرقی، بومی نواحی شرق و غرب مرکزی ایالات متحده است، ولی برداشت انتخابی از بهترین درختان، ساختار توده طبیعی آن را در نواحی بومی اش تخریب نموده است. J.nigra درختی بلند است که دارای 15-23 برگچه در هر برگ بوده و میوه ای بزرگ، گرد نا منظم با قطر 3-4 سانتیمتر دارد. بذور 12-16 هفته نیاز دارند. پیوندک J.nigra ممکن است مایکوپلاسما و بیماری قارچی  Sirococcus clvigignenti را منتقل کتد، که ترتیب عامل بیماری « Bunch » گردو و بیماری شانکر باترنات (Butternut ) می باشند. گزارش ها نشان می دهند که این پایه در مقایسه با J.regia به نماتد، آرمیلاریا، فیتوفترا و گال یقه بیشتر متحمل بوده و زودتر میوه داده، و اندازه درخت را نیز کاهش می دهد.

J.californica : گردو سیاه کالیفرنیا جنوبی در جنوب کالیفرنیا از شرق کوه های سانتانیز تا کوه های سانتا آنا وجود دارد. این پایه از J.hindsii با داشتن تعداد برگچه کمتر (11-15 ) در هر برگ، میوه های کوچکتر، فرم بوته ای، برگدهی زودتر در بهار و خزان دیرتر در پاییز متمایز می شود. بذور تقریبا" به 12 هفته سرما دهی مرطوب نیاز دارند.

J.microcarpa : گردوی سیاه تگزاس بومی تگزاس و نیومکزیکو است. این گونه 15-23 برگچه در هر برگ دارد، میوه های آن کوچک تر از سایر گونه های گردو است. درختان آن در خاک های خوب نیز کوچک هستند. هسته های آن به یک دوره طولانی استراتیفیه کردن ( تا 27 هفته ) نسبت به سایر گونه های Juglanus احتیاج دارند. د ریک مطالعه در کالیفرنیا پایه J.microcarpa د رمقایسه با سایر گونه ها تحت شرایط بر و کلر زیاد کار آیی بهتری داشته اما تحت شرایط تنش کم ، کار آیی آن نسبتا" ضعیف بود.

J.mgjor : گردو سیاه آریزونا، بومی مکزیکو، آریزونا، کلرادو و شمال مکزیک است. 9-19 برگچه در هر برگ دارد و میوه آن دارای شیارهای عمیق با قطر 2-3 سانتیمتر می باشد.  

 پایه ها و محیط خاک

سازگاری پایه ها و ریشه های گردو با خاک ها، از دو جنبه قابل بررسی است، یکی از این ها به ماهیت خود پایه مربوط می شود ، که نگهدارنده گیاه چند ساله با اندازه بزرگ و عمر طولانی تر می باشد. در این صورت سیستم ریشه گردو می بایستی همانند سایر گونه های چند ساله، اعمالی از قبیل استقرار، جذب آب و مواد غذایی، ساختن هورمون ها و تبدیل و ذخیره ترکیبات آلی را انجام دهد. جنبه دوم به اثر متقابل ریشه با پایه با محیط خاک مربوط می شود.

عمق خاک : خاک منسب برای گردو، معولا" دارای بافت متوسط یکنواخت با زهکشی خوب می باشد. از عوامل محدود کننده خاک بر قدرت رشد و اندازه درختان پیوند شده بر روی پایه ، می توان به لایه های سفت خاک، تخته سنگ ها، سطح آب های زیر زمینی و شن های دانه ریز خاک اشاره نمود. ریشه های گردومی توانند از عمق بیشتر خاک استفاده کنند، و نشان داده شده است که توانای جذب آب از عمق 3-3/5 متری خاک را دارند. J.regia  در عرض سه سال ریشه اصلی به طول بیش از سه متر تولید می کند.

شوری : درختان گردو به نمک موجود در خاک یا آب حساسیت زیاد دارند. علاوه بر اثر کل نمک بر پتانسیل اسمزی آب خاک و بدین ترتیب بر روابط آب و خاک درختان گردو و اکثر درختان میوه تحت تأثیر یون های خاص نمک قرار می گیرند. گردو ها مثل سایر درختان خزان کننده کلر را آسانتر از سدیم جذب و منتقل می کنند. علایم مسمومیت از نکروز شدن برگ ها شروع و به حاشیه ها کشیده می شود، و در حالت شدیدتر تمام برگچه ها را فرا می گیرد نکروز برگ معمولا" بعد از اواسط تا اواخر تابستان شدیدتر می شود و عموما" ریزش زود وقت برگ ها پیش می آید. این پایه نسبت به J.hindsii و پارادوکس از نظر شوری کم تحمل تر است و پارادوکس در مقایسه با J.hindsii به شوری تحمل کم تری دارد.  

بیماری ها

گونه های فیتوفترا : امروزه فیتوفترا مهمترین بیماری تهدید کننده گردو در باغ های کالیفرنیا است. از علایم اولیه ی آلودگی فیتوفترا می توان به رشد ضعیف کوچک بودن، کلروز ( زردی ) برگ ها و پیری زود رس قسمت هوایی اشاره نمود. به دنبال این علایم، مرگ سر شاخه ها، ریزش جزیی برگ و نهایتا" مرگ درخت اتفاق می افتد. علایم آن بر روی پایه شامل شانکرهایی در محل طوقه می باشد، که ممکن است به طرف ساقه گسترش پیدا کند، ونیز به سوی ریشه پیش رفته و سبب مرگ ریشه های ثانویه و کوچک تا تارهای کشنده می شود. کنترل شیمیایی گونه های فیتوفترا در گردو تحت بررسی است. در شرایط مصنوعی متالاکس و فستیل آلومینیوم شدت بیماری را در J.hidsii و پارادوکس در خاک های آلوده به  P.citricola و P.cinnamomi کاهش داده است، اما هنوز این مواد شیمیایی توصیه نشده اند، و از نظر اقتصادی استفاده از آن ها مشخص نشده است.

Armillaria mellea : پوسیدگی طوقه و ریشه فیتوفترا گاهی با آلودگی Armillaria mellea اشتباه می شود، زیرا علایم اولیه در پیوند مشابه یکدیگرند. از علایم این آلودگی ( ریزومورف ها، میسلیوم های زیر پوست و بوی مشخص قارچ مانند ) می توان برای تشخیص این دو نوع بیماری استفاده نمود. انتشار این قارچ ممکن است از طریق تماس ریشه های سالم با ریشه های آلوده صورت گیرد، و سرتا سر باغ سالم را آلوده کند. قارچ ها، در قسمت های چوب درختان آلوده بعد از مرگ، زنده مانده و بنابراین عامل بیماری می تواند در موقع حمل آن ها پخش شود.

سرطان طوقه : عامل سرطان طوقه (Agrobacterum tumefaciens ) یک نوع باکتری است، در مقایسه با فیتوفترا به درختان گردو آسیب کمتری می رساند. زیرا عمدتا" روش های کنترل بیولوژیکی موثری برای کشت های جدیدی که در آن گاال یقه بیشتر آسیب می رساند به وجود آمده است. اندازه گال ها بر روی ریشه از نظر قطر از کوچک تا بزرگ بسته به محل ایجاد آن متفاوت است. J.hindsii نسبت به  J.regia و پارادوکس کمتر تحت تأثیر قرار می گیرد. تویلد پایه ای عاری از بیماری در خزانه، بهداشت خوب، اجتناب از زخمی بودن ریشه و آلوده نمودن گیاه قبل از کاشت با باکتری آنتاگونیست A.radiobacter در کنترل بیماری موثر است. اما گاهی نژادهای مقاوم به باکتری آنتاگونیست به وجود وی آیند. بیماری خط سیاه : عامل بیماری خط سیاه، ویروس پیچیدگی برگ گیلاس است. این بیماری در جاهایی که عمده پایه ها J.hindsii و پارادوکس هستند، یک عامل مهم تهدید کننده تولید گردو است، اما بیماری فقط یک مشکل غیر مستقیم پایه است. در درختان آلوده پایه ها اغلب عاری از ویروس هستند. اما یک حلقه برداری کسنده در اثر آلودگی در محل پیوند، باعث خشکیدگی سر شاخه ها، زوال تدریجی درختان شده و نهایتا" به مرگ پیوندک منتهی می شود.  J.regia بویژه رجیان بیش از سایر پایه ها در اورگون به عنوان پایه مقاوم به بیماری خط سیاه توصیه شده است.

نماتدها : از شایع ترین آنها می توان به نماتد زخم ریشه، نماتد حلقوی، نماتد خنجری، نماتد زگیل ریشه اشاره نمود. از علایم هوایی درختان آلوده به نماتد می توان به رشد ضعیف و خشک شدن سر شاخه ها ناشی از آسیب به تارهای کشنده را ذکر نمود، که این علایم شبیه غلایم مربوط به اختلال های دیگر ریشه می باشد. نماتد زخم ریشه به ریشه های جانبی نیز که دارای رشد ثانویه می باشند حمله می کند، و محل زخم های سیاه و نکروزه، در محل آلودگی می توند بیش از حد چند سانتیمتر مربع توسعه یافته، وممکن است به آبکش ثانویه ریشه های بزرگتر گسترش یابند. گزارش شده که J.regia نسبت به J.hindsii احتمالا" تحمل بیشتری یه نماتد حلقوی دارد، اما به نماتد زگیل ریشه دارای مقاومت کمتری است.

شکل شلجمی و جامی برای درختان گردو مناسب بوده اما بعد از به بار نشستن، نیاز به هرس ندارد. فاصله کشت مناسب گردو 10-12 متر است. ریشه ها نسبت به غرقاب شدن حساس هستند. گاهی در تابستان چند روز بعد از آبیاری به روش غرقابی، برگ های درخت گردو خشک شده و بطور ناگهانی پژمرده می شوند. این پدیده را فلج گیاهی (Apoplexy ) می نامند و هیچ گونه عامل بیماری زا در آن دخالت ندارد.

منبع:

رادنیا حسین.۱۳۵۷.پایه های درختان میوه

جلیلی مرندی. رسول . میوه کاری

جلیلی مرندی. رسول . ازدیاد نباتات

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم تیر 1390ساعت 12:2  توسط پونه آسوده  | 

با سلام خدمت دوستان گرامی از این که مدتی وبلاگ را به روز رسانی نکردم مرا ببخشید ان شا الله در آینده نزدیک با مطالب جدید این وقفه را جبران خواهم کرد.
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم تیر 1390ساعت 10:13  توسط پونه آسوده  | 

فلفل (Pepper)

تاریخچه:

فلفل سبز احتمالا" بومی آمریکاست. حدود 7000 سال قبل از میلاد مسیح بشر فلفل سبز را می شناخته است. جنس فلفل سبز Capsicum می باشد که متعلق به تیره Solanaceae است.فلفل سیاه را Black pepper )) که با نام علمی Piper nigrum L. و از تیره ی فلفلیان است اشتباه گرفت.احتمالا" فلفل سیاه بومی هندوستان بوده دارای ساقه های خوابیده است و تولید میوه های کروی و سیاه رنگ می کند . میوه ی سته آن را خشک کرده وبه صورت پودر در میآورند وبه عنوان چاشنی در غذا استفاده می کنند.

مشخصات گیاه شناسی

فلفل سبز گیاهی است یک ساله که درجه حرارت های پایین باعث کم شدن دوره رشدش می شود. این گیاه دارای ساقه های منشعب به طول 180-50 سانتی متر است. میوه های نارس آن به رنگ بنفش تیره بوده ودر حالت رسیده به رنگ قرمز شفاف دیده می شود. میوه های خودرو کوچک اند (به قطر 1.5-1 سانتی متر). انواع اهلی امروزه میوه هایی به بزرگی ده برابرمیوه های خودرو می دهند. لازم به ذکر است که بوته فلفل مقدار تولید خود را به طوراتوماتیک تنظیم می کند بدین معنی که وقتی مقدار محصول یک بوته زیاد شود گل های جدید پس ازشکفته شدن پژمرده شده ومی ریزند وتبدیل به میوه نمی شوند. بنابراین بهتراست به طور مرتب فلفل های ریزرا که بازارپسند است چیده تا دائما" شکوفه های جدید به فلفل تبدیل شوند.

ارزش غذایی و ویتامین

از فلفل به عنوان دارو برای درمان روماتیسم، سوء هاضمه،ناراحتی های اعصاب ولمباگو استفاده می شود. اهمیت فیزیولوژیکی این گیاه براساس خاصیت اشتها آور،هضم غذا،مقدار کاروتین وبه ویژه ویتامین Cآن است. مقدارویتامین C درمیوه های نارس بین 70-60 میلی گرم و درمیوه های رسیده بین 140-120 میلی گرم در 100 گرم میوه تازه است.کاروتین وویتامین P موجود دراین گیاه در تنظیم فشار خون بسیارموثر است.

رنگ قرمز فلفل مربوط به ماده کاپسانتین (Capsanthin) است که متعلق به گروه رنگدانه گزانتوفیل است.ازاین ماده شیمیایی غیرفعال در رنگ های خوراکی مواد غذایی به مقدار زیادی استفاده می شود.

تندی فلفل سبزمربوط به ماده آلکالوئیدی کاپسایسین Capsaicin) ) است که قسمت اعظم آن درسیتوپلاسم ومقدارکمی دردانه ها ودیواره های مزوکارپ وجود دارد.

فلفل دارای انواع ویتامین های A،ویتامین های گروه B، ویتامین Cونیاسین است. مخصوصا" این که فلفل سرشار از ویتامین های AوC است. همچنین فلفل دارای املاح کافی همچون کلسیم ، فسفر، آهن،سدیم و به خصوص پتاسیم می باشد.این گیاه دارای پروتئین،چربی،کربوهیدرات وترکیبات فیبری نیز می باشد.

شرایط آب وهوایی

احتیاجات آب وهوایی فلفل تقریبا" شبیه گوجه فرنگی بوده وتا حدودی پرتوقع ترازآن است.این گیاه برای رشد ونمومناسب طالب نور،دما وآب زیادی است. سبزی فصل گرم محسوب میشود.این گیاه فوق العاده به سرما حساس است.ذکراین نکته لازم است که شاید فلفل خشکی رابهترتحمل کند، مقایرنامناسب آب وحرارت دوعامل مهم ریزش گل ومیوه درفلفل است.

در طول دوره رشد ،دما نباید از 35درجه سانتی گراد بیشتر شود و یا از18درجه سانتی گراد پایین تر باشد.مناسب ترین دما برای رشد فلفل بین 29-21درجه سانتی گراد است که دما درشب درتشکیل میوه تاثیربسزایی دارد.چنانچه دما درشب پایین تراز16.5درجه ویا بالاتراز24 درجه سانتی گراد باشد،میوه تشکیل نمی شود.

نور

نور کم در ماههای زمستان باعث افتادن گل وغنچه وحتی دربعضی مواقع افتادن تمامی برگها می شود.ازاین نظربرای تولید نشاء درمناطق معتدل ودرماههای زمستان ازنورمصنوعی استفاده می کنند که حداقل شدت نور مورد نیاز) 5کیلو لوکس) را تامین کند.

دما

فلفل سبز درمقابل دمای کم به وضوح عکس العمل نشان می دهد. حداقل میزان دما برای جوانه زنی 11درجه سانت گراد وبرای رشد ونمو بالای 14درجه سانتی گراد است. این گیاه می تواند دمای 2درجه سانتی گراد را برای مدت چند روز تحمل کند ولی در دراز مدت ریشه صدمه دیده و خسارت کلی به گیاه وارد می شود. دمای بالای 30درجه سانتی گراد نیزبرای رشد ونمومضراست وباعث کاهش عملکرد به دلیل افتادن گل ها وگاها" افتادن میوه ها می شود. دلیل اصلی این پدیده را تلقیح ناقص می دانند که دراثرجوانه زنی ناقص گرده ها وخشک شدن شدید کلاله به وجود می آید. دمای مناسب برای عمل لقاح بین 22-18درجه سانتی گراد است وبهتراست روزها دما 25 وشب ها 16 درجه سانتی گراد باشد.

آب

فلفل سبز ریشه ای ضعیف دارد و گسترش آن درخاک کم است. ازاین نظربه آب زیادی نیازدارد. این نیاز در اوایل رشد محسوس تراست.رشد خوب و عملکرد مناسب زمانی به وجود می آید که مقدارآب موجود درخاک بین 80-60درصد ظرفیت مزرعهField capacity)) باشد.تنش آبی در زمان رشد اولیه باعث کاهش اندازه گیاه می شود ومی تواند موجب افتادن شکوفه وکاهش میوه دهی می شود.

خاک

خاک های نیمه سنگین وهوموسی برای این گیاه مناسب است.این گیاه درمقابل خاک های قلیایی حساس است وخاک های کمی اسیدی رابهترتحمل می کند.خاک لومی شنی که رطوبت را تا اندازه ای درخود حفظ کند. PH بین 7.5-6.5 برای رشد آن مناسب است ولی در PH کمتراز6.5-5.5 نیز میتواند به خوبی رشد کند ومحصول دهد.فلفل به اکسیژن فراوان نیاز دارد زیرا وجود اکسیژن برای اجتناب ازسفت شدن خاک های فشرده درمناطقی با زهکشی فقیر حائزاهمیت است.

کود

احتیاجات کودی آن شبیه گوجه فرنگی است. فلفل سبزدرمقابل کودهای کلر دارحساس است. کود حیوانی پوسیده وکمپوست می تواند درزراعت این گیاه استفاده شود. کود ازته را به مقدارکم قبل ازکاشت واندکی بیشتردرآغاز گلدهی می توان به گیاه افزود. باید به این نکته توجه نمود که ازت بیش از اندازه باعث کاهش محصول می شود.

برای تولید و بالا بردن عملکرد فلفل علاوه بر کودهای حیوانی از کودهای شیمیایی نیزاستفاده می شود.کود سرک ازته درزمان تشکیل میوه لازم است تا ازوقفه رشد گیاه جلوگیری کند وبرای این منظوراز 112کیلونیترات آمونیوم یا معادل آن باید استفاده شود. برای خاک های شنی 56 کیلونیترات یا سولفات پتاسیم بایستی به کود سرک ازته افزوده گردد. در خاک های سنگین تر با حاصلخیزی متوسط تا خوب کود شیمیایی کمتری مورد نیازاست.

انتخاب ارقام

در انتخاب ارقام مناسب باید موارد زیر را در نظر داشت :

  • رشد سریع،
  • حساسیت کم در مقابل کاهش دما ،
  • زود رسی و تولید بالا ،

  • خود گشنی زیاد ،

  • مقاومت در مقابل بیماری ها، آفات و ویروس ها ،

  • اندازه و رنگ یکنواخت ،

  • قابل مصرف بودن میوه ها در حالت سبز و نرسیده ،

  • حفظ شفافیت پس از برداشت محصول .

در میان گروه های فلفل مورد کشت دوگروه عمده وجود دارد :

1 - آنهایی که میوه های ملایم یا شیرین به نام فلفل های شیرین تولید می کنند ،

2 - آنهایی که میوه های تند به نام فلفل های تند تولید می کنند.

گونه های فلفل سبز:

Capsicum annum - دارای ارتفاعی بین 180-50 سانتی متر است . گیاهی با انشعابات ساقه ای زیاد، میوه های نارس سبز تا نیلی رنگ و میوه های رسیده قرمز است.

Capsicum baccatum - دارای برگ های بزرگ و بیضوی بوده و گل ها به رنگ بنفش هستند ، میوه ها تخم مرغی شکل اند که در هنگام رسیدن به راحتی به زمین می رسند.

Capsicum chinens- گیاهی چند ساله بوده ودارای مقادیرزیادی ماده ی تند کاپسایسین می باشد .

Capsicum pubescens- برگ ها دارای کرک های زیاد بوده و دانه ها سیاه رنگ اند. این گونه مقاوم به سرما است وتا ارتفاعات 1000متری درارتفاعات آند آمریکای جنوبی یافت می شود .

Capsicum frutescens – این گونه به چند واریته تقسیم می شود:

فلفل آلبالویی شکل C.f.var.cerasiform)) که دارای طعم تندی است

فلفل مخروطی C.f.var.conoides)) تند بوده و شکل مخروطی دارد .

فلفل خوشه ای C.f.var.fasciculatum)) رنگ میوه ها قرمز و به شکل خوشه روی گیاه قرار می گیرد .

فلفل دلمه ای C.f.var.grossum)) دارای میوه های بزرگ بوده و انتهای میوه ها فرو رفته است و روی آن شیارهایی دیده میشود. فاقد طعم تند است و از آن در تهیه سالاد استفاده می کنند. گیاهی علفی با ساقه های سمپودیال که به شکل کوچک و بزرگ

رشد می کنند . هر ساقه ی سمپودیال به ندرت به دو گل سفید رنگ مرکزی ختم میشود که با 2-3 شاخه جانبی پوشیده می شود.

فلفل زنگوله ایی : این نوع فلفل دارای نوع تند وشیرین است که بسیارلطیف ومطبوع است وبازارپسند است. انواع کوچک آن که ارتفاع بوته به 40-60 سانتی متر می رسد دارای میوه ی چهارپر، براق، سبزتیره است که پس ازرسیدن کامل ، قرمزمی شود مدت تولید محصول آن 75 روزاست.

فلفل طلایی :

1 -Comape

2 - Early calendar

3 -King of north

4 -Vindole

فلفل های تند : بیش از یکصد نوع فلفل تند تا کنون پرورش داده شده به طور کلی میزان محصول فلفل های تند در واحد سطح به مراتب بیشتر از فلفل های شیرین است . یک نوع آن به نام فلفل شیلی Jalapeno chile که مورد استفاده ی بسیار دارد و به طول 8 و قطر3 سانتی متر است و جز فلفل های بسیار تند محسوب می شود، همچنین فلفل مومی هنگری Hungarian wax که رنگ آن اول زرد و به تدریج به قرمز روشن مبدل می گردد ، و طول آن 15 سانتی متر و قطر آن 3-4 سانتی متر و از فلفل های زودرس محسوب می شود .

شخم و عمل آوردن

زمینی که دربهارفلفل کاری می شود باید دراواخرپاییزیا اوایل زمستان سال قبل به طورعمیق شخم گردد. اگرکود سبزیا گیاهان پوششی به کارگرفته شده باشد، ممکن است دراوایل زمستان یا بهاربا شخم زدن زیرخاک شوند .دربهارسطح خاک بایستی به خوبی دیسک ودندانه زده شود.

کاشت و کولتیوارتور زنی

پروش نشا ء : بذرباید قبل ازکاشت به یک قارچ کش محافظت کننده آغشته شود اگرازبسترهای گرم استفاده شود بذورباید 6-8 هفته قبل ازموقع نشاء گیاهان درمزرعه کشت شوند. دربیشترمناطق، بذردرحدود یک ماه قبل ازمیانگین تاریخ های آخرین یخبندان بهاره کشت میگردد. درجه حرارت خاک 24-21درجه سانتی گراد قبل ازسر زدن بین 21-18 درجه سانتی گراد بعد ازسر زدن گیاهان از خاک باید تامین گردد. آبیاری درصورت امکان باید صبح های آفتابی وگرم با دقت انجام گیرد. رطوبت زیاد ، حرارت خاک را پایین آورده و مرگ گیاهچه ها را تشدید می بخشد. برای تسهیل درمقاوم سازی مطلوب ، تهویه با نزدیک شدن گیاهان به مرحله قابل نشاء کردن باید افزایش یابد.

نشاء کردن در مزرعه

روش متداول نشاء کردن گیاهانی به ارتفاع 10-20 سانتی متربا فاصله 45-75 سانتی مترازدیگرردیف ها به فاصله 90-105 سانتی مترمی باشد. گیاهان با ماشین نشاء کاری یا با دست نشاء می شوند، درروش اول سرعت بیشتروراندمان کار بالاتراست.

ماشین نشاء کاری بایستی مجهزبه یک وسیله آبیاری باشد که درحدود یک فنجان آب یا محلول محرک به هرگیاه داده شود.محرک راغالبا" درآب نشاء کاری حل می کنند. این محلول مخلوطی از3.6 کیلوگرم منوپتاسیم فسفات و 3.6 کیلوگرم دی آمونیوم فسفات در1000 لیترآب توصیه می شود.

کولتیواتور زنی

پس ازگرفتن نشا ها درزمین ، باید فقط به دفعاتی که جهت کنترل علف ها کافی است کولتیواتور زنی سطحی انجام شود. کولتیواتور زنی عمیق بدون استثناء باعث قطع ریشه ها وهمچنین خشک شدن آن ها در بیرون خاک می شود که هر دو باعث یک وقفه شدید در رشد گیاه می شود.

کاشت بذر برای تهیه نشاء

به طورمعمول برای مقداربذرلازم برای تولید یک هزار نشاء حدود 190 گرم است. با آنکه درهرگرم بذرفلفل درحدود 160 عدد بذر وجود دارد ولی پس ازکاشت تعدادی ازآنها رشد نکرده و ضایع می گردند. هرهکتارسطح زیرکشت 2-3.5 کیلو بذرلازم است.

درجعبه های چوبی ، خاک برگ ، کود حیوانی ، خاک باغچه را به نسبت مساوی مخلوط نموده و پس ازکاشت بذر به وسیله غبارپاش سطح روی جعبه را کاملا" خیس نموده ومادام که تخم به نشاء تبدیل نشده باشد باید سطح جعبه مرطوب شود.

جعبه نشاء را درحرارت 18-24 درجه داخل شاسی قرار داده وپس ازدوهفته که نمو بذرشروع شد ونشاها چهاربرگه شدند بین آنها را تنک نموده تا رشد بوته ها بحد کافی برسد پس ازآنکه درجه حرارت محیط خارج به 20 درجه رسیده شد وتغییرات درجه حرارت هوا درشب زیاد نباشد می توان جعبه ها را به محیط آزاد انتقال داد تا بوته خود را با محیط خارج تطبیق دهد، مدت لازم برای رشد بوته ها داخل جعبه بین 7-10 هفته است.

کاشت فلفل در محیط آزاد

زمین کشت فلفل را در زمستان به مقدار30-40 تن کود حیوانی داده وآن را برگردان نموده ودراوایل خرداد ماه زمین را دیسک زده ومقدار350 کیلو کود شیمیایی 10-10-5 در دو مرحله به خاک اضافه می کنند وبوته ها را به وسیله بیلچه درخاک قرار می دهند . پای بوته ها باید به طورمرتب با بیلچه سله شکنی شده وعلف های هرزگرفته شود، چنانچه به علت تاخیر درآبیاری،پای بوته ها خشک شدند، شکوفه ها می ریزند . در هنگام باید این نتکه را در نظر گرفت که برای برداشت لازم است از قیچی مخصوص استفاده نمود، زیرا کشیدن وکندن فلفل ازبوته موجب ضایع شدن نهال و زخمی شدن آن می شود.

کاشت فلفل درخانه

دانه های فلفل را درفروردین ماه به طورتک تک به عمق یک سانتی متردرگلدان 8 سانتی متری که خاک گلدان حاوی کود پوسیده وخاک برگ است کاشته وگلدان را درمحیط گرم خانه نزدیک دریچه شمالی قرارمی دهند. درجه حرارت مناسب برای آن 18 درجه می باشد وقتی نشای فلفل به 12-15 سانتی متر رسید سرشاخه ی آن را قطع نموده وبه گلدان 13 سانتی منتقل می کنند. دراوایل خرداد ماه گلدان را به محیط آزاد برده ودرمدت کوتاهی می توان آن را به گلدان 18 سانتی منتقل نمود وگلدان را درمحل آفتاب گیرقرارداده و بهتراست یک قیم 10سانتی درمجاورت بوته نصب شود، تا سنگینی محصول بیش ازحد به بوته فشار وارد نکند.

مراقبت های زراعی و برداشت

فلفل ها بهترین رشد را زمانی که درجه حرارت خاک بالای 18 درجه سانتی گراد است و در درجه حرارت هوای بین 20-27 درجه سانتی گراد دارند. درکشت های زودترممکن است به درجه حرارت شب برخورد کند وازآسیب سرما رنج ببیند. استفاده ازمالچ های پلاستیکی و پوشش های ردیفی ، پیش رسی را در رشد اولیه نشان داده است. پس از انتقال به زمین اصلی نسبت به آبیاری آن باید اقدام کرد و به مرور وجین کردن علف های هرز، دادن کود سرک و خاک دادن پایه بوته از جمله مراقبت های زراعی دیگراین گیاه است. درفلفل دلمه معمولا" 2-3 شاخه را نگهداری کرده وبقیه را هرس می کنند. تقریبا" 8 هفته پس از نشاء اولین برداشت محصول شروع شده وتا اواخر پاییز می توان آن را برداشت نمود. با افزایش رنگ پذیری مقدارقند آن نیزافزایش می یابد.عمل برداشت بوسیله دست انجام می گیرد.

چگونگی برداشت فلفل به نوع و طرزمصرف آن بستگی دارد. ارقام فلفل شیرین را وقتی برداشت می کنند که میوه های آن هنوز سبز است، ولی باید به رشد کامل رسیده باشند. این نوع فلفل را به عنوان سبزی مصرف می کنند. برای تهیه ادویه باید میوه کاملا" رسیده و قرمز باشد.

برداشت، عملیات پس از برداشت و بازاریابی

زمان برداشت فلفل دلمه ای به طور عمده به وسیله اندازه میوه، مرحله رسیدگی آن باید تعیین شود. برای بازار به مجرد اینکه میوه ها تقریبا" به اندازه ی کامل رسیده و سفتی آنها به میزان مطلوب رسیده باشد، اما قبل از شروع به قرمز شدن میوه ها چیده می شوند ، زیرا ممکن است قرمزشدن مربوط به رسیده شدن باشد. فلفل های سبز چیده شده را در سبدهایی ریخته و به محل های بسته بندی برای درجه بندی حمل می کنند.

فلفل های شیرین یا دلمه ای در حرارت های پایین تراز7 درجه سانتی گراد در معرض سرما زدگی هستند. انبار با درجه حرارت بالاتر از 10درجه سانتی گراد رسیدن و پوسیدگی نرم باکتریایی را تشدید می کند. در درجه حرارت 7-10 درجه و رطوبت نسبی 90-95 درصد می توان حتی تا سه هفته فلفل را انبار نمود.بسته بندی اولیه در پلی اتیلن و واکس زدن سبک ، چروکید گی را کاهش داده و طول دوره انبارداری را افزایش می دهد.

درجه بندی و بسته بندی

ازآنجا که فلفل سبز فساد پذیراست باید هرچه زودتر پس ازبرداشت فروخته شود. محصول جهت فواصل کوتاه ازمحل بسته بندی با کامیون های بدون سردخانه ارسال می شود. بعضی از زارعین محصول خود را ازطریق بعضی تعاونی های محلی سبزی وتعداد کمی ازطریق امانت فروشی ،بفروش می رسانند . روش اخیر معمولا" آخرین راه است.

آفات و بیماری های فلفل

ازآفات وبیماری های مهم فلفل می توان به شته ها، تریپس، کرم شب پره ی زمستانه، کک های گیاهیFlea beetles)) وانواع نماتدها همچون Knot،Root وNematoda اشاره نمود.

از بیماری های مهم فلفل، آنتراکنوز، پژمردگی باکتریایی، لکه برگی، پوسیدگی میوه، سفیدک حقیقی، بیماری بوته میری فیتوفتورایی وبیماری های ویروسی می توان نام برد.

لکه برگی باکتریایی

عامل این بیماری Xanthomonas vesicatoria است. لکه برگی باکتریایی باعث تشکیل لکه های کوچک، قهوه ای تیره وزگیل مانندی روی برگ ها ومیوه می شود. درآب وهوای مرطوب سریع ترمنتشرشده وممکن است تمام برگ های گیاه ریزش کند. لکه ها اجازه ورود قارچ ها ودیگرارگانیزم های عامل پوسیدگی را به داخل میوه را می دهند. ضدعفونی بذر، بهداشت بستر بذر وتناوب زراعی روش های توصیه شده برای کنترل بیماری هستند البته سمپاشی با سموم مسی نیز در کنترل بیماری کمک می کند.

بلایت گرمسیری

بلایت گرمسیری توسط Sclerotium rolfsii ایجاد می شود.غالبا"یکی ازمخرب ترین بیماری های فلفل درجنوب آمریکا است. گیاهان درنزدیکی سطح خاک مورد حمله قرارمی گیرند ودردوره های خشک ریشه ها ازبین می روند. گیاهان زرد شده وبه تدریج پژمرده می شوند. یک تناوب برنامه ریزی شده تنها روش کنترلی است که می توان توصیه نمود. فلفل هرگزنباید بعد ازلوبیا چشم بلبلی کاشته شود، اما پنبه ، ذرت وغلات تقریبا" مصون بوده ومحصولات خوبی جهت کاشت قبل ازفلفل هستند.

پوسیدگی گلگاه میوه

پوسیدگی گلگاه میوه فلفل (فیزیولوژیکی) باعث ظهور لکه هایی نزدیک رأس میوه ها درطول دوره های خشک ، قبل ازاینکه گیاهان دارای سیستم ریشه ای وسیعی گردند ، می شود. محصولات پیش رس بیشترتحت تاثیرقرارمی گیرند. لکه ها معمولا" با آلترناریا ودیگرقارچ ها آلوده شده که ممکن است تمام میوه را فاسد کند. گیاهان باید به طورعمیق درخاکی که خوب آماده شده نشاء گردند. ریشه ها نباید بعد از شروع میوه دهی صدمه ببینند.

آنتراکنوز

آنتراکنوز به وسیله Gloeosporium piperatum ایجاد می شود. آنتراکنوز غالبا" سبب لکه دارشدن شدید فلفل های رسیده وسبزمی گردد، قارچ داخل وروی پوسته بذر زندگی می کند وهنگامی که داخل پوسته قرار دارد نمی توان آن را با ضد عفونی بذراز بین برد. بذوربایستی ازمیوه های عاری ازآلودگی گرفته شوند و جهت ازبین بردن هرنوع اسپر قارچی که ممکن است به آنها چسبیده باشد باید ضد عفونی صورت گیرد. سمپاشی درمزرعه وبستربذربا کاپتان،زینب یا مانب نیزبه پایین نگه داشتن این بیماری کمک می کند.

سر خرطومی فلفل

سرخرطومی فلفل Anthonomus eugenii قرابت نزدیکی با سرخوطومی قوزه پنبه داشته ولی بسیارکوچک تراست. کرم ها از گل ها و مغز میوه ی جوان تغذیه می کنند وباعث می شوند که میوه ها قبل از رسیدن بریزند.این آفت دربیشتر نواحی کشت فلفل وجود دارد.

لارو مگس فلفل

این آفت Zonosemeata electa لارو یک گونه مگس است. تخم ها درمیان دیواره میوه گذاشته شده ومگس ها ازمغزمیوه تغذیه می کنند که سبب پوسیدگی می شود. چیدن فلفل ها هنگامی که هنوز سبزهستند ازآسیب زیاد توسط مگس فلفل جلوگیری می کند، اگرچه مغز آن ممکن است آلوده شده باشد. موثر بودن گرد پاشی با مالاتیون ثابت شده است. گرد پاشی باید هردو روزپس ازظهور مگس ها درمزرعه انجام می گیرد وتا زمانی که درمزرعه مگس پیدا شود، به فواصل پنج روز یک بار بایستی گرد پاشی تکرار شود.

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم مرداد 1389ساعت 15:22  توسط پونه آسوده  | 

 

نقش تعاونی ها در توسعه ی اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی در ایران

چاره ساز بسیاری از مشکلات و موانع باشد. روحیه ی تعاون و می تواند مردم را در برابر سختی ها در صحنه نگه دارد و اراده ی آنان را در اموری که مربوط به خود آنان است عینیت بخشد.تعاون و همکاری متقابل زمینه های یگانگی و وحدت و یکپارچگی هر چه بیشتر مردم را فراهم می کند .

 *بیان مسئله و پرسش آغازین

 چنانچه در تاریخچه و مراحل تکوین تعاون وشرکتهای تعاونی دقت شود می توان ملاحظه کرد که یکی از مهمترین و بزرگترین انگیزه های بشری برای همکاری با یکدیگر وجود نیاز ومنافع مشترک بوده است وجود این دو عامل( نیاز و منافع مشترک ) هدف مشترکی را برای آنها بوجود آورده است و آن هم عبارت است از :رفع نیاز از طریق تعاون وهمکاری .

 با توجه به اینکه اکثر کشورهای موفق در دنیا در اکثر زمینه های اقتصادی واجتماعی خود از تعاونی ها بهره برده اند اگر دقت کنیم مشاهده می کنیم که تعاونی ها فقط در مسایل اقتصادی کاربرد ندارند مثلا" در جایی که یک شرکت تعاونی میزنیم اعضای شرکت با هم مشورت میکنند از تجربیات هم استفاده می نمایند،برای انتخاب هیات مدیره رای گیری میکنند علاوه بر این تعاونی احتیاج به آموزش دارد. همه اینها و بسیاری از موارد دیگر باعث تقویت بنیه اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی در جامعه میشود بدین ترتیب تعاونی می تواند باعث گسترش این زمینه ها در سطوح جامعه گردد.

بهرحال سوال هایی که در این تحقیق در پی پاسخ به آنها هستیم بدین قرار است:

1-آیا تعاونی هادر توسعه اقتصادی نقش دارند؟

2-آیا تعاونی ها در توسعه اجتماعی نقش دارند؟

3-آیا تعاونی ها در توسعه فرهنگی نقش دارند؟

 *هدف موضوع :

هدف از موضوع تعاون و تعاونی ها در توسعه و پیشرفت کشور این است که با توجه به اینکه کشور ما در حال حاضر با مشکلات و گرفتاری های فراوانی همچون گرانی ، تورم، بازسازی ، تهاجم فرهنگی ، تبلیغات سوء دشمنان و بسیاری از موارد دیگر روبه رو می باشد . سعی نموده ام نقش تعاونی ها را هرچند به صورت مختصر و کوتاه در رشد و توسعه اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی کشور بررسی نمایم تا هر چه بیشتر به مفهوم واقعی تعاون و روح تعاون که همانا کمک به اعضای تعاونی و غیر تعاونی برای بالا بردن رفاه و آسایش اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی آنان دست یابیم .

*اهمیت موضوع :

اهمیت موضوع تعاونی ها به این دلیل است که تعاونی ها ، سازمان ها و نهادهای مردمی هستند که در عین برخورداری از خصوصیات و مشخصات یک واحد اقتصادی و تجاری ، دارای ارزش های مکتبی و اجتماعی هم می باشند و می توانند مبین تلاش های دسته جمعی و گروهی اعضای تشکیل دهنده تعاونی برای نیل به اهداف مشترک و پیشرفت و توسعه باشند .

در ایران به علت شرایط خاص و بحرانی ومشکلاتی که در حال حاضر وجود دارد  لزوم همکاری و مشارکت مردم و خویاری تمامی افراد جامعه در اموری که مربوط به خود آنها می باشد ، می تواند راه حل و چاره ساز بسیاری از مشکلات و موانع باشد . روحیه تعاون می تواند مردم را در برابر سختی ها در صحنه نگهدارد و اراده آنان را در اموری که مربوط به آنهاست عینیت بخشد . تعاون و همکاری متقابل می تواند زمینه های یگانگی هر چه بیشتر مردم را فراهم نماید به همین دلیل در قانون اساسی کشور به بخش تعاون در کنار دو بخش دولتی و خصوصی توجه خاص شده است . زیرا تعاون و گسترش آن در کشور موجب رشد و توسعه و پیشرفت اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی می شود و جامعه را به سوی استقلال و خوکفایی سوق می دهد.

تاریخچه ی تعاون: 

مورخین تشکیل اولین اجتماعات تعاونی را مربوط به هزاران سال قبل از میلاد مسیح می دانند.        نخستین اجتماعات تعاونی در بین کشاورزان و ماهیگیران بیشتر رواج داشته است و همچنین اجتماعاتی وجود داشته اند که مایحتاج زندگی افراد را مشترکا" تهیه می نموده و در اختیار افراد قرار می داده اند ولی در هر حال این اجتماعات تعاونی دارای تشکیلات و سازمان منظم نبوده و تنها دسته های مختلفی از افراد ، چه در شهرها و چه در روستاها با هم همکاری متقابل داشته اند. تعاون به صورت سنتی خود شامل مجموعه ی همیاری ها و معاضدت های گروهی از مردم و یا یک جامعه به منظور آسان داشتن معضلات می باشد و به تبع عرف و رسم جاری بدون هیچگونه پایبندی به قانون و مقررات و آئین نامه مصوب و مکتوب از قدیمی ترین ایام تا عصر حاضر و در جوامع شهری و مخصوصا" روستایی جاری بوده است و مظاهر آن در تمام اجتماعات انسانی دیده می شود . تعاونی سنتی شکل خاصی ندارد ، متعلق به کسی نیست و حد و مرزی نمی شناسد ، مخلوق جامعه و ابزار کار اجتماعات آن است.

در ایران قدیم علاوه بر اینکه عده ای از مردم متمکن و خیراندیش برای ایجاد رفاه و آسایش عمومی به یک سلسله اقدامات عمرانی از قبیل ساختن راه ، ایجاد پل ، کاروان سراها ، مساجد ،آب انبارها و ابنیه و اماکنی نظیر آنها مبادرت می کرده اند،مردم عادی نیز در اینگونه موارد به نحوی با یکدیگر همکاری کرده اند و اگر سرمایه ای نداشته اند، بازوهای خود را به کار می انداخته اند.

آغاز تعاون رسمی در ایران را می توان از حیث عنوان موادی در قانون تجارت سال 1303 شمسی دانست . اما از لحاظ تشکیل و ثبت و فعالیت های رسمی تعاونی ، می توان سال 1314 را آغاز فعالیت تعاونی در ایران دانست . زیرا در این سال توسط دولت اقدام به تشکیل نخستین شرکت تعاونی روستایی در منطقه ی داورآباد گرمسار گردید. مبنای تشکیل شرکت فوق قانون تجارت سال 1311 بود که در چند ماده بحثی از شرکت های تعاونی آورده بود.

*انواع شرکت های تعاونی

ماده 2 قانون شرکت های تعاونی را چنین تعریف می کند : شرکت تعاونی ، شرکتی است از اشخاص حقیقی و حقوقی که به منظور رفع نیازمندی های مشترک و بهبود وضع اقتصادی و اجتماعی اعضا از طریق خودیاری و کمک متقابل و همکاری آنان مطابق اصولی که در این قانون مطرح است تشکیل می شود . مبنای بوجود آمدن انواع شرکت های تعاونی  احتیاجات متنوع و نامحدود افراد هر اجتماعی است . این احتیاجات مرتبا" چه از نظر کمی و چه از نظر کیفی رو به افزایش بوده و بنابراین می بایست سازمان ها تشکیلاتی که جوابگوی این نیازمندی های وسیع و متنوع باشد، ایجاد شوند .

 شرکت های تعاونی  برحسب وظیفه ای که انجام می دهند به سه گروه بزرگ تقسیم می شوند که عبارت

 الف) شرکت های تعاونی  تولید که هسته ی مرکزی آن کارگران و پیشه وران و صنعت گران شهری می باشد .

ب) شرکت های تعاونی  مصرف که هسته ی مرکزی آن مصرف کنندگان هستند.

ج) شرکت های تعاونی  کشاورزی که هسته ی مرکزی آن را کشاورزان تشکیل می دهند .

هدف تعاونی های مصرف حذف واسطه ها و فروش کالا به بهای ارزان بود. شرکت در پایان سال آنچه را که پس از پرداخت بهره ی محدود سهام و سپرده ها برایش باقی می ماند به تناسب میزان خرید میان مشتریان تقسیم می نمود. تقسیم مازاد برگشتی وسیله ای برای تحقق هدف اصلی شرکت یعنی فروش کالا به میزان هزینه تمام شده است .

 شرکت های تعاونی  کشاورزی نیز به منظور تهیه و نگهداری ماشین و خدمات لازم در امور کاشت و برداشت و مسائل مربوط به آبیاری و رفع مایحتاج کشاورزی و تهیه کالاهای مصرفی و عرضه محصولات کشاورزی آنان به بازار و حمل و نقل و سایر خدمات دیگر بشه کشاورزان بوجود آمده اند . هدف تمامی این شرکت ها از کشاورزان در برابر انبوه مشکلات و مسائلی است که با آن روبه رو می باشد .

شرکت های تعاونی  تولید نیز همانند شرکت های تعاونی  دیگر مقاصدی را دارند . این شرکت ها بویژه در روستاها می توانند کسانی را که اشتغال کامل به امور کشاورزی ندارند به سوی خود جلب کنند و از نیروی کار کشاورزان در فصولی که کار شدید کشاورزی وجود ندارد استفاده کنند. تشکیل این تعاونی ها جهت سازمان دادن بهتر ساختن شیوه ی تولید صنایع دستی در کشورهای در حال رشد بسیار موثر است .

*تعاون و نقش آن در توسعه ی اقتصادی

اصطلاح توسعه ی اقتصادی  در کابرد های روزمره ی آن به معنای متعدد و متنوعی به کار گرفته شده است . از جمله به نظر می رسد که تعبیرهای متنوع زیر در اذهان وجود داشته باشد : افزایش تولید ، افزایش بازدهی ، ارتقای سطح زندگی ، رهایی از وابستگی اقتصادی  ، رفع محرومیت و فقر ، ارتقای سطح خدمات بهداشتی و درمانی ، برطرف کردن مشکلات بیکاری و تورم ، تامین نیازهای اقتصادی  - اجتماعی و...

امروزه ما میدانیم که کشاورزی  نخستین و قدیمی ترین فعالیت اقتصادی  به شمار میرود و تاریخ شناخت آن طولانی تر از سایر رشته های اقتصادی  است و فنون تولیدی نیز که امروزه از نظر برخی آسان و ساده می نماید ، نتیجه  ی هزاران سال کار و تجربه ی پیشگامان این رشته از فعالیت می باشد و از این رو ، هیچ یک از فعالیت های اقتصادی  به اندازه ی کشاورزی  دستخوش تاثیر عادات و رسوم کهن در کار تولید قرار نگرفته اند . تولید کننده ی محصولات کشاورزی  می داند که پس از عرضه ی محصول به بازار به اندزه ی کافی تقاضا خواهد داشت . از این رو در هر حال یک بازار فروش برای او فراهم است و در کشورهای پیشرفته اطمینان بیشتری نیز برای روستایی ای تولید کننده فراهم شده و آن این است  که دولت مازاد محصول او را می خرد تا بنیه ی اقتصاد کشاورز ضعیف نشده و زیان نبیند . در سال 1352 در ایران نیز با تصویب رساندن آئین نامه ی ویژه ای موجبات تامین خاطر روستائیان را که در گذشته چشمشان به دست خریداران سلف و رباخواران حرفه ای بود، فراهم ساخته . اما هنوز در تمامی محصولات کشاورزی  عمل نمی شد .

*تعاون و توسعه اقتصادی  در ایران

گسترش شبکه ی شرکت های تعاونی  بخصوص تعاونی های مصرف که عملا"همه ی افراد جامعه را که مصرف کننده هستند در مدیریت و بهره برداری واحدهای اقتصادی  شریک و سهیم می کند ، یکی از موثرترین روش هایی است که می تواند این دوری و دوگانگی را از میان بردارد. ایجاد رابطه مستقیم میان مردم و دستگاههای اقتصادی  و تولیدی از طریق تعاونی های مصرف و نیز مداخله مدیران شرکت های تعاونی  در اتخاذ تصمیمات مهم اقتصادی  و کسب نظر مشورتی از آنان در تهیه و اجرای طرح های عمرانی ، روش موثری برای نیل به مشارکت واقعی و حقیقی و دائمی همه ی مردم در اجرای برنامه های بسط و توسعه است .

بدون هیچ تردیدی شیوه ی تعاون و تعاونی ها با نقش و جایگاهی که قانون اساسی کشور برای آنها تعریف و تعیین کرده است ، می توانند جریان اصلی و منشاء بروز تحولات عظیم اقتصادی  ، اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی باشند و درست با تاکید بر این مقوله است که جهان در حال گذر از مرحله ی بهسازی ساختار اجتماعی و اقتصادی  به مرزهای توسعه رسیده و یا می رسد . بر این قیاس ، اهمیت و کارکرد شیوه ی تعاون و تعاونی ها در نظام های گوناگون سیاسی و اجتماعی اعم از توسعه نیافته ، در حال توسعه و یا توسعه یافته به گونه ای بوده است که دیگر جایی برای بحث درباره ی اینکه آیا تعاونی ها قادرند حاکمیت مشارکت خود را به طور فزاینده ای در سهم ساختار اقتصادی  و اجتماعی افزایش دهند ، باقی نمی گذارد . تعریف ساده ای که کارشناسان مسائل اجتماعی و اقتصادی  برای نقش تعاونی ها قایل هستند ، بی هیچ شبه ای در جهان یک معنا را تداعی می کند که آنها توانایی این را دارند که از اضمحلال پیوند های اجتماعی  پیشگیری کنند ،با فقر به ستیزه برخیزند ، از محرومیت روستاها و مناطق دورمانده از توسعه بکاهد و در نتیجه در جهت پیشگیری از تغییرات و دگرگونهای مشکل آفرین ساختار جمعیتی ناشی از مهاجرت جامعه ی روستایی به شهر بکاهند . 

 *نقش شرکت های تعاونی  در توسعه اجتماعی

کار تعاونی  به مردم ایمان ، خود آگاهی ، اعتماد به نفس ، شکیبایی و استقامت می دهد . از آنان کارکنان مسئول می سازد ، عنصر انسانی را برای جامعه ی متحول تعاونی  ، برای جهان همراهی و مسالمت و نه دیار مخاصمت پرورش می دهند . بنابراین دگرگونی اجتماعی  که تحت تاثیر کار تعاونی  به وقوع می پیوندد از همین جا آ غاز می شود . کار تعاونی  ، در نتیجه استقرار مناسبات خاص بین فرد و موسسه  چنان دگرگونی بوجود می آورد که در مقایسه با تحولات دیگر ، پابرجاتر ، چشمگیرتر و نمایان تر است . بنابراین نقش این مناسبات در دگرگونی اجتماعی  به سادگی مشهود است.

صرف این حقیقت که افراد از صورت استفاده کننده از موسسات ، از صورت مشتری ، کارگر، تحویل دهنده و ... خارج شده و موقعیت مالک و اداره کننده ی موسسات را پیدا می کنند ، موید این مطلب است . روابط تعاونی  به این ترتیب مقام و مسئولیت اجتماعی  جدید به مردم می دهد و تلقی آنان را نسبت به محیط اجتماعی  و اقتصادیشان سراپا دگرگون می سازد که بدین طریق یک گروه اجتماعی  پابه عرصه ی وجود می گذارد . موسسه ی تعاونی  صرفا" از جنبه ی ظاهری خود، مرکز فعالیت اقتصادی  است و در ورای این نمای ظاهری ، مشارکت تعاونی  ، کانون زندگی تعاونی  و آزمایشگاه تعاونی  ، تحول اجتماعی  نهفته است .

این عامل به اندازه ای چشمگیر و قابل ارزش است که اگر مشارکت تعاونی  به نحو صحیح مورد عمل قرار نگیرد ، هیچ سازمان تعاونی  قادر نخواهد بود موقعیت و پیشرفت واقعی تحصیل کند.

در آرمان اجتماعی  تعاونی  ها ، تربیت انسان های آزاده و واقف به ارزش و اعتبار خویش و پرورش مردمی با فضایل خودیاری و همکاری از ضروریات است و تحقق این نیاز وابسته به رعایت و اجرای اصولی است که عنصر اجتماعی  نهضت تعاونی  را تشکیل می دهد .

این اصول عبارتند از : عضویت داوطلبانه و آزاد افراد در شرکت های تعاونی  ،اداره ی امور شرکت بر اساس دموکراسی ، تعلیم و تربیت اعضای شرکت و ایجاد همکاری های تعاونی  و توسعه ی آن در سطح محلی ،ملی و جهانی . نقش اجتماعی  تعاون در ایجاد رفاه عمومی و استقرار دموکراسی و پیشرفت و اعتلای جامعه ، اهمیت اساسی دارد . نهضت تعاونی  در اصل می کوشد که نظارت و مدیریت دموکراتیک و صلح و صفای  اجتماعی  را تحقق بخشد .

لازمه ی اقدامات پیروزمندانه در این زمینه و سایر زمینه ها ، مشارکت فعال و دسته جمعی افراد در انجام خدمات و فعالیت های تعاونی  و همچنین ثبات و استحکام شرکت های تعاونی  بر پایه های آزادی و دموکراسی است که می توان آن را با توجه مداوم بر مسائل تعلیم و تربیت دموکراتیک که اساس اجتماعی  نهضت تعاون و روح اصول آن است بدست آورد .

 *ابعاد اجتماعی  شرکت های تعاونی

در کشور ما بخش های دولتی و خصوصی از قدرت و استحکام لازم برخوردارند ، زیرا در حال حاضر 84 درصد اقتصاد کشور در دست بخش دولتی ، 13 درصد در اختیار بخش خصوصی و 3 درصد در خدمت بخش تعاونی  است که این مظلومیت تعاون را نشان می دهد. بیشترین توانایی بخش های دولتی و خصوصی مربوط به استمرار حضور در زمینه های اقتصادی  و کوشش و مجاهدت طی سنوات گذشته و تولید و خدمت و کسب و تجارت و بهره وری از تکنیک های نوین و روش علمی به دست آمده است ، درست همان خصوصیاتی که تعاونی  ها علی رغم نوپا بودن در پی کسب آن هستند که امید است با توجه به حمایت دولت جدید در عمل از بخش تعاون و برنامه ریزی مسئولان محترم وزارت تعاون و تلاش و همدلی تعاون گران عزیز به بخشی از اهداف تعاون در قانون اساسی دسترسی پیدا شود .

 *به طور کلی ابعاد اجتماعی  تعاونی  ها را به این صورت می توان بیان کرد:

1)    گام نهادن در مسیر تحقق عدالت اجتماعی  و حل نسبی تضاد بین رشد و رفاه و عدالت اجتماعی  و توزیع عادلانه ثروت ها .

2)    ایجاد همدلی ، صمیمیت ، تعاون و همکاری در میان اقشار مختلف جامعه که به طور حتم از شاخص های توسعه به شمار می رود .

3)   حل بخشی از معضل مسکن از طریق تعاونی های مسکن و مقابله با مهاجرت بی رویه از طریق ایجاد کار در روستاها و بخش های مختلف در مقابل تعاونی های تولید.

4)    مقابله با معضل بیکاری و مفاسد ناشی از آن با پذیرش حداقل هفت نفر در تعاونی های تولیدی که در بخش خصوصی عموما" طرح ها به یک نفر واگذار می شود . این امر ضمن اینکه ایجاد کار می نماید ، کارگر را به عنوان صاحب کار محسوب می دارد که قطعا"در بازدهی کار تاثیر گذاشته و از تداوم ثروت و سرمایه دار پروری ممانعت می ورزد .

5)   مساعدت به بخش دولتی در اموری چون مدارس غیر  انتفاعی ، مهد کودک ها ، ورزشگاه ها و مراکز فرهنگی و هنری ، با تشکیل تعاونی های آموزشی ، هنری ، فرهنگی و ورزشی و ... .

6)   مبارزه با مفاسدی چون احتکار ، سودجویی ، گرانفروشی و ... از طریق عرضه عادلانه تر کالا و خدمت تعاونی ها .

7)  تحکیم جامعه از طریق تعاون .

به هر حال تعاونی ها در راستای توسعه آثار اجتماعی  فراوانی دارند که فقط برای نمونه این موارد بیان شد .

*وضعیت تعاون در نظام جمهوری اسلامی ایران

برخورد مساعد و کارساز دولت با بخش تعاون در سال های بعد از پیروزی انقلاب ، اختصاص اعتبارات حمایت شده به انواع گوناگون و در حال افزایش به شرکت ها و اتحادیه های تعاونی  بوده و هست . اقدام مزبور ، با اعطای تسهیلاتی برای تعاونی های روستایی و نیز پیش بینی وامهای بدون بهره و سود جهت تعاونی های اشتغال زا در سال های اولیه پیروزی انقلاب اسلامی آغاز شد و به تدریج در قوانین بودجه سالیانه تبصره های متعددی به این امر مهم اختصاص یافت.

با توجه به این تحولات در بخش تعاون بعد از انقلاب ، خوشبختانه عملکرد تعاونی ها ، موفقیت در حد انتظار بخش تعاون را نوید می دهد و حتی مدلل می دارد که بسیار فراتر از اعتبارات اختصاص یافته در پیشرفت اقتصادی  کشور نقش داشته است . آمار تهیه شده از اعتبارات موضوع قوانین بودجه در سال 1361 تا سال 1375 نشان می دهد که طی 15 سال جمعا" 6128 میلیارد ريال ، معادل 29/1 درصد بودجه ی کل کشور در سنوات مذکور در قالب اعتبارات تبصره ی 3 به تعاونی ها اختصاص یافته است .

بنابراین ره آورد حمایت محدود یاد شده ،در کنار همت و تلاش اعضای تعاونی ها و منابع مالی خود مردم و هدایت و نظارت دستگاههای مسئول در پاره ای از زمینه ها بدین شرح گزارش شده است :

تامین و توزیع کالاهای اساسی از طریق تعاونی های مصرف 25 درصد ، کل احداث مسکن شهری 25 درصد ، حمل نقل بار جاده ای 5/48 درصد ، مسافربری عمومی شهری 57 درصد ، مسافربری عمومی جاده ای 85 درصد ، تولید سنگ های تزئینی 32 درصد ، صید پرورش ماهی و میگو 8/41 درصد ، گوشت مرغ 26 درصد .   تردیدی نیست که با حمایت موثر دولت و سیاست گزاری های وزارت تعاون می توان بخش تعاون را به تحرک بیشتری ترغیب نمود و از ظرفیت های آن در افزایش تولید و بهبود توزیع بهره گرفت.

 *اهمیت آموزش و نقش آن در تعاون

یکی از اهداف والای تعاون، ساختن انسانی با مسئولیت های فردی و جمعی است . آموزش در شرکت های تعاونی  جهت نیل به هدف فوق نقش سازنده و زیر بنایی دارد. وقتی که مسائل و نارسائی ها و نابسامانی های شرکت ها و اتحادیه های تعاونی  مورد مطالعه و تحقیق قرار می گیرد ، پیوسته ملاحظه می گردد که قسمت عمده ی نابسامانی ها و مشکلات ناشی از ناگاهی اعضا و مسئولان به وظایف و مسئولیت های خویش در چارچوب فلسفه و روش اقتصادی  و اجتماعی  تعاون و قانون و مقررات مربوطه می باشد . آموزش در تعاونی ها وسیله است که موجب همکاری بیشتر ، کارایی و توانمندی و بالاخره تبلور فعالیت ها می گردد . یکی از معضلات اساسی فعالیت های تعاونی  اکثر کشورهای توسعه نیافته فقدان علاقه و اعتقاد و ناآگاهی تعاونی  به کاربرد آموزش می باشد . در حال حاضر با وجود 150 سال تجربه ی جهانی همه ی کشورهایی که تعاون را می شناسند ، اصل آموزش را به عنوان یکی از اصول اساسی تعاون قلمداد می نمایند . منتهی تفاوت ها در میدان عمل و بکارگیری روش های آموزشی و استمرار آن و همچنین محیط مناسب آموزش و محتوای آن باز می گردد . در کشور ما آموزش و تعاون می باید از سه دیدگاه مورد توجه و مطالعه باشد

 اول ) وسایل و مقدمات و موجباتب فراهم گردد که کلیه ی شرکت ها و اتحادیه ها ، خود به امر آموزش علاقه مندی نشان دهند و آموزش را به داخل شرکت ها و سازمان های تعاونی  بکشند .

 دوم ) آموزش عمومی تعاون در سطوح جامعه تعمیم یابد به نحوی که مردم را جهت پیوستن داوطلبانه به شرکت های تعاونی  و رفع مسائل و نارسایی های اقتصادی  و اجتماعی  خویش با همکاری و همدلی و کار و کوشش جمعی در سایه ی ایثار و معاضدت و صفا و یکرنگی آماده نماید که  در این رابطه استفاده از کاربرد شیوه های مختلف آموزشی ضروری است . وسایل ارتباط جمعی ، رسانه ها ، جراید ، رادیو و تلویزیون و نشریات ، عکس و پوسترها می توانند مورد استفاده ی شایان قرار گیرند . وقتی از طریق آموزش ، تعاون در متن جامعه جایگاه واقعی خود را می یابد که آموزش تعاون از مرحله ی کودکستان ، دبستان و دبیرستان و دانشگاه به صورت جدی مطرح باشد و در بازیها ، نمایشنامه ها ، کتاب های درسی و مواد آموزش راه یابد .      

سوم ) فراهم آوردن موجبات آموزش های تعاونی  در مراکز تخصصی و آموزشی در مناطق مختلف کشور . این آموزش ها می توانند در مقاطع بلند مدت، میانه مدت ، کوتاه مدت استمرار یابند و سیاست هایی اتخاذ گردد که به مرور خود اتحادیه ها و تعاونی ها در ایجاد و اداره ی این مراکز مشارکت نمایند و دستگاههای مسئول تنها نقش ناظر را ایفا کنند .

 *نقش روابط عمومي در توسعه و گسترش تعاوني ها

 با توجه به اينكه قوام و دوام شركت هاي تعاوني مبتني بروحدت و همكاري بين اعضا و اعتماد و اعتقاد و ايمان به فلسفه و اصول تعاون و عملكرد خود شركت مي باشد ، يكي از مهمترين وظايف كادر رهبري و مديريت شركت هاي تعاوني و موسسات تعاوني اين است كه با استقرار روابط عمومي قوي و موثر به برقراري روابط حسنه ي مستمر و دائم با اعضاء و كاركنان شركت همت گمارده و آنها را در جريان فعاليت ها و عملكرد شركت بگذارد و با تشكيل بحث و تبادل ، نظر ئ سخنراني ، سمينار ، نمايش فيلم و امثال آنها ، ضمن آگاهي از نظريات ، پيشنهادات و انتقادات ، اعضاء آنها را در جريان محدوديت ها ، امكانات ، تنگناها ، فعاليت ها و برنامه هاي جاري و آتي شركت قرار دهند .          

دست اندركاران مسائل تعاوني جامعه ،براي توسعه و گسترش نهضت تعاون به عنوان يكي از بخش هاي مهم نظان اقتصادي جمهوري اسلامي نمي توانند نقش روابط عمومي را به ارتباط با اعضاء شركت هاي تعاوني محدود كنند. زيرا اگر نهضت تعاون بخواهد جايگاه واقعي خود را در عرصه ي فعاليت هاي اقتصادي ، اجتماعي كشور پيدا كند ،توجه به افكارعمومي مردم حائز اهميت بسيار است . بنابراين براي جلب و جذب افكار عمومي به طرف نهضت تعاون آموزش ، ترويج و تبليغ ، نقش اساسي و زيربنايي دارند و بدين طريق مي توان با توسل به رسانه هاي همگاني و موسسات فرهنگي و آموزشي به توسعه و گسترش فرهنگ تعاوني در جامعه همت گماشت .            

ترويج و تبليغ فلسفه و اصول تعاون براي تنوير افكار عمومي شرط لازم است ولي كافي نيست . مهمترين عاملي كه مي تواند اعتماد عمومي را جلب و در افراد اعتقاد و ايمان براي انجام كار و روي آوردن به چنين شيوه اي ايجاد كند كار و عمل صحيح و داراي ضابطه است.

 *تعاوني ها داراي ابعاد فرهنگي مهمتري نيز هستند كه اهم آنها عبارتند از : 

1) ايجاد فرهنگ تعاون و همياري و تفاهم

2) تقويت بنيه ي فرهنگي و هنري ، احياي هنرهاي دستي از طريق تشكيل تعاوني هاي مختلف مربوطه

3) تقويت ارزش هاي حاكم بر جامعه با ارائه ي الگوهاي جديد و حمايت از طبقات پايين و نفي فرهنگ   استكباري و قدرتمندپروري .      

4 ) تقويت بنيه ي مراكز سياحتي ، سينماها و فرهنگ سراها ، چاپ و نشر و ... با تشكيل تعاوني هاي مربوطه  

5) نقش آموزش در بالا بردن سطح آگاهي مردم .

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم فروردین 1389ساعت 18:53  توسط پونه آسوده  | 

 مقدمه:

براي مروري بر مشكلات تعاوني هاي راكد پس از تعريف تعاوني و مروري بر ادبيات علمي و قانوني آن در جهان و ايران روش تحقيق ارائه مي شود. سپس هر دسته از مشكلات به صورت جدا مورد بررسي قرار مي گيرد. اگرچه تعاوني ها در دسته هاي متفاوت فعاليت قرار دارند و شايد بتوان مشكلات مشخصي از هر دسته فعاليت را يافت كه با دسته ديگر متفاوت باشد، اما بسياري از مشكلات اصلي و موانع فعاليت آنها به صورت مشترك ظاهر شده و فقط شدت و ضعف اين مشكلات در گروه هاي مختلف از تعاوني ها مي تواند مشاهده گردد. اين مشكلات از داشتن اطلاعات كافي و كامل براي فعاليت در بين اعضاي تعاوني ها، مديران آنها و يا كارشناسان ادارات و بانك را در بر مي گيرد تا قوانين و مقررات دست و پاگير بانكي، قراردادها، اعطاي تسهيلات، عدم همكاري مناسب و روابط نامطلوب اجتماعي بين گروه هاي در ارتباط، مشكلات اقتصادي همچون تورم، ركود، بازار فروش، افزايش دستمزدها و قيمت مواد اوليه و يا وجود رقابت ناسالم در فعاليت تعاوني ها.

دستگاه هاي اداري و نظارت هاي آنها در كنار اجراي بسياري از قوانين به صورت نيمه تمام، حضور عوارض، موانع و يا مراحل سخت اداري كه طي كردن آنها براي بسياري از تعاوني ها عملاً ناممكن است، عوامل پيش بيني نشده اي چون خشكسالي و يا آتش سوزي، دزدي، تصادفات و... نيز نبود دستگاه ها و نهادهاي پشتيباني كننده اي چون بيمه هاي متفاوت، دستگاه قضايي بهنگام، دستگاه اداري، كارآيي، بهره وري و… همگي از عمده عواملي بوده اند كه طي مصاحبه هاي حضوري به آنها اشاره شده است و در ادامه به صورت مجزا و جدا جدا به آنها پرداخته خواهد شد.

 1- شكل گيري تفكر تعاوني:

وضع اسف بار انسانها در اوائل قرن نوزده، تيره ورزي و بدبختي كارگران كارخانه ها، ساعات طولاني كار و دستمزدهاي قليل و اندك، محيط فلاكت بار اجتماعي  بدوراز يك چشم انداز اميدوار كننده، نابسماني هاي اوضاع اقتصادي، فقدان تعليم و تربيت و بسياري مشكلات ديگر در كشورهاي اروپايي، با همراهي تفكرات جديدي كه بر اصول اقتصاد كلاسيك براي راهبري مناسب نظام اقتصادي مورد ترديد جدي قرار گرفته بود، زمينه اي را ايجاد نمود تا متفكران و سياستمداران در كشورهاي خود به دنبال جايگزين هاي مناسب و خودجوشي براي موسسات اقتصادي بگردند.

در اين راستا درانگلستان رابرت آون 1 (1858-1771)، ويليام كينگ 2 (1886-1786)در فرانسه، سن سيمون 3 (1825- 1760)،  فيليپ بوشه 4 (1861-1796)، شارل فوريه 5 (1837-1772)، پرودون 6 (1865- 1809) ، لويي بلان7(1882-1818) و در آلمان هرمال شولتسه دليش 8 (1883-1808) ، رايفايزن 9 (1888-1818) و بسياري ديگر از فيلسوفان اجتماعي همچون ماركس 10 ، ميشل ديون11، لنين12، شارل ژيد13. نظرات و طرح هاي مختلفي را براي بهبود شرايط اجتماعي- اقتصادي مردم تيره روز ارائه دادند. افكار و تمايلات مردم در مسلك هاي جديد اجتماعي انعكاس مي يابد و توده جامعه شوق فراواني به تجمع و تاسيسات متشكل و همچنين احقاق حقوق خود نشان مي دهد. اين انگيزه ها مبناي پيشنهاد نظام متشكل از          بنگاه هاي تعاوني با اصول مبتني بر همياري، آزادي، انصاف، بدور از تبعيض و استثمار و با هدف رهانيدن اعضا از تيره روزي و افزايش قدرت درك وتوان وانديشه آنان توسط نخبگان اجتماعي گرديد كه اگرچه به صورت كند وگسسته، ولي تجارب موفق اجراي خود جوش اين تفكرات پيش زمينه اصلي شكل گرفتن نظام تعاوني گرديد.

2- تعريف تعاوني:

واژه (Co-Operation) را اولين بار رابرت آون در مقابل واژه رقابت (Competition)  به كار گرفت. تعاريف متعددي تاكنون از تعاون و تعاوني ارائه گرديده است. تعاون را مي توان نوعي كار وزندگي مشترك در سطوح گوناگون فعاليت هاي اجتماعي داشت (بوگاردوس، 1352). تعاون به معني همكاري به منظور تامين سعادت يا منافع متقابل است (ابوتز، 1348).

معناي كلمه تعاون بجز كار مشترك نيست، و منظور از تعاون عبارت از گروه متشكل از افرادي مي باشد كه با مشاركت يكديگر بتوانند اموري را كه انجام آن براي يك نفر مقدور نيست از عهده اش برآيند (I.L.O 1348). ژرژفوكه، كلمبن (1848)، پل روي (1349)، لوئيس اسميت (1349) و فرانس هلم (1349)، هريك تعريفي از تعاون ارائه مي دهند.

 آخرين تعريف بين المللي تعاون در سي و يكمين كنگره اتحاديه بين المللي تعاون كه در سال 1995 در منچستر برگزار گرديد بدين صورت ارائه گرديده است.

«تعاوني انجمني مستقل و متشكل از افرادي است كه به طور داوطلبانه براي تامين نيازهاي مشترك اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي اعضا تاسيس شده، فعاليت خود را با مشاركت و با مديريتي دموكراتيك به اجرا در مي آورد»

3- شكل گيري نهضت تعاوني در ايران:

شكل گيري نظام تعاوني در ايران، با لحاظ كردن مواد 25 و 26 و 111 قانون تجارت مصوب سالهاي 1303و 1304 و نيز بازنگري آن و لحاظ مواد 190 تا 194 قانون تجارت مصوب 1311 شروع مي شود. در سال 1316 تجديد سازمان وزارت كشور و تقسيمات كشوري مورد توجه قرار گرفت. برهمين اساس و نيز توجه به امور روستاها، در قانون تصميمات كشوري به همراه وظايف فرمانداران و بخشداران و قانون عمران، به تشكيل شركت هاي تعاوني توصيه شده بود. حتي اقداماتي چون اعطاي حق انحصاري استفاده از برخي تسهيلات دولتي و يا فروش فراورده هاي انحصاري دولتي به تعاوني ها زمينه هاي تشكل تعاونيها را بوجود آورد. بعد از جنگ جهاني دوم در سال 1332 با تصويب لايحه شركت هاي تعاوني و در سال 1334 با تصويب قانون شركت هاي تعاوني، بخش تعاون يكي از بخش هاي اقتصادي كشور معرفي گرديد. پس از تصويب و اجراي قانون اصلاحات ارضي در سال 1341 سازمان مركزي تعاوني در سال 1342  رسماً تاسيس و اقدام به تشكيل و تاسيس تعاوني هاي روستايي نمود.

بر طبق تبصره ماده 16 قانون اصلاحات ارضي، زمين هاي تقسيم شده به اعضاي شركت هاي تعاوني واگذار شد و شركت هاي تعاوني روستايي امور مشترك كشاورزي دهات تقسيم شده، نگاهداري قنوات و انهار و استفاده از ماشين آلات و عمليات دفع آفات نباتي و حيواني و امثال آن را بعهده گرفتند.

براي گسترش امور تعاوني در شهرها نيز در ماده 52 قانون استخدام كشوري مصوب 31 خرداد 1345 نيز دولت مكلف گرديد كه با تاسيس موسسات تعاوني، مستخدمين رسمي را به تشكيل اين قبيل سازمانهاي تعاوني تشويق نمايد. شركت تعاوني در قانون شركت هاي تعاوني مصوب 1346 اينچنين تعريف گرديد: «شركت تعاوني شركتي است از اشخاص حقيقي و يا حقوقي كه به منظور رفع نيازمنديهاي مشترك و بهبود وضع اقتصادي و  اجتماعي شركا از طريق خودياري و كمك متقابل و همكاري آنان و تشويق به پس انداز، موافق اصولي كه در قانون مصرح است تشكيل مي شود »

براي اجراي قانون شركت هاي تعاوني در سال 1349 وزارت تعاون و امور روستاها رسماً تشكيل شد و در سال 1350 مجدداً قانون شركتهاي تعاوني مورد بازنگري و تصويب قرار گرفت. از سال 1350 به بعد تا 1370 پس از وقوع انقلاب اسلامي نيز همان قانون شركت هاي تعاوني سال  1350 به مورد اجرا گذارده شد، با اين تفاوت كه در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران اصل 44 رسماً بخش تعاوني را بخش دوم اقتصادي كشور معرفي مي نمايد. در شهريور سال 1370 مجلس شوراي اسلامي مجدداً قانون تعاون را مورد بازنگري قرار داد و در سال 1373 وزارت تعاون جمهوري اسلامي تشكيل و عهده دار اداره بخش تعاون و توسعه نهضت تعاوني در ايران گرديد.

4- ضرورت بررسي وضعيت تعاون هاي راكد:

با توجه به اهتمام دولت در توسعه بخش تعاون و تاكيد بر مفيد بودن اين بخش براي اقتصاد با توجه به اصول انساني آن در مقابل اصول بازاري بخش خصوصي، در پس از انقلاب تعاوني هاي بسياري با استفاده ازتسهيلات آسان و ارزان دولتي تشكيل وبه امور توليدي و توزيعي در بخش ها صنعت، كشاورزي و خدمات پرداختند. با يك بررسي ساده مشخص گرديد كه به علت هايي كه ناشناخته بودند بسياري از اين تعاوني ها نتوانستند اعتبارات و سرمايه هاي اخذ شده را در مسير صحيح اقتصادي به كار ببندند و لذا اين موضوع به عنوان يك سوال پژوهشي در وزارت تعاون مطرح گرديد كه از طريق ادارات كل تعاون استان ها به صورت كار پژوهشي علل ركود تعاوني هاي راكد مورد بررسي قرار گيرد. قابل ذكر است اين تعداد از حدود 2700 تعاون تاسيس شده در استان كرمانشاه به بيشتر از 350 تعاوني تا سال 1380 مي رسيد.

5- روش تحقيق:

با توجه به زمينه اي و تحليل محتوايي بودن موضوع تحقيق، محققان برآن شدند كه از روشهاي مشاهده و مصاحبه مستقيم با مديران و اعضاي اين تعاوني ها اصلي ترين مشكلات را در فرايندهاي مصطلح اجرايي به صورت بررسي جريان صفر تا صد اجراي كارها دنبال و سپس از طريق هماهنگي و به كمك گرفتن نظركارشناسان ادارات همكار از روش دلفي آزاد اقدام به تدوين پرسشنامه و در نهايت گزارش پژوهش بنمايند. اين مطالعه براي استان كرمانشاه صورت گرفته است و لذا براي انجام آن شناسايي مشكلات تعاوني هاي راكد، ابتدا ليست كلي اين تعاوني ها از طريق اداره كل تعاون استان اخذ و اقدام به دسته بندي زماني و رسته اي فعاليت در آنها گرديد،سپس با توجه به امكان بيشتر دسترسي، تعداد سي و پنج تعاوني مستقر در شهرستان هاي كرمانشاه، اسلام آباد غرب، سنقر كليايي، صحنه، سرپل ذهاب و جوان رود انتخاب و از مديران آنها براي مصاحبه دعوت به عمل آمد. مديران اين تعاوني ها كه از دسته هاي متفاوتي بودند، پس از حضور در جلسه اي در كتابخانه اداره كل تعاون به صورت زمينه اي، وارد بحث آزاد راجع به مشكلاتشان مي شدند. سپس نگارنده با طرح سؤالات به صورت زمينه اي و محتوايي آنها را به سمت بيان انواع و اندازه و عمق مشكلاتشان هدايت      مي نمود. مصاحبه ها مكتوب مي شد و يادداشت هاي برداشته شده از مصاحبه هاي انفرادي پس از جمع بندي و تدوين به صورت يك گزارش كوتاه از مسائل و مشكلات هر دسته از تعاوني هاي مشخص، مجدداً در جلسه اي كه با حضور كليه تعاوني هاي انتخاب شده آن دسته فعاليت در كتابخانه تعاون برگزار مي گرديد، مورد بازنگري قرار گرفتند و پس از اصلاح نهايي وضعيت عمومي مشكلات هر دسته از تعاوني ها تقريباً به صورت مشخص به دست آمد. در مرحله بعدي مشتركات عمومي گروه هاي متفاوت فعاليت در تعاوني ها انتخاب و تئوري عمومي مشكلات تعاوني هاي راكد را شكل داد.

   ۶- مشكلات اساسي تعاوني هاي راكد:

در اين قسمت به بررسي مشكلات اصلي تعاوني هاي راكد به عنوان فرضيات اصلي در فضاي فعاليت تعاوني ها پرداخته مي شود. در اين قسمت متغيرهاي اصلي مؤثر و تأثيرگذار بر ركود به صورت مستقل و يا وابسته به عوامل ديگر تعريف و در خصوص حدود نفوذ آن برمسأله ركود، به بحث پرداخته خواهد شد. در اين قسمت ركود وعدم فعاليت تعاوني به عنوان متغير وابسته وكليه متغيرهاي عنوان شده به عنوان مستقل معرفي گرديده است. 

6-1- اطلاعات كارشناسي:

براي اجراي هر فعاليتي اعم از اقتصادي يا غير اقتصادي، داشتن اطلاعات كافي كارشناسي و مناسب بسيار واجب و ضروري است. ضرورت داشتن اطلاعات كافي براي فعاليت هاي اقتصادي به مانند ضرورت داشتن آب براي رشد و نمو گياه است.

اگرچه اطلاعات يك كلمه عمومي بوده و به گروه ها وزير گروه هاي متفاوتي در بخش هاي تخصصي و عمومي، مستقيم و غير مستقيم ها تقسيم مي شود، ولي همين  كلمه عام (اطلاعات) كليد ورود به بسياري از مشكلات تعاوني هاي راكد است. نداشتن اطلاعات در گروه هاي متفاوت، موانع بي شماري را در راه حركت تعاوني ها به وجود آورده است. گروه هايي كه ضرورت دارد تا به عنوان راهنما، ناظر و يا مجري در بسياري از فعاليت هاي اقتصادي و غير اقتصادي همراه مديران تعاوني ها باشند و نيز خود مديران تعاوني هاي راكد،  سطح و حجم اطلاعات تخصصي و عمومي آنها از فعاليت هايي كه براي به بهره برداري رسانيدن و ادامه فعاليت مورد نياز است بايد به دقت مورد بررسي قرار گيرد.

مصاحبه هاي اوليه و جلسات كارشناسي به خوبي نشان داد كه حجم و سطح اطلاعات از نحوه اجراي فعاليت هاي اصلي و فرعي و نيز چگونگي اخذ مجوزها و اجراي دستورالعمل ها و بخش نامه ها و.. در بين گروه هاي متفاوت مديران تعاوني ها، كارشناسان ادارات مرتبط و نيز بانك ها بسيار ناكافي و كم عمق بوده است. براي ورود بهتر به اين موضوع به صورت جداگانه در هريك از گروه هاي عنوان شده موضوع دنبال مي شود.

 ۶-1-1- ضعف اطلاعات متقاضيان تأسيس تعاوني:

اولين گروه از افرادي كه وجود اطلاعات كاري و كارشناسي در زمينه فعاليت تعاوني براي آنها واجب و لازم است، متقاضيان تأسيس تعاوني ها هستند. اين گروه اصلي ترين كساني هستند كه بايد اطلاعات دقيقي در خصوص نوع فعاليت مورد تقاضا، وضعيت عمومي آن، نحوه تأمين ماشين آلات، سازندگان، مشاوران، طراحان، بازارهاي مبدأ و مقصد، مراكز اصلي ارتباطي، قوانين و مقررات توليد، فروش، تهيه و توزيع لوازم و مواد اوليه، بيمه هاي مرتبط، تأمين اعتبار، صندوق ها و بانك هاي محلي، ملي و بين المللي اعتبار دهنده داشته باشند تا بتوانند آگاهانه وارد عرصه رقابت اقتصادي گردند.

به نظر ميرسدمتقاضيان تأسيس تعاوني اغلب كمترين اطلاعاتي از نوع فعاليت مورد تقاضا، شرايط اخذ وام، شرايط اخذ موافقت اصولي و پروانه تأسيس و بسياري از اطلاعات ضروري فعاليت اقتصادي مورد تقاضا و يا حتي قوانين و مقررات شركت هاي تجاري، قانون كار، قانون تأمين اجتماعي، قوانين مالياتي و.. ندارند. اين موضوع باعث مي شود تا بسياري از وقت، انرژي و سرمايه مادي و تجهيزاتي خود را اشتباها مورد استفاده قرار داده و به هدر دهند.

مراجعات بي ثمر به ادارات به علت ندانستن مجراي درست اداري، روي آوردن به رشوه و ايجاد فساد اداري به علت ندانستن بندهاي قوانين و مقرراتي كه به سود آنهاست، عدم استفاده از وكيل، كارشناس يا مشاور به علت عدم اطلاع از وجود آنها، به تبع آن افزايش شديد ضررهاي مادي، معنوي و در نهايت به هدر رفتن سرمايه، از بين رفتن انگيزه و اميد فعاليت، ايجاد بد بيني و سوء ظن، روي آوردن به پارتي، ايجاد اختلاف بين اعضاي تعاوني و.. همه از نبود اطلاعات كافي و لازم در بين متقاضيان تأسيس تعاوني است كه در مصاحبه هاي با متقاضيان و كارشناسان ادارات به آنها اشاره فراون گرديده است.

6-1-2- كارشناسان ادارات متولي:

دومين گروه از افرادي كه مي بايست اطلاعات دقيق كارشناسي از كليه مراحل و مسيرهاي لازم براي به سرانجام رسيدن يك طرح را داشته باشند و با نشان دادن مسيرهاي صحيح و ارائه راهكارها و هدايت هاي صحيح به متقاضيان در كليه مراحل حركت تا به بهره برداري رسيدن، رونق و شادابي را در فعاليت هاي تعاوني ها بوجود آورند، كارشناسان ادارات متولي فعاليت ها و نيز از همه مهمتر كارشناسان تعاون هستند. متأسفانه پس از بررسي هاي دقيق و مصاحبه هاي متعدد اين زمينه ذهني به صورت فرضيه شكل مي بندد كه اين اطلاعات در بين كارشناسان ادارات و تعاون، ناقص، نارسا، قديمي و گاه نامرتبط است. اين مشكل مي تواند به صورت زير دسته بندي شود:

نخست: بافت اطلاعات كارشناسي در ادارات متولي فعاليت هاي تعاوني ها يك بافت كامل مانند حلقه هاي يك زنجير به هم پيوسته كه رشته هاي متفاوت و نيز تجارب لازم را در كل مسير حركت تعاوني ها در اختيار آنها قرار دهد نيست. در برخي رشته هاي تحصيلي به شدت تراكم كارشناس و در بعضي رشته هاي لازم خلأ وجود دارد.

دوم: اطلاعات كارشناسان موجود كمتر جنبه عملي و كاربردي داشته و بيشتر جنبه نظري و غير قابل استفاده در عمل و مسير فعاليت تعاوني دارد. اگرچه اين موضوع بيشتر به سرفصل دروس دانشگاهي و نحوه تدريس در دانشگاهها باز مي گردد -كه اطلاعات نظري و كمتر عملي و كاربردي به عنوان عامل تشكيل سرمايه انساني به دانشجويان ارائه مي نمايد - ولي خود سازمان ها نيز از طريق آموزش هاي پودماني، ضمن خدمت، كوتاه مدت، مكاتبه اي و سعي در افزايش توان كارشناسي كارشناسان در زمينه هاي لازم براي هدايت و راهنمايي صحيح فعاليت هاي تعاوني ها ننموده اند.

سوم: از آنجا كه فعاليت هاي كارشناسي و نحوه اجراي وظايف توسط كارشناسان ادارات تقريباً بدون نظارت و ارزشيابي صحيح صورت مي پذيرد، لذا كارشناسان خود نيز انگيزه اي براي افزايش توان كارشناسي نداشته و تقريباً در اين خصوص به صورت تجارب ناقص، ناخواسته، غير مستقيم و بلند مدت و تقريباً غير مرتبط به هم را به صورت اطلاعات كارشناسي به متقاضيان تحويل مي دهند. اين امر باعث ايجاد گره ها و نيز هزينه هاي دوباره كاري و يا در بعضي مواقع  ناكام ماندن كامل مديران تعاوني ها در حل مشكلات پيش آمده مي گردد.

6-1-3- كارشناسان بانكها:

سومين گروهي كه ضرورت دارد تا اطلاعات صحيح،‌دقيق و بهنگام را در خصوص فعاليت هاي تعاوني هاي متقاضي وام داشته باشند، كارشناسان بانك ها هستند. بانكها به عنوان بخش سرمايه گذار و مشاركت كننده با تعاوني ها (كه هم بايد سرمايه آنها را تامين نمايند و هم در صورت زيان و يا ركود، اصلي ترين زيان را كه عدم دريافت وجوهات سرمايه گذاري است پرداخت نمايند) مي بايست بهترين، دقيق ترين و بهنگام ترين اطلاعات را داشته باشند.

 ارتباط به روز با مؤسسات توليد كننده اطلاعات اقتصادي ، تحليل هاي دقيق از وضعيت اقتصادي كشور و نيز جايگاه و نحوه فعاليت بخش هاي متفاوت اقتصادي، اطلاعات دقيق در جهت پيش بيني صحيح آينده فعاليت هاي اقتصادي بخش ها و زير بخش هاي اقتصادي، تورم، ركود و بسياري از شاخص هاي اصلي فعاليت هاي اقتصادي، مي بايست توسط كارشناسان بانك ها مورد استفاده، تحليل و يا توليد قرار گيرد. در بسياري از كشورهاي جهان اين اطلاعات را بانكها توليد نموده و در اختيار همه افراد جامعه قرار مي دهند، كه متأسفانه اين فضا در بين بانك هاي كشور وجود ندارد.

طرح هاي توجيهي  فني و اقتصادي ، توسط متقاضيان كم اطلاع، بي اطلاع و يا كارشناسان ادارات، كه كارهاي تخصصي خاصي در اين زمينه نداشته و آموزش هاي لازم را نديده اند، تنها به صورت كليشه اي از كارهاي ديگران و يا طرح هاي تيپ وزارت صنايع (كه همواره بيش از چندين سال پيش تهيه شده اند) كپي برداري شده و به بانكها جهت اخذ وام معرفي مي شوند. متأسفانه در شوراي برنامه ريزي و توسعه استانها، يا قبل از آن وزارت تعاون نيز با آنها برخورد اصولي صورت نگرفته و بدون دقت و بررسي هاي لازم مورد موافقت (براي گرفتن تسهيلات تكليفي) قرار مي گيرند. پس از معرفي به بانك نيز از آنجا که بانك ها تقريباً تحت نفوذ قدرت هاي سياسي و پستهاي كليدي هستند،به نظر ميرسد براي اينكه محكوم به عدم همكاري نشوند به صورت اجباري بسياري از اين وامها را پرداخت نمايند.

قابل ذكر است پس از اين مرحله كارشناسان بانك كه بايد به صورت اصولي طرح هاي سرمايه گذاري را بررسي و مورد ارزيابي كارشناسي و گاه بازنويسي قرار دهند، به علت قلت اطلاعات كارشناسي، حجم كار فراوان و يا عوامل مداخله گري كه به صورت نفوذ روي كارشناس باعث اختلال در كار وي مي شوند، مورد ارزيابي دقيق قرار نگرفته  به مرحله پرداخت وام مي رسند. طرح هاي سرمايه گذاري كه اغلب يا از نظر فني داراي مشكل فراوان هستند و يا از نظر اقتصادي داراي توجيه نيستند، وام هاي كلان و خردي را دريافت مي دارند كه از اول نيز عدم موفقيت آن محرز خواهد بود.

عدم نظارت صحيح و انداختن مسئوليت كليه مشكلات به عهده متقاضي از طريق قراردادهاي يك طرفه به سود بانك، كه اكثر اوقات به صورت كامل توسط متقاضيان بدون هيچگونه مطالعه اي امضاء مي شوند، پوشش هاي ديگري بر عدم توان كارشناسي دقيق و صحيح كارشناسان است و در يك فضاي كاملاً مبهم تنها چيزي كه به چشم مي خورد عدم وجود اطلاعات دقيق كارشناسي در بين دو طرف است. عدم محاسبه نرخ تورم در طرح ها، عدم توجه به زمان و هزينه هاي فرصت، عدم نگاه دقيق حقوقي به قراردادهاي منعقد ما بين بانك و متقاضيان و يا جريمه هاي ديركردي كه گاه غير قانوني و يك طرفه توسط بانك ها صادر مي شوند، همگي از ضعف كارشناسي در بانك ها خبر مي دهند.

6-2- قوانين و مقررات دست و پاگير:

قوانين و مقررات جزء‌لاينفك فعاليت هاي اجتماعي و اقتصادي بوده و در صورت عدم وجود آنها، به هم ريختگي و هرج و مرج به جاي نظم مشاهده خواهد شد. تعداد و نوع قوانين بستگي به نظم مورد نياز در مسير حركت براي به نتيجه رسيدن يك فعاليت دارد. در حقيقت قوانين و مقررات، مؤلفه هايي هستند كه مردم و دولت در قالب اين مؤلفه ها محدود به حدود و لاجرم قابل پيش بيني مي شوند. نياز اصلي تصميم گيري براي آينده كه جزء ذاتي همه فعاليت هاي اقتصادي است، پيش بيني وضعيت آينده است و قوانين و مقررات مي توانند در صورت ثبات و وحدت تفسير، پيش بيني را امكان پذير سازند. با اين وجود همچنان كه عدم وجود قوانين و مقررات مشكل ساز بوده، وجود بيش از حد آنها نيز قدرت خلاقيت، نوآوري و يافتن مسيرهاي كوتاه تر بي زيان به حال اجتماع را  زير سؤال خواهد برد. نكات ديگري نيز كه مي توان به آنها اشاره نمود نبود نظارت صحيح بر اجراي قوانين، امكان رعايت نكردن بعضي قوانين يا اضافه كردن به آنها توسط برخي از افراد در سايه نبود نظارت دقيق، نيز عدم اطلاع از قوانين و مقررات دربين مردم است. نكاتي كه مي توان به صورت مختصر در خصوص قوانين و مقررات و اثر آنها برايجاد مانع و عامل ركود تعاوني ها به آنها اشاره نمود را در ذيل داريم.

1- قدرت تفسير زماني در خصوص بسياري از قوانين و بخش نامه ها.

2- قدرت تفسير مكاني در خصوص بسياري از قوانين و بخش نامه ها در ادارات متفاوت و مخصوصاً‌ بين ادارت و بانك ها.

3-عدم وجود برخي از قوانين ومقررات كه در برخي زمينه ها باعث ايجاد رويه هاي متفاوت در عمل شده است. 

4-وجود بيش از حد جزئي شده برخي از بخش نامه ها كه قدرت ابداع روشهاي كوتاه تر و كم هزينه تر اداري را از بين برده است.

5-  نبود نظارت صحيح بر اجراي قوانين و ارائه منظم گزارش هاي ارزيابي اجراي قانون در كليه ادارات و بانك ها.

6- قدرت رعايت نكردن برخي قوانين و يا اضافه نمودن بندهايي به بخش نامه ها، يا مجبور نمودن متقاضيان به اجراي بعضي از فعاليت ها و ارائه برخي مدارك اضافي در سايه نبود نظارت و يا عدم اطلاع متقاضيان.

 6-3- فرهنگ بي تفاوتي و عدم همكاري مناسب:

اصولاً فعاليت هاي مشاركتي و دسته جمعي همچون تشكيل تعاوني نياز به همكاري ، مشاركت دوستانه و همگاني كليه شركاء و اعضاي تعاوني دارد. اگرچه براي به ثمر رسيدن فعاليت هاي تعاوني، همكاري و مشاركت افراد ديگري از جمله كارشناسان ادارات، كارشناسان بانكها، سازمان هاي ذير بط، دستگاه قضايي و.. نيز مورد نياز خواهد بود.

در مصاحبه هاي به عمل آمده از مديران تعاوني ها اين موضوع به صورت آشكار و ضمني مورد اشاره قرار مي گرفت كه اعضاي تعاوني عموماً خود را در مقابل تعهدات تعاوني بدون مسئوليت دانسته و تنها مدير عامل و رئيس هيأت مديره (كه حق امضاي قراردادهاي رسمي تعاوني را دارند) كليه مسئوليت و تعهدات به وجود آمده را شخصاً پذيرفته اند. حتي براي اخذ وام ها و يا هنگام ايجاد مشكلاتي همچون اخطارهاي بانكي و يا ديگر مشكلات حقوقي و قضايي، مديرعامل و رئيس هيأت مديره شخصاً خسارات به وجود آمده را برطرف نموده و از اموال شخصي خود پرداخت هاي اجباري درتعهدات شركت تعاوني را پرداخته بودند. نكته قابل توجه اين است كه در اكثر مصاحبه هاي انجام شده در كليه فعاليت هاي متفاوت اقتصادي اين مشكل وجود داشت. اين در حالي است كه هنگام رونق، كليه شركاء و اعضاي تعاوني خود را صاحب و مالك اموال، ثروت، نقدينگي و دست آوردهاي تعاوني مي دانند. اين موضوع به شدت روي انگيزه فعاليت بيشتر مديران تعاوني ها اثر گذارده و آنها را در هدايت تعاوني، كم انگيزه و يا تقريباً بي انگيزه نموده است.

 همكاري،كارشناسان ادارات با مديران تعاوني ها نيز در حل مشكلات و طي نمودن مسيرهاي اجرايي  يكي ديگر از موارد مهم است. در صورتي كه كارشناسان و مسئولين اجرايي با بي ميلي، بي تفاوتي، عدم انگيزه و علاقه لازم با مديران تعاوني ها و كارهاي ارجاعي آنها برخورد نمايند (كه در برخي مصاحبه ها به اين موضوع اشاره شد) از يك طرف علاقه ادامه كار و فعاليت بين مديران تعاوني ها كاهش مي يابد و از طرف ديگر سرعت انجام كارها كاهش يافته، باعث ايجاد تأخير زماني در برنامه هاي اجرايي و عملياتي طرح ها مي شود. عدم همكاري يك مدير يا كارشناس با يك طرح تعاوني در حل مشكل به وجود آمده، باعث مي شود كه طرح تعاوني راكد شده و مشكلات بعدي براي آن بوجود آيد. آنچه در اينجا مي بايست به آن اشاره نمود، نشان دادن راهكارهاي اجرائي است كه در صورت عدم همكاري مسئولين و كارشناسان اداري مسائلي همچون، مسيرهاي طولاني، از دست رفتن انگيزه ادامه فعاليت، تأخير زماني و دريافت اخطاريه هاي حقوقي و.. براي مديران تعاوني به وجود خواهد آمد.

همكاري مديران و كارشناسان بانك ها در مرحله بعدي قرار مي گيرد. طرح هايي كه براي اخذ وام، قسط بندي وام هاي دريافتي و يا پرداخت اقساط با بانكها در مراوده هستند، نياز دارند كه بانك و كارشناسان زير بط در بررسي، تخصيص، تصويب، نظارت و ارزشيباي و نيز در اجراي قوانين مربوط به دير كردن و.. كمال همكاري و مشاركت و همدلي را داشته باشند. اين در حالي است كه در بيشتر مصاحبه ها به اين موضوع اشاره شد كه كارشناسان و مديران بانكها علي رغم اينكه خودشان از طريق قرارداد مشاركت بانك شريك طرح هاي تعاوني هستند، ولي به هيچ وجه خود را مؤظف به حضور، راهنمايي، مشاركت، بررسي و نظارت صحيح نمي دانند و با قراردادهاي كاملاً‌ يك طرفه كليه مسئوليت هاي مربوطه را به عهده مديران تعاوني ها مي اندازند.

اين عدم همكاري باعث مي شود كه مديران تازه كار تعاوني ها بسياري از فعاليت هاي مربوطه را ناخواسته با تأخيرهاي زياد زماني و هزينه هاي بسيار بزرگ به انجام رسانند كه اين موضوع مي تواند در شكست و در نهايت ركود تعاوني ها بسيار مؤثر باشد.

6-4- مشكلات و بيماريهاي اقتصاد كلان كشور و استان ها:

 بسياري از تعاوني هاي راكد امروزي نه تنها به علت هاي پيش گفته مورد تهديد فعاليت قرار گرفته اند، بلكه مشكلات اقتصادي كشور و استان ها نيز به نوبه خود برنامه هاي آنها را بهم ريخته و تصميم هاي آنها را با اخلال مواجه ساخته است. تورم، قيمت خريد بسياري ازعوامل توليد، تجهيزات، ماشين آلات و دستمزدها را افزايش داده است. عدم دقت در پيش بيني تورم و بروز تورم ناخواسته در كشور باعث شده تا سرمايه هاي اندك تعاوني ها همچون يك تكه يخ در آب اثر خود را از دست بدهد. ركود اقتصادي با تهديد تقاضاي كل، خريداران محصولات توليدي تعاوني ها را كاهش داده در يك بافت ناقص رقابتي با رقباي بزرگ و توانمندي در سطح كشور، قدرت مبارزه از تعاوني هاي كوچك، شكننده و تازه تأسيس بدون تجربه گرفته شده، آنها را به ركود و بستن درب كارخانه ها مي كشاند. معضلات صادراتي، نبود بيمه ها و ريسك فراوان توليد در كشور، ضعف اقتصادي دولت در حمايت از توليد كنندگان، از دست رفتن بازارهاي جهاني محصولاتي چون فرش و پوست و سنگ و..همه در ركود  فعاليت هاي تعاوني ها تأثير گذار بوده و خواهند بود.

6-5- دستگاه هاي اداري مزاحم:

در شرايط اقتصادي نامناسب، به توليد رسانيدن يك فعاليت اقتصادي در قالب تشكيل تعاوني به خودي خود كار سختي است. اين سختي وقتي دو چندان مي شود كه بعضي دستگاه هاي اداري  پس از به توليد رسيدن براي ادامه فعاليت تعاوني ايجاد تهديدهاي جدي مي كنند.

در مصاحبه هاي انجام شده مشخص شد كه آن دسته از فعاليت هاي تعاوني كه به توليد رسيده اند و يا حتي در مرحله احداث هستند، از رفتارهاي اداري مأمورين و نيز قوانين و مقررات سازمان هايي چون سازمان تأمين اجتماعي و اداره كار و امور اجتماعي، شكايت داشتند. اگرچه پرداخت سهم بيمه تأمين اجتماعي و رعايت قوانين حقوقي كار، ضرورتاً‌بايد مورد احترام و رعايت قرار گيرند، ولي براي تعاوني هايي كه حتي توليد اوليه و فعاليت هاي خود را با ضرر انجام مي دهند، افزايش دستمزد پرداختي واقعي و يا تهديدهاي حقوقي اداره كار به مثابه يك تهديد جدي عمل مي نمايد و باعث به ركود كشيده شدن تعاوني مي گردد. در صورت ركود تعاوني نه تنها سهم بيمه پرداخت نخواهد شد، بلكه كارگران كار خود را از دست خواهند داد.

اين موضوع بسيار با اهميت است ، در جامعه اي مثل ايران كه نرخ بيكاري بسيار عدد بزرگي است و در استان هايي مثل كرمانشاه، كردستان، ايلام، لرستان و همدان كه بالاترين رقم بيكاري را در كشور به خود اختصاص داده اند، از دست رفتن شغل هاي موجود چه مشكلات جديدي را به وجود خواهد آورد. در هر صورت قوانين و مقررات و نيز نحوه عملكرد اين دستگاه ها تقريباً به عنوان مانع فعاليت و عامل ركود تعاوني ها ظاهر شده است.

مشكل بعدي سهم عوارض آموزش و پرورش و شهرداري ها است كه به صورت لايحه تجميع عوارض يكجا گرفته شده و بدون معافيت، بخشي از سهم فروش تعاوني ها را به خود اختصاص داده و بر مشكلات قبلي مي افزايد. رفتار سازمان هاي ديگري چون بهداشت و محيط زيست نيز در مصاحبه ها به عنوان عامل ركود معرفي شده اند و عدم همكاري گمرك در ترخيص به موقع کالاهاي وارداتي و صادراتي، نيز مزاحمت هاي بيش از حد ديگر دستگاه ها در اجراي قوانين گمركي در مصاحبه ها به عنوان عامل ركود و تحديد فعاليت تذكر داده شده است.

6-6- وجود استانداردهاي غير ضروري:

اين صحيح است كه براي  ساختن هر چيزي حداقل هاي ضروري بايد توسط توليد كننده و سازنده رعايت گردد. اين حداقل ها باعث مي شوند تا كيفيت محصول توليد شده از يك حداقل قابل قبول كمتر نباشد. اما در صورتي كه حداقل هاي قابل قبول زمان، مكان، فرهنگ، اجتماع و بازار را بيش از حد معمول نمايند، هزينه توليد به شدت بالا رفته، زمان توليد افزايش يافته و مصرف كننده نيز بهره بيشتري از اين حداقل هاي سخت گيرانه نخواهد برد. اين موضوع از نظر علمي به اثبات رسيده است كه رعايت حد استاندارد در توليد هر چيزي بسيار واجب و عامل ايجاد رضايت خاطر دراجتماع است، ولي هرچه حدود استاندارد و حداقل قابل قبول را افزايش دهيم از يك طرف هزينه هاي توليد را به شدت بالا برده ايم و از طرف ديگر نيز واحدهاي اضافي سخت گيري رضايت خاطر آنچناني بوجود نخواهد آورد. اين موضوع بسيار مهم در خصوص تعاوني هاي راكد از يك طرف هزينه هاي احداث را در سازه ها، تأسيسات، ماشين آلات و توليدات  افزايش داده و از طرف ديگر كمك شاياني به محصول توليدي كه بايد به دست مصرف كننده نهايي برسد نكرده است. موضوع استانداردهاي غير ضرور در كليه مراحل ذيل عاملي براي افزايش هزينه آشكار ساخت، هزينه فرصت، زمان بهره برداري، كاهش انگيزه،‌ هدر رفتن سرمايه و فضا و افزايش استهلاك شده است.

 

6-6-1- سخت گيري در هنگام طراحي اوليه فضاها و نقشه ها:

در تهيه طرح هاي كارگاهها، سوله هاي توليد، محيط هاي اداري، سالنهاي نگهداري، فضا سازي و ..همه و همه به اعتراف خود كارشناسان و نيز تذكر كليه مصاحبه هاي انجام شده، يا طرح ها به صورت تيپ بدون توجه به وضعيت عمومي، فرهنگي و اجتماعي، نيازهاي توليد منطقه و.. به صورت كپي برداري توسط كارشناسان به متقاضيان تحميل شده است، و يا با در نظر گرفتن حداقل هايي بسيار سخت گيرانه و بزرگتر از حد نياز، هزينه هاي ساخت را چندين برابر نموده اند.

فضاهايي بدون استفاده، سوله هايي كه داراي ارتفاع و طول و عرض بسيار زياد بوده در حالي كه پس از بهره برداري رسيدن كارگاه كمتر از سي درصد فضا مورد استفاده قرار گرفته و مابقي فضا نه تنها هزينه سرمايه اوليه را افزايش داده، بلكه هزينه هاي تهويه مطبوع و استهلاك را به شدت افزايش داده است. ساختمان هاي اداري كه بسيار بزرگ و با هزينه طرحي شده اند، ساختمان هاي نگهباني، سالنهاي نگهداري، سردخانه و… همه و همه داراي اين مشكل هستند.

 6-6-2- سخت گيري در هنگام نظارت بر ساخت ساختمان هاي اصلي و اداري:

پس از نقشه كشي و طراحي اوليه، ديگر سخت گيري ها و اعمال حداقل هاي غير ضروري در ساخت ملاحظه مي شود. ديوارهاي قطور و تحميل مصالح ساختماني بسيار گران قيمت، تحميل مقاوم سازي غيرضروري بيش از حد استاندارد لازم و.. همه توسط ناظران بانك و ادارات و يا خود مديران تعاوني ها باعث افزايش شديد هزينه هاي ساخت اوليه شده است.

6-6-3- سخت گيري در هنگام نصب تأسيسات ساختمان ها:

بخش قابل توجهي از هزينه سرمايه اوليه و سرمايه ساخت مربوط به تأسيسات ساختمان ها است. اين هزينه مي تواند در صورت سخت گيري به شدت افزايش يابد و باعث كم شدن بازده نهايي سرمايه گذاري شود. در مصاحبه هاي اخذ شده عموماً به تحميل تأسيسات گران و يا از نوع مشخص بدون توجه به نيازهاي واقعي توليد و سودآوري، توسط كارشناسان بانك و ادارات اشاره شده است.

6-6-4- سخت گيري در هنگام خريد و نصب ماشين آلات خط توليد:

ديگر سخت گيري اشاره شده مربوط به تهيه و نصب ماشين آلات در خط توليد اصلي است. كه اين موضوع نيز همچون ديگر موضوعات بالا بدون كمك كردن به سود آوري و بالا بردن درجه بازگشت سرمايه طرح تنها هزينه هاي آن را افزايش داده است.

6-6-5- سخت گيري در هنگام اخذ پروانه هاي فعاليت :

آخرين سخت گيري ها كه باعث راكد ماندن طرح ها شده است، سخت گيري هاي بيش از حدي است كه توسط كارشناسان ادارات بهداشت، محيط زيست و يا  ادارات ارائه دهنده پروانه بهره برداري لحاظ مي شود واين رعايت حداقل هاي بيش از حد ضروري در صورت عدم رعايت باعث راكد ماندن طرح ها و در صورت رعايت باعث افزايش شديد هزينه ها،  تخريب بخش بزرگي از ساختمان ها، تغيير در نقشه هاي آنها و.. شده كه به اعتراف مديران تعاوني ها براي برخي اين حداقل ها رعايت و براي برخي ديگر رعايت نمي شوند. با اين وصف غير ضروري بودن برخي از اين حداقل ها كه شامل برخي از تعاوني ها يا توليد كننده هاي غيرتعاوني مي شوند و شامل برخي نمي شوند مشخص مي شود.

6-6-7- عدم اعتماد بين طرف هاي مقابل و تعاوني ها:

در يک ارتباط اقتصادي اعتماد متقابل باعث ايجاد ارتباط صحيح وسازنده و در صورت از ميان برداشتن اين اعتماد ارتباط مختل خواهد شد. در صورتي كه هنگام نبودن اعتماد متقابل قصد ايجاد ارتباط بين دو طرف را داشته  باشيم ، مي بايست با قرار دادن ضمانت هاي لازم اعتماد را بوجود آوريم. اما اين نكته بسيار مهم است كه دادن ضمانت از هر طرف به طرف مقابل براي جلب اعتماد هزينه هايي را براي ضمانت دهنده به وجود خواهد آورد. هر چقدر فضاي بي اعتمادي افزايش يابد اين هزينه ها نيز بصورت مستقيم افزايش خواهند يافت. اين موضوع در بين تعاوني هاي راكد و طرفين مقابل آنها به شدت قابل ملاحظه است. گاه اعتماد لازم به عنوان روغن بين چرخ هاي ارتباطات صحيح و سازنده وجود نداشته و مديران  تعاوني ها براي جلب اعتماد دستگاهها، سرمايه گذاران، بانك ها، فروشندگان ماشين آلات و مواد اوليه و حتي خريداران محصولات توليد شده مجبور شده اند هزينه هاي بسيار زيادي را پرداخت نمايند.

در فضاي بي اعتمادي کنوني حداقل روابط اقتصادي لازم بين تعاوني ها و طرف هاي آنها نياز به ارائه ضمانتها کافي داشته و ارائه وثيقه هاي سنگين، سفته، چك و يا در رهن گذاردن اموال در مواردي تا بيش از دو برابر سرمايه اخذ شده( كه توسط بانك ها يا صندوق تعاون براي ايجاد اعتماد برگشت سرمايه صورت پذيرفته است) باعث شده كه تا بيش از بيست درصد سرمايه هاي اخذ شده براي خريداري اين ضمانت ها  هزينه گردد، كه از ابتداي امر باعث ناكارآمدي و ضرر دهي سرمايه گذاري خواهد شد.  اين در حالي است كه كل             سرمايه گذاري در رهن بانك قرار مي گيرد. عدم نظارت منظم و صحيح بانكها باعث شده است كه برخي از سرمايه هاي قبلي بانكها معوق شده، وصول نگردند و تحميل وثيقه هاي اضافه نيز نمي تواند در موفقيت طرح كه ضامن اصلي برگشت پول بانك خواهد بود مؤثر واقع شود.

موضوع نبود اعتماد در بين شركا و اعضاي تعاوني و نيز كاركنان و مديران كه به نوبه خود باعث ركود و يا افزايش هزينه ها و يا طولاني شدن زمان بهره برداري مي شود نيز در حيطه عدم اعتماد قرار مي گيرد كه بايد به آن توجه داشت.

6-8- عوامل پيش بيني نشده:

پس از بيان بسياري از علل ركود تعاوني ها اتفاق افتادن حوادث پيش بيني نشده اي چون سيل، زلزله، آتش سوزي، دزدي و يا تصادفات نيز در برخي تعاوني هاي ايجاد مشكل نموده و باعث راكد ماندن آنها شده است.

6-9- نبود نهادها و دستگاه ها پشتيباني كننده: 

در نهايت آخرين دسته از عوامل ركود تعاوني ها كه در اين مقاله به آنها اشاره شده موضوع پشتيباني هاي عملي، فني مالي، اداري، حقوقي و قضايي و بازرگاني است. متأسفانه به علت ضعف در ارائه و يا نبود آنها، تعاوني ها نتوانسته اند مسيرهاي درست حركت را انتخاب نمايند و با افزايش هزينه هاي خود در جهت ركود بيشتر حركت نموده اند. حداقل پشتيباني هاي لازم براي تعاوني ها در موارد ذيل خواهد بود.

1- پشتيباني هاي فني و مشاوره اقتصادي، مديريتي و بهره وري

2- پشتيباني هاي اقتصادي و مالي

3- پشتيباني در مقابل خطرات احتمالي و ريسك پذيري هاي بالا

4- پشتيباني هاي اداري و دفتري

5- پشتيباني هاي حقوقي و قضايي

6- پشتيباني هاي بازرگاني، تبليغاتي بازاريابي و بازارشناسي

عدم وجود نهادهاي ارائه دهنده خدمات شش گانه فوق و يا ضعف شديد در ارائه اين خدمات يكي ديگر از عوامل ركود تعاوني ها بوده و مورد اشاره بسياري از مصاحبه ها چه با مديران تعاوني و چه با كارشناسان قرار گرفته است.

تا اينجا تئوري عمومي مشكلات تعاوني هاي راكد از طريق مصاحبه با مديران تعاوني ها و كارشناسان دستگاه هاي متولي صورت پذيرفته بود به صورت فرضياتي كه بن اصلي سؤالات و تحليل هاي تحقيقات بعدي قرار خواهد گرفت، دسته بندي و معرفي شد.

در مدخل موضوع چگونگي شكل گيري، استخوان بندي و زمينه هاي جمع آوري اين اطلاعات معرفي گرديد و در قسمت هاي متن به مشكلات و عوامل اصلي ركود اشاره مستقيم، كلي و جزئي شد. عواملي چون اطلاعات كارشناسي لازم در بين متقاضيان تأسيس، مديران تعاوني ها، كارشناسان ادارات و كارشناسان بانك ها، قوانين و مقررات دست و پاگير، تفسر پذيري زماني و مكاني آنها، ضعف نبود برخي قوانين توسط بعضي مبادي اداري، فرهنگ بي تفاوتي و عدم همكاري مناسب بين اعضاء تعاوني ها و مديران تعاوني ها، كارشناسان و سازمان هاي مرتبط، بيماريهاي عمومي اقتصاد كلان كشور و استانها، دستگاه هاي اداري مزاحم و محدود كننده، وجود استانداردهاي غير ضرور و سخت گيريهاي زيان آور در تهيه نقشه ها، ساختمانها،  تأسيسات و ماشين آلات در هنگام دادن پروانه هاي بهره برداري، بهداشتي ومحيط زيستي،عدم اعتماد متقابل بين طرف هاي مرتبط در هنگام فعاليت هاي ساخت و توليد تعاوني ها، عوامل پيش بيني نشده اي چون زلزله، سيل، آتش سوزي، دزدي و درنهايت نبود دستگاه ها، نهاد هاي اداري لازم پشتيباني كننده كه از اصلي ترين عوامل ركود تعاوني ها تشخيص داده شده مورد معرفي قرار گرفتند. در قسمت بعدي مقاله به برخي نكات مهم و قابل توجه براي موفقيت بخش تعاون در اقتصاد كشور عنوان مي گردد.

7- فضاي عمومي فعاليت تعاوني ها در كشور و چند سؤال: 

پس از بيان تحليل هاي نظري و توصيفي در چگونگي فعاليت تعاوني هاي راكد به بررسي وضعيت عمومي فعاليت اقتصادي براي موفقيت تعاوني ها و نيز اهداف اين بخش مي پردازيم.

امروزه آنچه مي توان از فضاي موجود اقتصاد كشور براي فعاليت تعاوني ها و رقابت آنها با يكديگر مشاهده نمود اين است كه اگر فرصت كافي براي موفقيت تعاوني ها (از نوع كنوني) در كشور وجود داشته باشد، بايد انتظار داشت كه اين تعاوني ها همچون ماده قابل اشتعال گسترش يابند، ولي اين موضوع مشاهده نمي شود. سرعت و حركت تشكيل، فعاليت و موفقيت تعاوني ها بسيار كند صورت مي پذيرد. لذا يا فرصت براي موفقيت تعاوني ها بسيار اندك است و يا اين نوع از تعاوني ها (از نوع كنوني) نمي توانند فرصت هاي موجود را كسب نمايند، و بايستي تغييراتي ساختاري در فلسفه،‌ماهيت و چارچوب و جايگاه در اقتصاد و نيز فرايندهاي اجرائي آنها ايجاد گردد (اما چه تغييراتي؟) سوال اينجاست كه آيا تعاوني هاي از نوع تعاوني هاي امروزي با شرايط موجود مي توانند در فرايندهاي تشكيلاتي و اجرائي اقتصاد سياسي امروز به عنوان عناصر يك سيستم خود تكثير شونده (خود افزا) عمل كنند؟

آيا با شرايط موجود بازار كار و دستمزدهاي تعيين شده توسط سيستم دولتي مي توان انتظار داشت تعاوني ها موفق باشند؟ آيا تقويت و يا موفقيت تعاوني ها مي تواند قدرت انحصاري تعيين دستمزد را توسط دولت درهم شكند؟ دستمزدي كه با قرار گرفتن در بيش از حداقل قانوني در بعضي موارد، و كمتر از حد ايجاد انگيزه در موارد و انواع ديگر فعاليت، قدرت وكارايي سيستم انعطاف پذير دستمزدي را بهم زده است. آيا تعاوني ها از طريق برقراري نظام كارفرما- شاغل مي توانند سيستم بدون انعطاف دستمزد را تغيير دهند و از اين طريق در سطح كلان اقتصادي بر بيكاري فزاينده نائل آيند؟

يكي از نارسايي هاي طرف عرضه اقتصاد مربوط به  عدم انعطاف پذيري دستمزدها از نظر سيستم كارگري موجود و تعيين حداقل دستمزد توسط دولت است. سوال اينجاست كه آيا تغيير سيستم كارگري موجود به سيستم كارگر- مالك در نظام تعاوني كه كارگران صاحبان شركت ها هستند مي تواند نارسايي مورد نظر را حل كند؟

يكي ديگر از موضوعات مهم در موفقيت اقتصادي وجود فرهنگ مشاركت است. اگرچه همواره اين استدلال وجود داردكه اعضاي شاغل هر تعاوني با توجه به اينكه صاحب شركت و محل اشتغال خود هستند و چون براي خودكار مي كنند (مالك كامل دسترنج خود هستند)، ضايعات كمتر و بهره وري بيشتري در كار خواهند داشت، ولي همواره اين احتمال هم در جوامع با سطح سواد كمتر كارگران و اعضا و نيز مناطق محروم وجود دارد كه از طريق چشم و هم چشمي و مقام پرستي، و سعي در بدست گرفتن پست هاي سرپرستي با يكديگر به كشمكش بزخيزند  و ناگاه و يكباره شركت خود را ورشكسته كنند. سؤال اينجاست كه چگونه مي توان بر اين مشكل فائق آمد؟

امروزه در ادبيات اقتصادي بيان مي شود كه فضاهاي رانت زا و آلوده به تصميمات رانتي سلامت اقتصاد را بهم زده و انحراف هائي را در فعاليت ها بوجود خواهد آورد كه حداقل زيان آن حركت به سمت ناكارآيي از كارايي است. در فضاي فعاليت تعاوني ها نيز اين موضوع بسيار با اهميت است.

در اين فضا اگرچه دولت با در اختيار قرار دادن تسهيلات مناسب با نرخ سودهاي به مراتب كمتر و نيز ديگر شرايط تسهيل شده براي برخورداري از مزاياي دولتي، همواره موجبات رونق و موفقيت بيشتر تعاوني ها را فراهم مي آورد، ولي همواره دو خطر عمده نيز وجود دارد؛ اول اينكه كارفرمايان دولتي به طمع استفاده از تسهيلاتي كه خود تصويب مي كنند، شركت هاي تعاوني را مالك شده، پس از اخذ رانتها  و عوايد لاشه شركت بي جان را در بدنه جامعه رها سازند. دوم اينكه كارگران و متقاضيان واقعي اين تسهيلات به علت عدم تأمين و نداشتن اشباع مصرفي، تسهيلات اخذ شده را نه در جهت موفقيت كسب و كار ، كه درجهت تأمين مصرف هاي اشباع نشده خود همچون وسايل تجملي، اتومبيل هاي گران قيمت و.. مصرف نمايند، لذا موفقيت مورد نظر قانون گذار بوجود نيايد.

عدم همگني در توانايي اقتصادي اعضاي تعاوني نيز نكته بسيار مهمي به شمار مي آيد. يك سؤال اساسي در زمينه موفقيت تعاوني ها اين است كه با توجه به فقر اعضاي تعاوني همچنان كه در هنگام تشكيل و اخذ تسهيلات به ناچار بعضي از اعضا مجبور مي شوند ناتواني ديگر اعضاي تعاوني را در تأمين وثائق و ضمانت هاي لازم بانكي تحمل كنند، آيا پس از موفقيت تعاوني و رسيدن به سود دهي و يا در حين اجراي فعاليت هاي راه اندازي آن،‌عاملي وجود دارد كه اين موضوع باعث عدم سهم خواهي آن اعضا و يا عدم اقدامات قانوني بر عليه اعضاي راه انداز نشود؟ يعني طمع برخي از اعضا پس از به توليد رسيدن و سودآوري تعاوني، عاملي براي راكد كردن تعاوني و ورشكستگي آن نيست؟

به نظر مي رسد رفتار طرفهاي تعاوني ها و مخصوصاً بانك ها در عرصه همكاري با تعاوني ها همواره اينگونه نبوده است كه به صلاح خود و تعاوني ها عمل شده باشد. هنگامي كه بستانكاران (مخصوصاً بانك ها) براي دريافت طلب هاي خود از بدهكار (تعاوني) بهره هاي بيشتري طلب مي كنند (مخصوصاً جرائم تأخير) اين كار ممكن است باعث ورشكستگي كامل تعاوني و در نتيجه سوخت كامل طلب شود. همواره فشار بيشتر بر روي بدهكار نمي تواند تأخيركمتر و يا باز پرداخت بهتر را تضمين نمايد.

در فضاي فعاليت هاي اقتصادي بخش  تعاون البته تغييرات ساختاري كه حاصل بينش عميق و دقيق از مشكلات و موانع باشد به تنهايي كافي نيستند. واقعيت هاي دروني تعاوني ها با واقعيات موجود در  مؤسسات تجاري سنتي متفاوتند. در صورتي كه به اين موضوع توجه نكنيم تضادهاي كهنه ميان كارگران و مديريت و يا بين اعضا و يا ديگر طرفهاي درگير دركار تعاوني و نگرش هاي منفي كارگران و اعضاي تعاوني ها بخصوص در مناطق محروم، به توسعه، بهره وري و دگرگوني، قوي تر از آن است كه آنها را به ادامه همكاري برانگيزد.

در كل شايد بتوان برخي از علل مهم تر شكست تعاوني ها را به اين صورت باز نمود كه به نظر مي رسد:

1- تعاوني هاي موجود به طور كلي درجذب مديران كارآمد شكست خورده اند

2- منابع مالي و در دسترس تعاوني ها خيلي كمتر از حريفان سنتي اشان بوده است.

3- ساختارهاي «بنگاه» كه الگوي انتخابي اكثريت قريب به اتفاق تعاوني ها بوده از اين نظر كه بايد در اين ساختارها بين مالكين و اداره كنندگان اصلي از يك طرف و كارگران و كاركنان آنها از طرف ديگر يكساني و همانندي دقيق وجود داشته باشد، مورد اهمال قرار گرفته است و ضرورت دارد اين ساختارها مورد بازنگري قرار گيرد.

4- اكثر تعاوني هاي امروزي كه در جوي كاملاً‌ خصمانه از نظر رقابت اقتصادي به طور مستقل كار كرده اند، لازم است براي تداوم حيات خود به هم بپيوندند و گروه هاي حمايت كننده تشكيل دهند. شايد تعاوني هاي موفق با تلفيق شانس، قوه تخيل و يا دانش هاي مديريت بهره وري تصادفي توانسته اند بر مشكلات فائق شوند و مديران ورزيده اي جذب نمايند،‌اما بهم پيوستن و تأسيس صندوق هاي اعتباري مشترك، نهادهاي حمايت كننده و نيز تغييرات ساختاري در روابط مديريت و كار، ايجاد حس وفاداري منطقه اي و اتحاد و اتفاق نظر برگرفته از احساسات ناسيوناليستي منطقه اي مي تواند اثرات بسيار مؤثري بر موفقيت تعاوني ها بجا بگذارد.

5-رويكرد سريع و گسترش بدون ضابطه بخش تعاون مادامي كه فرهنگ كار در شركت هاي تعاوني به صورت تدريجي و از طريق آزمون و خطاي تجربي جامعه به وجود نيايد، نمي تواند يك بخش موفق تعاوني در بين دو بخش قدرتمند دولتي و خصوصي به وجود آورد. نگرش هاي كنوني مردم به همكاري با يكديگر براي به ثمر رسانيدن يك  تعاوني نگرشي مبني بر عدم مشاركت و يا مشاركت ضعيف همراه رقابت است. روالهاي رانتي در گسترش تعاوني ها نگرش هايي خصمانه مي آفريند. جهش ناگهاني  شتابزده دولت براي گذر به يك بخش تعاون فراگير شانس ضعيفي در تغييراين نگرش ها دارد. در حاليكه رويكرد تدريجي اگر بتواند تعاونيها را به طرز موفقيت آميزي مستقر سازد، شايد قادر باشد همانطوري كه ساختارهاي اقتصادي را دگرگون مي كند، اين ديدگاهها را نيز تغيير دهد، به اين دليل كه اعضا و كاركنان به شكل معمولي و طبيعي با تعاوني و ساختار فعاليت تعاوني سروكار پيدا خواهند كرد. البته اگر آن را انتخاب كنند. به علاوه توسعه بخش جديد تعاوني تا اندازه زيادي بستگي دارد به اينكه كارگران اين مسير را ترجيح مي دهند. يكي از نكات مهم و قابل توجه در اين زمينه اين است كه ابتكارات عملي جديد كه ممكن است به ايجاد يك تعاوني جديد منجر بشود يا نشود، بايد از پايين آغاز شود نه اينكه از بالا تحميل گردد.

در نهايت اينكه:

آيا در شرايطي كه در يك قطب نيروهاي بزرگ تجاري دولتي، سازمان هاي تجاري و اقتصادي غير دولتي عمومي  ودر قطب ديگر بخش خصوصي قدرتمند قرار دارد. يك بخش سوم «بخش تعاوني» قادر است بر پايه همكاري و نظارت مردم برحيات شغلي خود و از طريق بكارگيري مديران برگزيده خود رشد كند؟ و آيا اين بخش مي تواند و بايد از اركان اقتصادي باشد؟

 

2- براي جبران ضعف اطلاعاتي كارشناسان در ابتدا از طريق استفاده از تجارب ديگر كشورها متون و مطالب لازم آموزشي تهيه و سپس با استفاده از جديد ترين روشهاي آموزش ضمن خدمت در كنار سفرهاي كاري به خارج از كشور، آموزش هاي لازم به كارشناسان ادارات متولي امر داده شود و اين آموزش ها مستمراً به هنگام گردند.

3- به نظر مي رسد سازمان مديريت و برنامه ريزي، وزارت تعاون و بنياد تحقيقات مجلس شوراي اسلامي ضرورتاً مي بايست پروژه هاي بنيادي، كاربردي و توسعه اي براي تقويت ادبيات علمي بخش تعاون سفارشي نمايند و از آن طريق در ويرايش و كارآمد نمودن قوانين از طريق پيشنهاد لوايح قانوني كارآمد و روز آمد اقدام لازم را به انجام رسانند.

4- به نظر مي رسد اصول اوليه تعاون در اقشار متفاوت مردم، مخصوصاً‌ تشكيل دهندگان تعاوني ها مورد كم توجهي قرار گرفته باشد و اصول سود طلبي و رقابتهاي بازاري در كنار تفويض اختيار آراي اعضاي تعاوني ها به افراد خاص ماهيت تعاوني ها را بيشتر به مؤسسات داراي ابهام هويتي تبديل نموده باشد، در اين راستا آموزش اصول تعاوني به متقاضيان تأسيس در كنار نظارت صحيح مي تواند كارساز تلقي شود.

 

5- وجود سخت گيري هاي غير ضروري، تحميل استانداردهاي اضافي و تحميل هزينه هاي نامناسب درهنگام ساخت و تأسيس، همگي حاكي از كمبود دانش و ضعف اطلاعات دارد كه به نظر مي رسد نخست ارائه آموزش و اطلاعات صحيح و دوم نظارت دقيق بر طبق قانون در اين زمينه مي تواند بسيار كار ساز باشد.

6- اعتماد سرمايه اجتماعي همه ملتهاست و عدم آن فقري است كه جبران آن بسيار سخت تر از جبران فقر اقتصادي است. اين موضوع همواره اول از طرف دولت شروع خواهد شد. ثبات قدم هاي دولت، عدم تعويض آراء توسط مجريان، اجراي دقيق و درست قوانين به دور از تفاسير شخصي، و نظارت دقيق و صحيح بر اين موارد مي تواند در مردم باور راستگو بودن و درستكار بودن دولت را به وجود آورد. در غير اين صورت زماني كه دولت همواره به قولهاي خود عمل نكند، از بخش خصوصي در بدام انداختن تعاوني ها پيشي بگيرد، خود رقيب درجه اول آنها در اخذ تسهيلات و عرضه و توليد محصولات باشد، و با تصميم هاي نابخردانه موجبات تورم و ركود بيشتر را در جامعه فراهم آورد، قاعدتاً نمي توان انتظار داشت اعتماد اجتماعي صورت بگيرد. موضوع پول شويي و فساد اداري را نيز بايد به اين موضوع اضافه نمود. در هر حال پيشنهاد مي شود اصلاح اين رويه ها در رأس برنامه هاي دولت قرار گيرد تا اعتماد اجتماعي به عنوان اولين ومهم ترين سرمايه ملي شكل بگيرد. 

۷- تأسيس صندوقهاي بيمه تعاون با قدرت پاسخ گويي مناسب، نهادهاي ارائه دهنده مشاوره هاي مفيد و به روز اقتصادي و فني، نهادهاي حقوقي و بانك ها و صندوقهاي اعتباري مخصوص تعاون در كنار ارائه خدمات مناسب بازاريابي و بازارسازي توسط وزارت تعاون براي تعاوني ها با توجه به ضعف شديد آنها در اين زمينه مي تواند زمينه مناسب تقويت و پشتيباني همه جانبه را براي تعاوني ها بوجود آورد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم فروردین 1389ساعت 17:53  توسط پونه آسوده  | 

 مشكل تعاون

در نگاه برخي از صاحبنظران ، تعاوني ها اهرم مناسبي براي توسعه اقتصادي و اجتماعي به شمار مي‌‌ آيند كه مي‌‌ توانند در بهره وري بهينه از شرايط زندگي، كار و توليد و ارتقاي سطح درآمد و وضعيت اجتماعي جامعه مؤثر باشند. در تجربه برخي ازكشور ها تعاوني ها از جمله سازمان هايي هستند كه موفق شده اند وسيله تجميع نيرو هاي پراكنده و متفرق و جدا از هم را با وجود مقدار به ظاهر اندك اين نيرو ها، فراهم ساخته و با اين اقدام خود، موجبات افزايش درآمد و توليد محصولات كشاورزي، كارگاهي و صنعتي و در نتيجه تعديل و تثبيت قيمت ها و در نهايت، رفاه حال توليدكنندگان و مصرف كنندگان را فراهم آورند.
بنا به تعريف، تعاوني به معناي مشاركت و همكاري دسته جمعي مردم در حل مشكلات اقتصادي و تاريخي آنها مي‌‌ باشد كه به صورت هاي گوناگون در طول تاريخ وجود داشته است.


آمريكايي ها در تعاون ايران

آغاز رسمي تعاون در ايران را مي‌‌ توان موادي در قانون تجارت مصوب سال 1303 شمسي دانست كه به بحث در مورد تعاوني هاي توليد و مصرف پرداخته است. اما از لحاظ تشكيل و ثبت و فعاليت رسمي، بايد سال 1314 را آغاز فعاليت تعاوني ها در ايران دانست. در اين سال اولين شركت تعاوني توسط دولت در منطقه داودآباد گرمسار تأسيس شد.
از آغاز تشكيل تعاوني ها در ايران تا سال 1320، جمعاً سه شركت تعاوني روستايي با عضويت 1050 كشاورز به وجود آمد. تشكيل اين شركت ها مرهون كوشش و توجه آن عده از افرادي است كه براي كسب علم و فن به ممالك غربي فرستاده شده و در آنجا با اين نوع سازمان هاي اقتصادي و اجتماعي آشنا گرديده بودند. اما براي گسترش تعاوني ها، بعد از سال 1320 رضاشاه وزير كشور وقت را مأمور كرد تا در را‡س هيأتي براي تعليم مأموران و آشنا ساختن مردم با مفهوم قوانين تعاوني، به شهر ها و روستا هاي دور و نزديك سفر كرده و حس مسؤوليت جمعي مردم به ويژه طبقات توليدكننده را برانگيزد. دراين دوره، اقدامات ديگري نيز از جانب دولت در جهت گسترش تعاوني ها صورت گرفت كه از آن جمله مي‌‌ توان به توزيع فرآورده هاي كارخانجات دولتي توسط شركت هاي تعاوني مصرف اشاره كرد.
اما وقوع جنگ جهاني دوم نه تنها برنامه هاي مزبور، بلكه ساير نهاد ها را تحت الشعاع قرار داد. بعد از شهريور 1320 از سوي بعضي از كشور ها به ويژه آمريكا، هيأت هايي براي ارايه كمك هاي فني وارد ايران شدند. اين هيأت ها در جهت گسترش تعاوني ها نيز اقداماتي معمول داشته و برخي مؤسسات از جمله مؤسسات وابسته به سازمان ملل متحد مانند سازمان خواربار جهاني و دفتر بين المللي كار، هيأت عمليات اقتصادي و عمران آمريكا، بنياد فورد، مؤسسه خاور نزديك و مؤسسات تعاوني بين الملل كشور هاي اروپايي را راه اندازي نمودند. در همين دوره، كميسيون تعاون در سازمان برنامه تشكيل شد كه در آن عده اي از كارشناسان مؤسسات ياد شده عضويت داشتند. جالب آنكه برنامه هاي تعاوني كشور بايد به تصويب اين كميسيون مي‌‌ رسيد. با تلاش هاي صورت گرفته، تعداد تعاوني هاي تشكيل شده (اعم از صندوق هاي تعاون روستايي و تعاوني هاي مصرف)، تا سال 1330 به يكصد شركت رسيد، هرچند اكثريت قريب به اتفاق آنها فعاليت مؤثر و چشمگيري نداشتند.
با تصويب قانون اصلاحات ارضي و قانون اصلاحي آن در سال هاي 1338 و 1340، اراضي بزرگ مالكين بين زارعين تقسيم و نظام فئودالي متزلزل گرديد. از آنجايي كه كشاورزان دريافت كننده زمين ناچار بودند قبلاً عضويت شركت تعاوني روستايي را بپذيرند، در مدت كوتاهي بيش از 8000 شركت تعاوني روستايي تشكيل شد كه بعداً درهم ادغام شده و سه هزار شركت تعاوني را به وجود آوردند. سرعت عمل تشكيل اين تعاوني ها آنقدر سريع بود كه نياز به سازماني براي هدايت، ارشاد، نظارت و پيشبرد امور آنها احساس شد. لذا سازمان مركزي تعاون روستايي ايران رسماً در سال 1342 تأسيس و موظف شد پيشرفت و توسعه تعاوني ها و پيشبرد عمليات اقتصادي، اجتماعي، بازرگاني و خدمات آنها را به عهده بگيرد. تعداد شركت هاي تعاوني تا بهمن 1357 (قبل از پيروزي انقلاب اسلامي‌‌) به 2174 شركت با دو ميليون و 296 هزار و 827 عضو و 28 اتحاديه بالغ گرديده است.

تعاون و انقلاب

وقوع انقلاب اسلامي‌‌، باور عمومي‌‌ را نسبت به تعاون تغيير داد. به موازات، به دنبال جنگ تحميلي و تعطيلي برخي از كارخانجات توليدي وكاهش واردات و در مجموع، كمبود بسياري از كالا هاي مصرفي، مراكز توزيع كالا تحت نظارت وزارت بازرگاني تشكيل شد كه خود موجب گسترش تعاوني ها در ايران گرديد. پس از اتمام جنگ تحميلي و در جلسه مورخ سيزدهم شهريور 1370 مجلس شوراي اسلامي‌‌، قانون بخش تعاوني اقتصاد جمهوري اسلامي‌‌ ايران تصويب شد كه اين امر گام مهمي در تقويت بنيان تعاوني ها محسوب مي‌‌ شود. تا پايان سال 1381 تعداد شركت هاي تعاوني ثبت شده بالغ بر68 هزار مورد بوده است كه حدود 48 درصد از اين تعداد بعد از سال 1376 به ثبت رسيده اند.
به طور كلي 13 رشته تعاوني در ايران فعاليت دارند كه شامل تعاوني هاي كشاورزي، اعتبار، تأمين نياز هاي توليدكنندگان، تأمين نياز صنوف، تأمين نياز مصرف كنندگان، حمل و نقل، خدمات صنعتي، عمراني، فرش دستباف، مسكن، مصرف آموزشگاهي و معدني مي‌‌ باشند. بر اساس آمار هاي موجود، تا انتهاي آبان ماه 1384 تعداد 101 هزار و 177 شركت تعاوني فعال و در دست اجرا در 13 رشته در كشورمان وجود داشته اند. ميزان اشتغال زايي ناشي از فعاليت اين تعاوني ها بالغ بر يك ميليون و 758 هزار و 41 نفر بوده است. همچنين تعداد كل اعضاي تعاوني ها 14 ميليون و 491 هزار و 923 نفر مي‌‌ باشد كه از اين تعداد 85 درصد را مردان و 15 درصد را زنان تشكيل مي‌‌ دهند. پايين بودن درصد مشاركت زنان در فعاليت هاي تعاوني به دلايل مختلف از جمله فرهنگ حاكم بر جامعه، آداب و رسوم و طرز تلقي و باور ها ، ضعف آموزشي براي زنان، عدم مشاركت زنان در فعاليت هاي مهم اقتصادي، اجتماعي و محدود بودن فعاليت اكثر زنان در محيط خانه مي‌‌ باشد. ميزان سرمايه گذاري در شركت هاي تعاوني تا پايان آبان ماه 1384 بسيار چشمگير بوده است. البته بايد اشاره كرد كه اين ميزان سرمايه، تنها سرمايه ثبتي شركت ها مي‌‌ باشد، در حالي كه ميزان دارايي هاي آنها بيشتر از اين رقم است.
از سوي ديگر، در برنامه سوم توسعه، بخش تعاوني ايران در قالب يك گزينه، تأمين 465 هزار شغل جديد و در قالب گزينه اي ديگر 1065 هزار فرصت شغلي جديد را هدف قرار داده بود كه آمار هاي موجود از موفقيت نسبي بخش تعاون و شركت هاي تعاوني از اين نظر حكايت دارد.
بر اساس آمار هاي موجود، در حال حاضر در كشورمان بيش از 20 هزار و 793 شركت تعاوني زنان با مشاركت زنان تشكيل شده است. شركت هاي تعاوني زنان عمدتاً به ارايه خدمات توليدي مانند فرش بافي، توليد پوشاك، توليد مواد غذايي، خدمات بهداشتي، توليد اسباب بازي و صنايع دستيمشغول هستند.


مشكل تعاون
براساس برخي از مطالعات صورت گرفته، بخش تعاوني مي‌‌ تواند 30 درصد از محصول ناخالص داخلي كشور را هدف قرار دهد. اما اين امر،درگروي سازمان دهي معقول، انضباط مديريتي و حمايت هاي قانوني از بخش تعاوني و فراهم سازي ساير زمينه هاي گسترش اين بخش مي‌‌ باشد. مطالعات مختلف نشان مي‌‌ دهند كه براي ايجاد يك شغل در بخش تعاوني حدود 30 ميليون ريال اعتبار مورد نياز است، در حالي كه حداقل هزينه لازم براي ايجاد هر فرصت شغلي در بخش هاي ديگر 100 ميليون ريال و بالاتر است. براساس برآورد هاي برنامه سوم توسعه، سالانه مي‌‌ بايد بيش از 760 هزار فرصت شغلي در كشور ايجاد مي‌‌ شد كه با توجه به وضعيت بخش تعاوني انتظار مي‌‌رفت يك سوم اين رقم توسط بخش مذكور ايجاد شود. اما اين هدف تحقق نيافت واشتغال زايي اين بخش طي سال هاي برنامه سوم از 180 هزار نفر فراتر نرفته است. همچنين در قانون برنامه سوم توسعه پيش بيني شده بود كه رشد سرمايه گذاري در بخش هاي خصوصي و تعاوني به 5/ 8 درصد بالغ گردد. اما آمار هاي موجود حاكي از تنها دو درصد رشد در بخش تعاوني آن هم در بهترين شرايط مي‌‌ باشد.
از سوي ديگر، فقدان يك سيستم نظارتي كارآمد در وزارت تعاون، باعث شده تا تسهيلات مربوط در مسير هاي غيرمولد به كار گرفته شود. عدم همكاري كافي وزارت تعاون و فقدان نظارت و راهنمايي و تفهيم شركت هاي تعاوني و نيز فقدان مشاورين اقتصادي در اين وزارتخانه براي مشورت دهي به شركت ها - كه از وظايف رسمي آنها است - از عوامل اصلي كاهش رشد سرمايه گذاري در بخش تعاون بوده است. اين در حالي است كه سهم تعاوني ها در صادرات غيرنفتي كه بايد به 15 تا 20 درصد كل حجم صادرات مي‌‌ رسيد، در عمل بسيار جزئي و ناچيز بوده است.
براساس آمار هاي ارائه شده، در حال حاضر حدود 15 ميليون نفر از جمعيت كشورعضو تعاوني ها هستند كه با احتساب افراد تحت تكفل آنها، شايد حدود بيش از نيمي از جمعيت كشورمان به نحوي با تعاوني ها در تعامل هستند. اما با توجه به ضعف هاي جدي وزارت تعاون در زمينه عدم ايجاد سازوكار نظارتي مربوط به اجراي قوانين در بخش تعاوني يا عدم جذب اعتبارات لازم، نتوانسته است باعث بهبود وضعيت امور اجتماعي، امنيت و اعضاي تعاوني ها شود.
يكي ديگر از معضلات بخش تعاون كه به رشد كند آن دامن زده است، ضعف مديريت است. البته ضعف مديريتي در ايران جنبه ساختاري داشته و مختص وزارت تعاون و يا تعاوني ها نيست.


چالش ها

چالش هاي بخش تعاون را مي‌‌ توان به صورت زير مدنظر قرار داد:

فقدان فرهنگ سازي كافي در تثبيت انديشه تعاوني، نارسايي در عادات، مشاركت ناپذيري، مسؤوليت ناپذيري و قانون ناپذيري.
عدم همكاري جدي بخش دولتي با بخش تعاوني و تكيه مسؤولان بر شعار هاي آرماني بدون فراهم ساختن ابزار ها و زمينه هاي عملياتي.
دشواري هاي قانوني و شفاف نبودن برخي مقررات مربوط به بخش هاي خصوصي، تعاوني و دولتي در اقتصاد كشور.
دشواري هاي ناشي از كمبود اعتبارات و فقدان آگاهي كافي از ابعاد گوناگون مقوله تعاون در پرسنل وزارت تعاون و مديران آنان.
گزينش عوامل و چالش هاي مديريتي غيركارشناسي و نوعاً سليقه اي مديران.
فقدان انضباط كافي در مديريت كلان براي سازمان دهي و بهره برداري از پتانسيل هاي حقوقي، اقتصادي و اجتماعي.
فقدان نظارت و كنترل و نبود سازوكار هاي مناسب براي حل و فصل معضلات اجتماعي.
فقدان هماهنگي مديريت كلان با نهاد هاي مرتبط با مقوله تعاوني.
ناتواني مديران براي طراحي الگوي استراتژيك در توسعه و پيشبرد تحركات تعاوني ها.
عدم وجود رشته هاي تخصصي كافي براي آموزش متخصصان امر تعاون در دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالي و پژوهشي.


عدم تدوين سياست هاي كلان براي بخش تعاون، تبديل نشدن واحد هاي كوچك تعاوني به قطب هاي اقتصادي و اجراي سياست هاي مقطعي براي توسعه اشتغال از ديگر موانع توسعه تعاوني ها مي‌‌ باشند.




 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم بهمن 1388ساعت 10:4  توسط پونه آسوده  | 

مقدمه :

 هر چند کنترل عوامل خسارت زا با استفاده از آفت کشها در بخش کشاورزی سودمند و ضروری است اما بی توجهی و افراط در مصرف آفت کشها باعث خسارات قابل توجهی در موجودات زنده و ایجاد بیماری و مرگ در انسان ها می شود.

این مشکلات ناشی از تماس مستقیم و غیر مستقیم انسان با آفت کشها است. افرادی که در تماس مستقیم با این مواد شیمیایی قرار می گیرند بیشتر در معرض خطر قرار دارند این افراد شامل کشاورزان و خانواده آنها و کارگرانی هستند که در بخش کشاورزی یا در کارخانه تولید سم کار می کنند، کارگرانی که در معرض تماس با سموم شیمیایی قرار دارند.

اولین محل تماس سم در انسان پوست است، به محض اینکه بدن در معرض سم قرار می گیرد، سم در بدن جذب می گردد و یا بدون جذب شدن تنها در پوست باقی می ماند.جذب آفت کش در بدن می تواند باعث بروز مشکلاتی برای سلامتی انسان بشود. مشکلاتی مانند سوزش چشم، مشکلات دستگاه تنفسی و مسمومیت حاد که ممکن است به مرگ بیانجامد. در صورت عدم جذب و باقی ماندن سموم روی پوست حساسیت های پوستی اتفاق می افتد.

تماس غیر مستقیم با سموم شیمیایی ناشی از خوردن غذاهایی است که سموم آفت کش در آن نفوذ کرده اند این امر می تواند باعث افزایش مقدار مواد سمی در بدن انسان گردد بدن انسان دارای سیستم های تنظیم کننده متعددی است، این سیستمهای تنظیمی باعث می شود که تمام اجزا بدن در پاسخ به محرک های بیرونی واکنش مشخصی را نشان دهد. این نوع تنظیم، به نام خود پایداری شناخته شده است و برای تمامی فرآیندهای جسمی بدون اطلاع و آگاهی بروز می نمایند، هنگامی که در اثر شرایط محیطی (گرما یا سرمای زیاد) یا شرایط درونی (بیماری یا مسمومیت) بدن قادر به تنظیم نباشد، علائم غیر معمول و بیماری ظاهر می گردد. بنابراین نشانه ها و علائم مسمومیت آفت کش ها اغلب شبیه به انواع مختلفی از عوارض بیماریها هستند به عنوان مثال : سر درد، تب، تهوع، استفراغ و اسهال علائم معمولی بیماری هستند که در شرایط متفاوت ایجاد می گردد. خود پایداری بدن به وسیله عکس العمل بیرونی یا درونی بدن به محرک ها دچار عدم تعادل می شود که به ماهیت درونی عامل تحریک و نیز به مقدار و مدت تاثیر استرس بستگی دارد، وقتی تحریک بسیار یا مدت دار باشد خود پایداری و خود تنظیمی نمی تواند حفظ یا بازگردانده شود و بیماری در این زمان بروز می نماید. علائم مسمومیت شیمیایی اغلب شبیه علائمی هستند که به وسیله عوامل زیستی مثل باکتری ها و یا ویروس ها بروز می نماید.

 سموم شیمیایی چگونه بر سلامت انسان تاثیر می گذارند؟

سموم شیمیایی با تغییر سرعت فعالیت های مختلف بدن، افزایش آنها ( افزایش تپش قلب و تعریق) یا کاهش آنها (توقف کامل تنفس) عمل می کنند. مثلا افرادی که در معرض حشره کش مالاتیون قرار می گیرند دچار تعریق و تعرق زیادی میشوند این پدیده در اثر یک سری از رخدادهای فیزیولوژیکی در بدن اتفاق می افتد که به عنوان پاسخی به مواد شیمیایی وارد شده در بدن است. در نتیجه :

1-این تغییر بیوشیمیایی به تغییر سلولی می انجامد (افزایش فعالیت عصبی)

2-تغییر سلولی موجب تغییرات فیزیولوژیکی می شود که علائم مسمومیت مشاهده یا در سیستم های فیزیولوژیکی خاص بدن ( اندام ها یا دستگاه های بدن ) احساس می شود.

بسته به مکانیسم بیوشیمیایی ویژه، یک فعالیت یکسان ممکن است اثرات خیلی وسیعی در بدن داشته باشد، و یا ممکن است سبب تغییرات محدودی در فعالیت های فیزیولوژیکی در یک ناحیه خاصی از بدن گردد. برای مثال سم مالاتیون موجب غیر فعال شدن آنزیمی می شود که رابطه بین اعصاب است.

 سمیت

 سمیت واژه ای عمومی است و شامل اثرات زیان آوری است که توسط آفت کش ها ایجاد می شود. این اثرات زیان بار می تواند، شامل گروهی از علائم ساده همچون سردرد، تهوع و یا علائم شدید مثل کما، تشنج و حتی مرگ باشد.  اغلب

مسمومیت های ناشی از سموم اگر به سرعت مورد توجه قرار گیرند بهبود پذیرند و باعث صدمه دائمی نمی شوند اما ممکن است بهبودی کامل در دراز مدت حاصل آید. آفت کش ها می توانند بر روی یک سیستم و عضو خاص در بدن تاثیر بگذارند، یا ممکن است روی مجموعه ای از اندام های بدن اثرات سوء خود را نشان دهند.

گاهی مسمومیت براساس تاثیر گذاری بر دستگاه های مختلف بدن به گروه های دیگری نیز تقسیم می شوند.

 

 

 

 

 

 

 

طبقه بندی مسمومیت

اندام های تحت تاثیر

علائم عمومی مسمومیت

تنفسی

بینی، نای و شش ها

سوزش، سرفه، خفگی و تنگی نفس

گوارشی

معده و روده

تهوع، استفراغ و اسهال

داخلی

کلیه ها

پشت درد، اوره بیشتر یا کمتر از حد نرمال

عصبی

مغز و نخاع

سردرد، سر گیجه، اختلالات رفتاری، افسردگی و تشنجات اغمایی

خونی

خون

کم خونی ( خستگی و ضعف )

پوستی

پوست و چشم ها

خارش، سرخی و تورم

تولید مثل

تخم دان ها، بیضه ها

ناباروری و سقط جنین

 به جهت اینکه تعداد واکنش های بدن به محرک های شیمیایی و غیر شیمیایی کم است، علائم و نشانه های مشخصی بروز پیدا می کند. در بیشتر موارد تعیین اینکه آیا بیماری در اثر قرار گرفتن در معرض مواد شیمیایی رخ داده  (مثل ویروس آنفلوآنزا ) غیر ممکن است.

تاریخ قرار گرفتن در معرض و تماس با یک ماده شیمیایی یک سر نخ مهم در کمک به تعیین عامل بیماری است، اگرچه تاریخچه بیماری به طور قطعی نمی تواند ثابت کند که ماده شیمیایی عامل بیماری است.

برای اثبات اثر مواد شیمیایی روی بدن پیدا شدن ماده شیمیایی در خون و اندازه گیری میزان آن جهت پی بردن به بیماری زا بودن آن بسیار مهم است.

 فاکتورهای تعیین کننده در مسمومیت با سموم کشاورزی

 معیارهای مختلفی جهت اندازه گیری سمیت مواد شیمیایی وضع شده است یکی از این معیارها اندازه (دز) کشنده پنجاه درصد یا LD50 است که معمولا بر روی ظرف های حاوی سموم درج می شود. واژه LD50 شدت سمیتی است که از طریق جذب پوستی و یا دهانی برای کشتن 50% کل حیوانات تحت آزمایش آن سم مورد نیاز است. آفت کش های خیلی سمی LD50 خیلی کمی دارند و بالا رفتن LD50 سموم دلیلی بر کاهش خطرات آن سم خاص است.

اندازه مصرف آفت کش نیز در مسمومیت ایجاد شده بوسیله سم تعیین کننده است. اگر مقدار بیشتری از سم جذب بدن شده باشد مسمومیت حاصله از سموم با سمیت پایین نیز جدی خواهد بود. کنترل مقدار سم یکی از اصول ایمنی استفاده از آفت کش ها است، باید توجه داشته باشیم چه مقدار از یک آفت کش کشنده است، مقدار خیلی پایین اغلب آفت کش ها بدون تاثیر است.

بروز علائم مسمومیت آفت کش ها نه تنها به دز سم بستگی دارد بلکه به مدت قرار گرفتن در معرض سم نیز وابسته است. ضمنا برای اکثر آفت کش ها اثرات مسمومیت مشاهده از طریق تماس تصادفی و کم با سم ممکن است کاملا متفاوت از تماس های تکراری باشد.

علائم مسمومیت تکراری با سم به آرامی توسعه می یابد و در اکثر موارد ممکن است علائم مسمومیت مشابه با علائم بیماری های مزمن باشد، تشخیص اینکه مسمومیت با آفت کش هاست یا بیماری باید با انجام آزمایشات مشخص گردد.

تعیین کننده نهایی در مسمومیت ایجاد شده توسط سموم، مسیر ورود سم به بدن است، مسمومیت با آفت کش از طریق خوردن، استنشاق یا جذب از راه پوست اتفاق می افتد. بیشتر مواد شیمیایی توسط هر سه روش بیان شده در مقدار بالای سم ایجاد مسمومیت می کند.

تماس و نفوذ پوستی عمومی ترین راه نفوذ سم به بدن می باشد و اگر مقدار معینی از آفت کش به بدن وارد شده باشد اثرات سمی بطور عادی دیده خواهد شد. اثرات مشاهده شده در اکثر حالات محدود به علائمی مثل خارش و حساسیت پوست می باشند.

 آفت کش ها و سرطان

 با توجه به توضیحاتی که در قبل ارائه گردید آنچه در ادامه می آید مختصری است از تاثیرات اثبات شده آفت کش ها بر سلامت انسان که باید مورد توجه بیشتر قرار گیرد آفت کش ها از طریق روش های مختلفی باعث ایجاد سرطان می شوند. این روش ها عبارتند از :

 

1-تاثیرات ژنتیکی : ایجاد تغییرات مستقیم در سلول و ژن انسان طبیعی

2-جهش : باعث تثبیت و تکثیر سریع غیر نرمال می شود و ممکن است باعث تحریک خاموش و آرام اما سرطانی شدن سلول های حساس هورمونی بشود.

3-تاثیرات سمی : روی سیستم ایمنی و از کار انداختن سیستم طبیعی مقابله با سرطان و بیماری ها در بدن.

 دانشمندان براساس دانش کنونی به این نتیجه رسیده اند که حتی یک اندازه خیلی کم از عامل شیمیایی مسموم کننده ژنتیکی می تواند باعث تبدیل یک سلول سالم به یک سلول سرطانی بشود. همچنین احتمال بروز سرطان در کارگرانی که در معرض سموم هستند نسبت به سایر افراد دو برابر است. کشاورزانی که در محیط کارشان از سم آلاکلر استفاده می کنند 50% بیشتر از سایر افراد احتمال بروز سرطان روده را دارند و این سابقه کاربرد اگر 5 سال و یا بیشتر باشد احتمال بروز سرطان روده 5 برابر بیشتر از سایر افراد است سموم حشره کش کلردان، بو، ایندرین، آلدرین و دیلدرین احتمال بروز این نوع سرطان را 4 برابر افزایش می دهند.

 سرطان پستان سالانه افزایشی 1 الی 2% را نشان می دهد و آلوده کننده های محیطی از جمله سموم کشاورزی در افزایش بروز این نوع سرطان نقش عمده ای دارند در یک تحقیق خاص ارتباط بین بروز سرطان پستان و علف کش آترازین مشخص شده است.

سرطان تیرویید نیز از جمله سرطان هایی است که احتمال بروز آن در افرادی که در معرض سمومی مثل 2-4D قرار دارند بیشتر است. تحقیقات نشان داده مصرف قارچ کش هایی مثل زینب، مانب و مانکوزب، احتمال بروز این نوع سرطان را در افراد سه برابر بیشتر می کند.

ارتباط بین سموم 2-4D و آترازین و کاپتان با نوعی از سرطان خون اثبات شده و باغدارانی که در معرض این سموم قرار دارند 3 برابر بیش از سایرین به آن مبتلا می شوند.

سالانه 8000 کودک زیر 15 سال به تومور مغز و سرطان خون مبتلا می شوند و کودکانی که والدینشان در محیطی کار می کنند که با سموم سر وکار دارند احتمال بروز سرطان خون در آنها بیشتر است.

 سموم و سیستم تولید مثل در انسان

تحقیقات نشان داده است که سموم آفت کش باعث سقط جنین، عدم رشد فکری ناقص الخلقه بودن نوزاد در هنگام تولد و نقص هایی در اعمال و بافت های بدن می شوند. در تحقیقات آشکار گردیده است که سم کارباریل باعث ایجاد اشکال غیر طبیعی در اسپرم می شود. همچنین مشخص گردیده است که علف کش 2-4D برای دستگاه های تولید مثلی بدن مسمومیت زا است آزمایشات نشان داده است که بین این سم و کاهش تعداد اسپرم و افزایش اسپرم های بدن شکل ارتباط مستقیم وجود دارد.

بررسی های انجام شده روی 800 مرد نشان داد که میزان باروری مردانی که در محیط کارشان با سموم مواجه هستند در مقایسه با سایر افراد کاهش معنی داری دارد تحقیقات مشابهی در هلند روی باغداران نشان داد که این افراد مدت زمان بیشتری برای بچه دار شدن نیاز دارند این مدت در بهار و تابستان که علف کش ها بیشتر مورد استفاده قرار می گیرند تقریبا دو برابر است مشخص شده زنانی که در محیطی با آبهای آلوده با سموم زندگی می کنند در مقایسه با سایر افراد تاخیر قابل ملاحظه ای در رشد درون رحم دارد.

اثرات سموم کشاورزی در ایجاد ناقص الخلقگی

 

1-افزایش دو برابر در بروز بیماری لب شکری

2-افزایش 3 الی 4 برابر نقص در اندام های حرکتی برای کشاورزان و 2 برابر برای افرادی که در منزل سمپاشی می کنند.

3-افزایش 2 الی 3 برابر بروز اختلالات قلبی و عروقی

4-افزایش 2 الی 3 برابر بیماری ماندن بیضه ها در شکم به علت رشد ناقص و شکاف پیش آبراه آلت تناسلی مردان.

تحقیقات انجام شده در آمریکا نشان داد در کودکانی که والدینشان کار کشاورزی دارند 60 درصد احتمال بروز ناقص الخلقگی بیشتر است و برای کودکانی که در مزارع زندگی می کنند 4/2 برابر سایر افراد است.

تحقیقات در آمریکا نشان داده در مکان هایی که آب ها آلوده به علف کش آترازین است احتمال بروز انواع ناقص الخلقگی 2 الی 3 برابر، اختلالات جنسی 3 الی 4 برابر و اختلالات اندام های حرکتی 7 برابر بیشتر مکان هایی است که این آلودگی در آن وجود ندارد.

 سموم کشاورزی و بیماری های پوستی

 بیماری های پوستی دومین رتبه بیماری های معمول مربوط به مشاغل هستند و 15 الی 25٪ از این گزارشات مربوط به آفت کش هاست.

از گروه ضد عفونی کننده ها متیل بروماید، دیکلرو پروپن (تلون) و متام سدیم و از گروه علف کش ها پاراکوت، و از گروه قارچ کش ها سولفور-تیرام، بنومیل و کاپتان محرک ورم های پوستی هستند. از مجموعه قارچ کش ها به مواد آلرژی زا نیز معروف می باشند، مانب مانکوزب، زینب و تیرام را می توان نام برد.

سه سم زینب- مانب و مانکوزب- از جمله سمومی هستند که با وجود گزارش های متعدد از معایب و ناهنجاری های ناشی از آن طی سال های اخیر در ایران تولید و در سطح وسیع مصرف میشود.

 سموم کشاورزی و بیماری های تنفسی

 تحقیقات روی بیش از 2000 کشاورز ارتباط بین ایجاد آسم و آفت کش های گروه فسفره و کار بامات را نشان داده است.

تحقیقات در آلمان نشان داد 40 درصد از کشاورزانی که از سموم بنومیل، کاپتان، پاراتیون، آزینفوس متیل استغاده می کنند دچار آسم می باشند.

تحقیق دیگری در روی 54 کشاورز نشان داد که برونشیت مزمن در 50 درصد از این افراد شیوع دارد و 66 درصد از آنها دچار کاهش فشار دمی و بازدمی هستند که به علت ضعیف بودن ماهیچه های سیستم تنفسی است.

 سموم کشاورزی و بیماری های عصبی

 تحقیقات نشان داده است که سموم پاراکوات، دیلدیرین، مانب و مانکوزب منجر به بیماری پارکینسون یا لرزش غیر ارادی اندام های بدن می شود. آشکار شده است افرادی که در حوالی مناطقی زندگی می کنند که در معرض آفت کش ها قرار دارند احتمال بروز بیماری پارکینسون در آنها بیشتر است. تحقیقات نشان داد افرادی که در معرض علف کش ها هستند 4 برابر و افرادی که در معرض حشره کش ها هستند 3 الی 4 برابر احتمال بروز بیماری پارکینسون در آنها بیشتر است.

 توصیه هایی برای استفاده صحیح از آفت کش های شیمیایی

 تمامی آفت کش های شیمیایی باید با احتیاط کامل به کار برده شوند، برای استفاده مطمئن و دائمی از تمامی مواد شیمیایی تذکرات ذیل را رعایت کنید.

 

1-قبل از استفاده مواد شیمیایی اطلاعات برچسب روی آن را به دقت خوانده و طبق دستور العمل اجرا کنید.

2-آفت کش ها را دور از دسترس کودکان و در ظروف در بسته و برچسب دار نگهداری کنید.

3-از کشیدن سیگار در زمان سمپاشی یا گرد پاشی خوداری کنید.

4-اگر در زمان استفاده از آفت کش یا کمی بعد از آن احساس تهوع، سردرد، سرگیجه و یا ... نمودید به پزشک مراجعه نمائید.

5-دستانتان را بعد از سمپاشی یا گرد پاشی و قبل از غذا خوردن یا سیگار کشیدن بشوئید  و لباستان را تعویض کنید.

6-سعی کنید با روش های مختلف مدیریت آفات و بیماری ها در زراعت و باغ آشنایی پیدا کنید و استفاده از سموم را به عنوان آخرین راه انتخاب نمائید. تا به تامین سلامت خود و مصرف کنندگان کمک نمائید.

7-از لباسهای محافظت کننده و ماسک استفاده کنید. در صورت ریختن مواد سمی روی پوستتان فورا آن را با آب و صابون بشوئید.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم بهمن 1388ساعت 18:16  توسط پونه آسوده  | 

مقدمه

مدرسه در مزرعه یک برنامه ریزی برای یادگیری در مزرعه و مدیریت کلیه فعالیت هایی است که در هر یک از مراحل از بذر تا بذر مزرعه انجام می شود. یکی از ابزارهای مهم در به کارگیری شیوه مدرسه در مزرعه ساده کردن روش های علمی است در این روش انجام آزمایش و تحقیق با رویکرد مشارکتی و بهره گیری توسط کشاورزان مشارکت کننده و سایر کشاورزان توسعه می یابد و این موضوع به درک بهتر کشاورزان از مدرسه در مزرعه کمک خواهد کرد.

 

مهمترین عوامل موثر در شیوه مدرسه در مزرعه کشاورزان

 ۱-مطالعه در تمام طول فصل از بذر تا بذر :

در این فرایند فرصت یادگیری و درک عمیق درباره مراحل مختلف رشد گیاه، آفات و بیماری ها، دشمنان طبیعی، برای کشاورزان مشارکت کننده فراهم می شود. فعالیت ها بر اساس مراحل بحرانی رشد و تکامل گیاه طراحی و برنامه ریزی می شود امکان شناخت و ارزیابی تصمیمات اتخاذ شده در تمام فصل و مراحل مختلف تولید بر روی عملکرد اقتصاد تولید و دیگر شاخص های مربوطه به تولید محصول امکان پذیر می گردد.

2-برگزاری ملاقات و نشست های منظم و متناوب کشاورزان در طول فصل زراعی :

در این فرایند برگزاری جلسات منظم در شرایط واقعی مزرعه موجب یادگیری اصولی تر می شود. از الزامات این فرایند طراحی و برگزاری جلسات با حضور بهره برداران در گروه های 25-10 نفره در طول فصل زراعی به صورت منظم و با توجه به نیاز کشاورزان و محصول می باشد.

3-استفاده از مزارع کشاورزان برای تحقیق و آزمایش و مقایسه سیستم های مختلف مدیریتی محصول :

در این فرایند کشاورزان پاسخ پرسش های خود را در شرایط مزرعه و از طریق آزمایش تجربه می کنند و درباره آنها به تجزیه و تحلیل می پردازند. کشاورزان قادرند درباره آنچه اتفاق افتاده توضیح دهند.

همچنین تحقیقات مزرعه ای فرصت مناسبی برای ارتباط بهره بردار با محقق است که می تواند به عنوان همکار تحقیقاتی با محقق فعالیت نماید.

در حقیقت کشاورزان طراح برنامه های تحقیقاتی بوده و برنامه ها را ساماندهی می کنند.

از الزامات فرایند می توان به مطالعات مزرعه ای به عنوان بخشی از فعالیت ها که به سادگی در مزرعه تحقیقاتی گروه کاری باید انجام شود در صورت کاهش محصول در مزرعه تحقیقاتی گروه نوعی جبران خسارت از طرف کشاورزان عضو گروه کاری در نظر گرفته می شود.

4-تجزیه و تحلیل کشت بوم :

تجزیه و تحلیل کشت بوم می تواند دانش کشاورزان را افزایش دهد. در این فرایند کشاورزان در طی روند تجزیه و تحلیل کشت بوم با حشرات، دشمنان طبیعی، علف های هرز، بیماریها، وضعیت آب و هوایی و ارتباط آن با آفات و بیماریها و ... اطلاعاتی را کسب می کنند.

در این روش مشاهدات مزرعه ای کشاورزان و اطلاعات مربوط به هر آنچه که مزرعه مشاهده می کنند به صورت نقاشی و پوستر بر روی کاغذ ترسیم و تجزیه و تحلیل می گردد و کشاورزان یافته های خود را با یکدیگر در میان گذاشته و با احساس آزادی و اختیار و اعتماد به نفس توصیه هایی برای مدیریت بهینه مزارع بدست می آورند.

از الزامات این فرایند ارایه مباحث مربوطه تجزیه و تحلیل کشت بوم و مشاهدات مزرعه ای به صورت نقاشی در قالب پوستر است.

5-تشکیل گروه های کاری و تیمی :

در این فرایند تمرین کار گروهی و تیمی برای ایجاد رقابت بین گروه، تقویت خلاقیت، اجتماعی تر شدن، برابری و جذاب شدن محیط آموزشی محوریت کار تشکیل می دهد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم بهمن 1388ساعت 17:34  توسط پونه آسوده  |